کتاب «شاهی که آخر شد» رونمایی شد؛ در این کتاب پاسخی علمی سلیمی نمین به سفیدشوییخاندان پهلوی آمده است.
مراسم رونمایی از جلد اول کتاب «شاهی که آخر شد» جدیدترین اثر مکتوب عباس سلیمی نمین دقایقی پیش در پردیس سینمایی باغ کتاب تهران با قرائت فاتحه برای رح شهید علی لاریجانی آغاز شد؛ در این کتاب سلیمی نمین به اخبار جعلی که به سفیدشویی پهلوی پرداخته اشاره دارد و سعی کرده با نگاهی روان شناسانه به خاندان پهلوی و سابقه آنها بپردازد.
در این مراسم چهرههای نام آشنای عرصه قلم حضور دارند که از آن جمله میتوان به حجت الاسلام دکتر حمید پارسانیا عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، دکتر حسین صفار هرندی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، محمد قوچانی فعال رسانه، موسی نجفی و رضا پورحسین اشاره کرد.
در ابتدای این مراسم، عباس سلیمی نمین نویسنده کتاب «شاهی که آخر شد» صحبت کرد. او در مقدمه صحبتهای خود گفت: از شما عزیزان ممنونم که در این مراسم حضور دارید. شما با حضور خود ما را برای راهی دشوار دلگرم میکنید. شما از وضعیت پژوهش در کشور بی اطلاع نیستید و میدانید کسانی که در این عرصه کار میکنند شرایط سختی دارند و اینکه آمدید نشان میدهد که برای امر پژوهش احترام قائل هستید.
او با اشاره به ضرورت نگارش آثار ادبی پژوهشی به جهت تبیین دوران پهلوی گفت: همانطور که اطلاع دارید در مورد پهلوی کار چندانی صورت نگرفته است. نمیگویم کاری انجام نشده، اما قطعا امروز با توجه به حجم گستردهای از فعالیتها که برای معرفی پهلویها به نسل جدید و جامعه جهانی صورت میگیرد، حجم کار انجام شده ما در این عرصه قابل تفاخر نیست.
وی تاکید کرد: کشور ما در چارچوب یک انقلاب سراسری، تحول بزرگی رقم زد که منجر به انقلاب اسلامی شد. باید مناسب با آن این انقلاب کار شناختی صورت میگرفت که متأسفانه انجام نشده است؛ نه سرمایهگذاری خوبی شده و نه در بهکارگیری عناصر شایسته برای تولید آثار هنری و نگارشی، اقدام متناسبی شده است. شما نسبت به این نقیصه واقف و از تبعات سو آن مطلع هستید.
نویسنده کتاب «شاهی که آخر شد» در پایان صحبتهای خود ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهید لاریجانی گفت: از ایشان یاد میکنم به این جهت که جایشان در این مراسم بسیار خالی است. شهید لاریجانی شخصیت برجستهای بود و برای امر پژوهش اهمیت زیادی قائل میشد. سلیمی نمین از حضار درخواست کرد که برای شادی روح آن شهید والامقام قیام کرده و فاتحهای قرائت کنند.
کتاب "شاهی که آخر شد" مدخلی به کشف حقیقت تاریخ معاصر است
حسین صفارهرندی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در این مراسم گفت: مقدمه این جلسه را دوستان بهخوبی و بهجا ادا کردند، اما فراتر از سپاسگزاری، باید بگویم که حقیقتاً شیفته روحیه مستحکم و قوی آقای سلیمینمین هستم.
وی افزود: ایشان همواره با حساسیتی فوقالعاده به فکر نسل جوان و کسانی بودهاند که فاصلهای با وقایع این انقلاب مقدس دارند و این دغدغه، دلمشغولی دائمی و همیشگی او بوده است. بهراستی مصداق آن کلام است که «لَعَلَّکَ باخِعٌ نَفْسَکَ عَلی آثارِهِم»؛ یعنی کسی که جان خود را در مسیر روشنگری فدا میکند.صفارهرندی تصریح کرد: من به این اهتمام و این روحیه بسیار ستودنی در جناب آقای سلیمینمین غبطه میخورم.
