اسحاق بریک، ژنرال بازنشسته ارتش و کارشناس صهیونیست، در رابطه با علت منصرف شدن ترامپ از حمله به ایران، به نگرانی وی از تبعات این جنگ و خطر آن برای بقای وی در قدرت اشاره کرد.
حدیدنیوز؛ پس از تهدیدات مکرر ترامپ مبنیبر حمله نظامی به ایران، هفته گذشته وی به شکل ناگهانی اعلام کرد که قصد چنین اقدامی علیه ایران را ندارد که منجر به واکنشهای گستردهای در میان افکار عمومی و خصوصا خشم و نارضایتی گروهکهای تروریستی همچون پهلوی، مجاهدین خلق و تجزیه طلبان شد. در سرزمینهای اشغالی این مسئله با بازخوردهای فراوانی روبهرو شد و تحلیلگران صهیونیست به بررسی علل این مسئله پرداختند.
لازم به ذکر است کهصرفاً جهت اطلاع نخبگان و تصمیمگیران عرصه سیاسی کشور از رویکردها و دیدگاههای محافل رسانهای-اندیشکدهای بینالمللی این گزارش را منتشر میکند و دیدگاهها، ادعاها و القائات این گزارش لزوماً مورد تأییدنیست
اسحاق بریک، ژنرال بازنشسته ارتش رژیم صهیونیستی، با اشاره به انصراف رئیس جمهور آمریکا برای حمله به ایران، به بررسی انگیزههای ترامپ در اتخاذ این تصمیم پرداخته و نوشت:
تصمیم دونالد ترامپ برای به تعویق انداختن یا لغو حمله نظامی برنامهریزی شده علیه ایران، صرفاً بر اساس تردید نیست، بلکه بر اساس سنجش خونسردانه و حسابشده خطرات و فرصتها است. به نظر میرسد ترامپ که سیاست خود را بر اساس اصل «اول آمریکا» بنا نهاده است، بر اساس درک عمیقی از سه عامل کلیدی که تصمیمات او را شکل میدهند، عمل میکند:
۱. محدودیتهای قدرت هوایی و مسئله تغییر حکومت در ایران
ترامپ به خوبی میداند که قدرت هوایی، هر چقدر هم که چشمگیر باشد، در توانایی خود برای ایجاد تغییرات اساسی سیاسی محدود است و آمریکا چنین قدرتی ندارد و در مقابل ایران نیز از قدرت آفندی گستردهای برخوردار است و قادر به دفاع از خود و حمله به منافع آمریکا است.
تاریخ درگیریها در خاورمیانه ثابت کرده است که حملات هوایی میتوانند زیرساختها را نابود کنند، اما اغلب در واقع مردم را حول رهبری علیه "متجاوز خارجی" متحد میکنند.
همچنین ترامپ اذعان دارد که براندازی حکومت ایران تنها میتواند به طور پایدار از درون خود ایران، از طریق تحریک تودههای مردم برای ناآرامیهای داخلی، فشار اقتصادی خارجی، همانطور که در دو هفته گذشته رخ داده، رشد کند. دخالت نظامی و حضور میدانی عامل خارجی میتواند این جنبشهای اعتراضی را خفه کند و به حکومت مشروعیت دوباره ببخشد.
۲. ترس از یک جنگ منطقهای تمامعیار
بر فراز هر تصمیمی، سایه یک درگیری منطقهای گسترده سنگینی میکند. ترامپ بیم آن دارد که هرگونه جرقه نظامی علیه ایران، آتشی را شعلهور کند که به عراق، لبنان، سوریه، اسرائیل و کشورهای خلیج فارس سرایت کند. در چنین شرایطی، ایالات متحده میتواند به جنگ بیپایان دیگری در خاورمیانه کشیده شود، سناریویی که ترامپ به رأیدهندگان خود قول داده بود به هر قیمتی از آن جلوگیری کند.
چنین جنگی نه تنها جان انسانها و منابع هنگفتی را به خطر میاندازد، بلکه به جایگاه بینالمللی رئیسجمهور ترامپ نیز آسیب جدی وارد میکند و او را به عنوان کسی که اساسیترین وعده انتخاباتی خود را نقض کرده است، به تصویر میکشد.
در چنین شرایطی، ایالات متحده ممکن است به جنگ بیپایان دیگری در خاورمیانه کشیده شود، سناریویی که ترامپ به رأیدهندگان خود قول داده است که به هر قیمتی از آن اجتناب کند. چنین جنگی نه تنها به قیمت جان انسانها و مصرف منابع هنگفت تمام میشود، بلکه به جایگاه بینالمللی ترامپ که خواهان ارائه آن است نیز آسیب جدی وارد میکند و او را به عنوان کسی که اساسیترین وعده انتخاباتی خود را زیر پا گذاشته است، به تصویر میکشد.
۳. عرصه داخلی، انتخابات میاندورهای و فرآیندهای استیضاح
ملاحظات سیاسی داخلی، عنصری حیاتی در تصمیمگیری در کاخ سفید هستند. ترامپ با نگاهی به انتخابات میاندورهای کنگره، بر این مسئله آگاه است که از دست دادن اکثریت خود در مجلس نمایندگان، ابزار قانونی لازم را برای آغاز روند استیضاح علیه او به حزب دموکرات میدهد.
یک شوک امنیتی یا اقتصادی (مانند افزایش شدید قیمت نفت پس از جنگ) میتواند آرای شناور را به دموکراتها منتقل کند و پایگاه حمایتی او را تضعیف کند، که تهدیدی مستقیم برای ادامه تصدی او خواهد بود.
اعتبار در مقابل بقا در قدرت؛ ترامپ کدام را انتخاب خواهد کرد؟
وقتی ترامپ اطلاعات موجود را میسنجد، میفهمد که حمله به ایران یک قمار سیاسی و استراتژیک بزرگ است. اگر پیشبینیهای ناامیدکننده به حقیقت بپیوندند، جایگاه او در سراسر جهان و در ایالات متحده سقوط خواهد کرد و ممکن است قبل از پایان دوره ریاست جمهوریاش، قدرت خود را از دست بدهد.
اگرچه بسیاری استدلال میکنند که ترامپ از ترس اینکه به عنوان کسی که مانند سلف خود، باراک اوباما، عمل میکرد و "خطوط قرمز" تعیین میکرد اما از اقدام عملی خودداری میکرد، به یاد آورده شود، طرح نظامی را رها نکرد، اما به نظر میرسد اولویتهای ترامپ متفاوت است.
در میان دو گزینه از خدشهدار شدن اعتبار فعلی و قرار گرفتن در روند استیضاح و شاید همچنین از دست دادن قدرت، ترامپ در نهایت گزینه اول را انتخاب میکند. برای او، آسیب به وجهه و اعتبارش، آسیبی است که میتواند از طریق یک کمپین رسانهای موثر یا دستاورد اقتصادی قابل توجه ترمیم شود، اما روند استیضاح و شاید از دست دادن قدرت، نقطهای بدون بازگشت است که هیچ شانسی دوبارهای در آن وجود ندارد.