پس از ناکامی در تقابل نظامی با ایران، جنگ نرم با محور القای نااطمینانی و التهاب اقتصادی وارد فاز اجرایی شد.
پس از شکست ایالات متحده و رژیم صهیونیستی در جنگ 12روزه و ناتوانی در تحمیل هزینه از مسیر تقابل نظامی مستقیم با ایران، بهنظر میرسد راهبرد فشار علیه کشور وارد مرحله جدیدی شده است؛ مرحلهای که بهجای میدان نظامی، افکار عمومی و متغیرهای اقتصادی را نشانه گرفته و در قالب «جنگ نرم» دنبال میشود.
التهابات معیشتی؛ گام نخست جنگ نرم
بررسی تحولات هفته گذشته نشان میدهد بخشی از التهابات ایجادشده در بازار کالاهای اساسی و زنجیره تأمین، در چارچوب یک عملیات رسانهای و روانی برای برهمزدن امنیت غذایی و ایجاد نگرانی در جامعه قابل تحلیل است. فضاسازیهایی که با بزرگنمایی کمبودها و القای اختلال در تأمین کالاها، مستقیماً آرامش روانی خانوارها را هدف گرفت.
جنگ اخبار متناقض؛ نگهداشتن سایه جنگ
در روزهای اخیر اما شکل پیچیدهتری از جنگ نرم علیه ایران فعال شده است؛ جنگی مبتنی بر مخابره اخبار ضدونقیض، انتشار توییتها و تحلیلهای دوپهلو و القای مداوم «احتمال درگیری». هدف اصلی این راهبرد، نه آغاز جنگ، بلکه نگهداشتن کشور در وضعیت فرسایشی «نه جنگ، نه صلح» است؛ وضعیتی که هزینههای اقتصادی و روانی سنگینی به همراه دارد.
این تاکتیک البته موضوع تازهای نیست. رهبر معظم انقلاب پیشتر نسبت به خطرات این وضعیت هشدار داده بودند. حضرت آیتالله العظمی خامنهای در شهریورماه و در دیدار با اعضای هیئت دولت چهاردهم تأکید کردند: «روحیه کار و تلاش را غلبه بدهیم بر حالت نه جنگ، نه صلحی که دشمن میخواهد بر ما تحمیل کند؛ یکی از ضررها و خطرهای کشور همین حالت نه جنگ و نه صلح است.»
بازار سرمایه؛ قربانی شایعه ناوهای آمریکایی
یکی از مصادیق روشن اثرگذاری این جنگ روانی، موج رسانهای اخیر درباره ورود ناوگان دریایی ایالات متحده به خلیج فارس است؛ اخباری که طی دو تا سه روز گذشته، بهطور مشخص بازارهای داخلی را ملتهب کرده است.
بازار سرمایه که در مسیر صعودی قرار داشت، تحت تأثیر همین فضاسازیها، طی سه روز متوالی ریزشهایی بیش از 100 هزار واحد را ثبت کرده است. این در حالی است که از منظر بنیادی، با انتقال بخشی از شرکتها از تالار اول ارزی به تالار دوم، انتظار افزایش سودآوری این بنگاهها وجود دارد؛ اما فضای روانی منفی، مسیر بازار را معکوس کرده است.
بازار ارز؛ بازگشت نااطمینانی
بازار ارز نیز که پس از جهشهای پیشین به ثبات نسبی رسیده بود، بار دیگر تحت تأثیر همین فضاسازی رسانهای در مسیر صعودی قرار گرفته است. تجربه اقتصاد ایران نشان میدهد نرخ ارز معمولاً پس از شوکهای شدید، به یک تعادل نسبی بازمیگردد، اما القای مداوم نااطمینانی و حفظ فضای «نه جنگ، نه صلح» مانع تثبیت این تعادل شده و انتظارات تورمی را دوباره فعال میکند.
مرور تجربه جنگ 12روزه
تجربه جنگ 12روزه اخیر، شاهدی مهم بر ماهیت روانی این نوسانات است. در طول جنگ، عملاً نرخ ارز کارکرد واقعی نداشت و معاملات قابل اتکایی انجام نمیشد؛ نرخها صرفاً در برخی کانالهای غیررسمی و بدون عمق معاملاتی اعلام میشد.
با پایان درگیریها اما، نرخ ارز در مدت کوتاهی به سطح تعادلی پیش از جنگ بازگشت؛ امری که نشان میدهد بخش عمده جهشها، نه ریشه اقتصادی، بلکه منشأ روانی و رسانهای داشته است.
جنگی پرهزینه بدون شلیک گلوله
در مجموع، وضعیت «نه جنگ، نه صلح» اگرچه فاقد صدای انفجار است، اما تبعات اقتصادی آن میتواند دستکمی از شرایط جنگی نداشته باشد؛ از التهاب بازارها و افزایش هزینه مبادله گرفته تا فرسایش اعتماد فعالان اقتصادی. به نظر میرسد خنثیسازی این راهبرد، بیش از هر چیز نیازمند ثباتبخشی به فضای انتظارات، مدیریت هوشمندانه روایتها و تقویت اعتماد عمومی است؛ همان نقطهای که دشمن، آن را میدان اصلی نبرد خود تعریف کرده است.