وی ادامه داد: در ذیل عنوان رونمایی این کتاب، نکتهای را عرض میکنم که شاید پیشتر هم در مجامع مشابه به آن اشاره کرده باشم.عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: از مقطعی، جریان معارض انقلاب ـ بهویژه پس از آنکه همه طرحها و ترفندهای خود را برای غلبه بر نظام برآمده از انقلاب آزمود و به نتیجه نرسید ـ بهخصوص بعد از جنگ، به یک خط جدید رسید.
وی افزود: این جریان به عوامل خود، بهویژه آنهایی که در داخل کشور بودند، القا کرد که دیگر مبارزات از جنس مبارزات مستقیم سیاسی یا حتی مسلحانه کارساز نیست؛ چراکه در عمل نشان داده شده نظام جمهوری اسلامی مستحکمتر از آن است که با این روشها جابهجا شود.
صفارهرندی خاطرنشان کرد: سندی در این زمینه وجود دارد که مرحوم برادر عزیزم آقای شایان آن را به من نشان داد؛ سندی که خط القایی جریان ضدانقلاب خارج از کشور به داخل را تبیین میکرد. مضمون آن این بود که کار اصلی، دستکاری ذهن مردم است؛ باید مردم را بهگونهای دیگر به اندیشیدن واداشت و آنچه ما میگوییم، باور کنند.
وی تأکید کرد: در همان سند آمده بود که بهترین کار در این مسیر، پرداختن به تاریخ است؛ البته آنها مدعی بودند که تاریخ حقیقی را به نسل مخاطب منتقل میکنند، اما ما میدانیم آنچه از آن بهعنوان «تاریخ حقیقی» یاد میشود، در واقع چیزی جز تحریف تاریخ نیست.
صفارهرندی ادامه داد: بر همین اساس، موجی از کتابنویسی درباره انقلاب اسلامی توسط جریان ضدانقلاب آغاز شد. واقعیت این است که ما در مقطعی از این حوزه جا ماندیم. البته اساتید بزرگوار تاریخ و صاحبان همتهای ستودنی، اقدامات ارزشمندی انجام دادند که جای قدردانی دارد، اما در حوزه تاریخ انقلاب، بهدنبال تحریفها و کتابسازیهایی که از خارج به داخل منتقل میشد، ما ناچار شدیم بهتبع آنها وارد میدان شویم.
وی افزود: آن جریان ضدانقلاب ـ که نمیخواهم نامش را ببرم ـ صراحتاً خطاب به جبهه فرهنگی خود اعلام کرده بود که بیایید تاریخ را منتشر و به مخاطب منتقل کنید، تا مخاطب بهعنوان یک عنصر دستآموز، هرچه ما میخواهیم در میدان عمل انجام دهد؛ دیگر نیازی به پرورش مبارزه سیاسی نیست.
صفارهرندی گفت: آنها معتقد بودند اگر ذهن افراد را با آلودگیهای ناشی از تحریف تاریخی پرورش دهید، همان فرد مانند ماشینی که برایش برنامهریزی شده، وارد عمل میشود.وی با اشاره به حوادث تلخ سالهای اخیر افزود: در برخی از این حوادث، شاهد به صحنه آمدن جوانان غفلتزده یا جوانانی بودیم که ذهن آنها توسط دیگران دستکاری شده بود. جالب آنکه برخی از خود آنها بعدها اظهار میکردند که وقتی در میدان بودند، تصاویری در ذهنشان رژه میرفت و دقیقاً نمیفهمیدند چه میکنند.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: آنها میگفتند تصور میکردیم در حال انجام یک بازی کامپیوتری هستیم و آنچه در خیابان انجام میدادیم، ادامه همان صحنههایی بود که در فیلمها دیده بودیم. دشمنان در این کار موفق بودند.
صفارهرندی تأکید کرد: من این مطالب را از باب تعظیم و بزرگداشت تلاش عزیزانمان در جبهه تبیین درست تاریخ و تحلیل تاریخ معاصر، بهویژه تاریخ انقلاب، عرض میکنم و این کتاب را یکی از مصادیق تنویر و تحلیل صحیح میدانم.
وی افزود: تمرکز ویژه بنده بر بخش مربوط به «کودتا» در این کتاب است. ببینید، جالب است که در زبان عربی، به کودتا «انقلاب» میگویند و این یکی از مشکلات ماست.
صفارهرندی تصریح کرد: وقتی ما از انقلاب سخن میگوییم، منظورمان خیزش و قیام عمومی ملت برای یک دگرگونی عظیم در عرصههای مختلف است، اما در جهان عرب، بسیاری از کودتاها ـ حتی اگر با انگیزههای ملی یا مردمی انجام شده باشند ـ انقلاب نامیده میشوند.
وی ادامه داد: برای مثال، کودتای افسران آزاد مصر یک کودتا بود؛ مردم در شکلگیری آن نقشی نداشتند، هرچند خواست مردم بعداً با آن همراه شد و جمال عبدالناصر به قهرمان ملی مصر تبدیل شد، تا جایی که هنگام اعلام استعفای او، مردم مصر به خیابانها ریختند تا مانع کنارهگیریاش شوند.
صفارهرندی گفت: با این حال، کودتای ناصر نیز اقدامی نبود که مردم در آن دخالت مستقیم داشته باشند؛ این کار افسران بود. اصولاً اکثر کودتاها دارای عقبه و پشتیبانی خارجی هستند.
وی در پایان افزود: قدرتهای بزرگ جهانی در بیش از 90 درصد کودتاهای صورتگرفته در دنیا نقش داشتهاند؛ هرچند من آمار دقیق ندارم، اما بررسی ذهنی و تاریخی این واقعیت را تأیید میکند و حتی گاه کسانی کودتا کردهاند که بعداً مورد پذیرش قرار گرفتهاند.
صفارهرندی ادامه داد: گاهی نیز پیش آمده که کودتاهایی بدون حمایت قدرتهای بزرگ انجام شده و حتی با واکنش آنها مواجه شده است؛ به این معنا که اگر آن کودتا با منافع قدرتهای خارجی تطبیق نداشت، همان قدرتها علیه آن اقدام میکردند. با این حال، نمونههای تاریخی که در آن یک قهرمان ملی بدون اتکا به قدرتهای خارجی دست به کودتا بزند و در برابر قدرتهای دیگر بایستد، بسیار اندک است.
وی با اشاره به کودتای 1299 در ایران گفت: اسناد این کودتا بعدها توسط خود بانیان آن منتشر شد و نشان داد که از مرحله طراحی اولیه تا اجرای کامل آن، در تمام مراحل قدرت خارجی حضور داشته است.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: در این میان، فردی مانند رضاخان بهعنوان عامل قلدور برای اجرای عملیات انتخاب شد و در کنار او نیز فردی همچون سیدضیا قرار گرفت که عملاً بازیچه دست سرویسهای جاسوسی انگلیس بود. ترکیب این افراد در واقع پاسخ به نیازی بود که توسط انگلستان تشخیص داده شده و باید در ایران اجرا میشد.
وی ادامه داد: اگر در ذهن جامعه تصویری از رضاخان بهعنوان یک منجی ساخته شده است، باید به سراغ واقعیتهای تاریخی رفت و بررسی کرد که آیا پشت این تصویرسازی، حقیقتی وجود دارد یا خیر.
صفارهرندی تصریح کرد: کتاب آقای سلیمینمین به مخاطب کمک میکند تا بخشی از این حقیقت را کشف کند. البته طبیعی است که مانند هر اثر دیگری در این حوزه، این کتاب نیز تنها میتواند بخشی از واقعیتها را بیان کند، اما مدخلهای خوبی برای ذهنی که میخواهد به سمت کشف حقیقت حرکت کند، در اختیار مخاطب قرار میدهد.
وی افزود: آنچه مسلم است، حاصل آن کودتا خود را در بزنگاههای حساس تاریخی نشان داد؛ بهویژه در زمانی که کشور با ورود نیروهای بیگانه و وقوع جنگ مواجه شد.
صفارهرندی گفت: در حالی که گاهی اصل کودتا بودن آن واقعه انکار میشود و حتی تلاش میکنند آن را بهعنوان یک حماسه معرفی کنند، خود رضاخان در مقاطعی به صراحت به این موضوع اشاره میکرد. برای مثال، زمانی که در مجلس یا جاهای دیگر برخی میگفتند باید عوامل کودتا کنار گذاشته شوند، او با صراحت و قلدری میگفت عامل اصلی کودتا خود من هستم و هر کاری میخواهید بکنید.
وی در ادامه افزود: این وضعیت مرا به یاد رفتار برخی قدرتهای امروز و شخص ترامپ میاندازد؛ مانند زمانی که مثلاً یک کشتی نفتکش در آبهای آزاد توقیف میشود و با افتخار گفته میشود که ما دزدان دریایی هستیم و این کار را انجام دادهایم.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام خاطرنشان کرد: اصل کودتا قابل انکار نیست، اما برخی تلاش میکنند بگویند این کودتا «کودتای مصلح» بوده و هدف آن نجات کشور از رخوت دوره قاجار، شکوفایی کشور و ایجاد اقتدار بوده است.
وی ادامه داد: اما باید دید آن اقتداری که از آن سخن گفته میشود چه بود؛ اقتداری که وقتی کشور با تعرض بیگانگان مواجه شد، خود را نشان داد. برخی گفتهاند مقاومت ارتش ایران در برابر نیروهای بیگانه تنها دو ساعت بوده و برخی دیگر حتی معتقدند همین دو ساعت هم اغراقآمیز است.
صفارهرندی افزود: در نقلهایی آمده است که رضاخان از یکی از نزدیکان خود پرسیده بود اگر کشور مورد تعرض قرار بگیرد، این ارتشی که ما داریم چه مدت مقاومت میکند. آن فرد پاسخ داده بود دو ساعت. بعدها وقتی از او پرسیده شد چرا چنین پاسخی دادهای، گفته بود همان دو ساعت هم اغراق بوده و ارتش حتی این مقدار هم توان مقاومت نداشته است.
وی تأکید کرد: حال اگر این وضعیت را در کنار مقاومت هشتساله ملت ایران در دفاع مقدس برای حفظ حتی یک وجب از خاک کشور قرار دهیم، تفاوتها آشکار میشود.
صفارهرندی گفت: همچنین باید مقاومتهای دیگر ملت ایران را نیز دید؛ از جمله مقاومت جانانه دوازدهروزه و نیز ایستادگی بیش از دو ماهه ملت ایران، نیروهای مسلح و جمهوری اسلامی در برابر قدرتمندترین ارتشهای دنیا.
وی در پایان افزود: در آن مقاطع، موضوع صرفاً مقاومت نبود، بلکه در جاهایی حتی تعرض به منافع حداکثری دشمنان نیز صورت گرفت؛ بهگونهای که آنها را وادار کرد پیشنهاد آتشبس و مذاکره مطرح کنند.
صفارهرندی در ادامه با اشاره به پایان حکومت رضاشاه اظهار کرد: اگر کسی از تاریخ اطلاعی نداشته باشد، مقایسه پایان دوره رضاخان با وضعیت امروز کشور واقعاً مضحک خواهد بود.
وی افزود: رضاخان در پایان حکومت خود با خواری مجبور به فرار از کشور شد و این فرار نیز واقعاً فرار بود؛ نه اینکه بر اساس مصالحی از پیش تعیینشده انجام شده باشد.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: نقل شده است که وقتی خبر رسید نیروهای بلشویک در حال نزدیک شدن هستند، او بلافاصله سوار خودرو شد و از کشور خارج شد. حتی گفته میشود در آن مقطع دچار نوعی آشفتگی شده بود.
وی تصریح کرد: بعدها به او گفته شد که آن خبر نادرست بوده و بازگشت، اما در همین کتاب آمده است که این اتفاق چند بار تکرار شد؛ بهگونهای که سه بار قصد فرار کرد و بازگشت، تا اینکه در نهایت وقتی مطمئن شد نیروها در حال نزدیک شدن هستند، واقعاً کشور را ترک کرد.
صفارهرندی گفت: این وضعیت را باید با شرایط امروز کشور مقایسه کرد؛ کشوری که امروز بهعنوان نماد مقاومت در جهان شناخته میشود.
وی افزود: در این کشور، رهبران، رؤسا و فرماندهان در میدان ایستادگی میکنند و حتی بدون آنکه به مکانهای امن در خارج از کشور پناه ببرند، در همان محل کار خود نیز در مسیر مقاومت و ایستادگی به شهادت میرسند.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام خاطرنشان کرد: همین مقایسه بهتنهایی برای ابطال بسیاری از ادعاها و گزافهگوییهایی که درباره تاریخ گذشته مطرح شده و تلاش شده به ذهن جوانان القا شود، کفایت میکند.