تاریخ انتشار :چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۱۸:۰۳
حماسه عاشورا شورانگیز‌ترین حماسه تاریخ بشری است كه نیرومندترین احساسات میلیون‌ها انسان را برانگیخته و از مرزهای جغرافیایی و اعتقادی نیز در گذشته است.
پیام عاشورا/حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود اما افسوس که به جای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند
به گزارش حدیدنیوز، در طول تاریخ نهضت‌ها و انقلاب‌های بسیاری به دست انسان‌ها صورت گرفته است كه بر اساس سنت تنها آثار بعضی از آنها بر جای مانده ‌است كه از میان آن نهضت عاشورای حسینی نمود ویژ‌‌ه ای دارد.

حماسه عاشورا شورانگیز‌ترین حماسه تاریخ بشری است كه نیرومندترین احساسات میلیون‌ها انسان را برانگیخته و از مرزهای جغرافیایی و اعتقادی نیز در گذشته است و شگفت و تعجب از اینكه قداست خویش را در میان سایر ادیان نیز حفظ كرده ودر اینجا نهضت حسینی توسعه یافته «كل ارض كربلا» گویا همه جهان زمین كربلاست. ارزش و اعتبار و عظمت شخصیت دلربای امام حسین‌(ع) و نهضت آن بزرگوار امروز همه را تحت تاثیر قرار داده، به طوری كه نه تنها دوستان و پیروانش، بلكه بیگانگان هم در مقابل نام با شكوه و خواستنی او سر تعظیم فرود می‌آورند و قیام مقدس كربلا را با احترام و تكریم یاد می‌‌كنند، آن هم نه در برهه‌ای از زمان، بلكه هر چه از تاریخ وقوع آن می‌گذرد بر عظمتش افزوده می‌شود به طوری كه بسیاری ازكشورها به ایمان این امام همام اعتراف كرده‌اند از جمله موسس كشور پاكستان، گاندی مصلح بزرگ كشور هندوستان، كارلایل مورخ بزرگ انگلستان، واشنگتن ایروینگ نویسنده آمریكایی و می‌گویند: «هیچ نمونه‌ای از شجاعت، بهتر از شجاعتی كه امام حسین (ع) از لحاظ فداكاری و شهامت نشان داد: در عالم پیدا نمی‌شود. در اینجاست كه سوالاتی به ذهن می‌رسد كه فلسفه نهضت حسینی چیست؟ علل و عوامل جاودانگی این نهضت و قیام نسبت به قیام دیگر چیست؟ چرا این قیام از زمان وقوع و تا قیامت دل‌ها را تسخیر كرده و می‌كند؟ برای پاسخ به این جواب‌ها نگاه و تاملی بر فلسفه و عوامل جاودانگی نهضت عاشورا می‌اندازیم. در ابتدا باید گفت: فرهنگ عاشورا در طول تاریخ - همواره برای جامعه اسلامی و مومنین الهام‌بخش بوده و به تعبیر روایت، حرارتی در دل‌های مومنین ایجاد كرده كه هرگز به سردی نمی‌گراید و همین موضوع را می‌توان یكی از فلسفه وجوه نهضت دانست و موضوعات دیگری وجود دارد كه فلسفه نهضت را می‌رساند كه ما یك یا دو نمونه بارز آن را بیان می‌كنیم. قطعا یكی از این موضوعات الگوگیری همه جانبه قیام عاشورا است.



یک نوحه گلچین شده از روز عاشورا با صدای محمود کریمی


برای دانلود اینجا کلیک کنید



یعنی گفتار و رفتار عاشوراییان را در زندگی فردی و اجتماعی خویش الگو و اسوه قرار دادن.با پایان یافتن دوران حكومت معاویه، زمام حكومت اسلامی به دست پست‌ترین چهره اموی، یعنی یزید، فرزند نابكار معاویه افتاد. در این حال دین و اسلام با خطر جدی روبرو می‌شد ولی امام حسین (ع) در چنین شرایطی برای آنكه دین و اسلام از بین نرود. با آنها سازش و بیعت نكرد پس در این موقع بود كه قیام كرد و انقلاب عاشورا را تاریخ، ثبت نمود. براساس بینش اسلامی و فراخوانی قرآن و روایات، مسلمانان به درس آموزی و الگوگیری از تاریخ موظفند.بنابراین در هر زمان و مكانی كه شرایطش همچون شرایط زمان امام حسین (ع) به وجود آید، تكلیف و وظیفه مراجعه به حادثه عاشورا و الگو گرفتن از آن نهضت است نه آنكه نهضت عاشورا را از اسرار الهی و تكلیفی ویژه و خاص برای امام حسین بدانیم تا آنجا كه هیچ فردی حتی معصوم دیگری این وظیفه را نداشته و ندارد. پس قیام امام حسین وظیفه‌ای شرعی و الگوی فقهی در همه دوره‌ها و تمام سرزمین‌هاست، نه تكلیفی خاص آن حضرت. قیام امام حسین (ع) باید از ابعاد گوناگون مادی و معنوی، فردی واجتماعی، اخلاقی و سیاسی و نظامی و فرهنگی الگو و سرمشق باشد آن هم نه در برهه‌ای از زمان و مكان و سرزمین خاص از این‌رو، عاشورا رسالت بزرگی را بر دوش همه دینداران بویژه افراد آگاه جامعه نهاده است. انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی نیز از عاشورا الگو گرفت.به طور یقین عاشورا از چنان عمق و ارزشی برخوردار است كه تا پایان تاریخ، پیام‌آور ارزش‌های والای انسانی و الهام‌بخش انسان‌هایی آزاده و خداجو خواهد بود. عاشورا چون دانشگاهی است كه از همه طبقات یعنی از زن ومرد، كوچك و بزرگ، بی سواد، سیاه و سفید، مسلمان و غیر مسلمان از آن الگو می‌گیرند و درس می‌آموزند این دانشگاه اساتیدی چون حسین (ع)، قمر بنی‌هاشم و زینب كبری دارد این یكی از موضعات فلسفه وجودی عاشوراست كه در تمام كتاب‌های تاریخی به آن اشاره شده است. دومین موضوع را می‌توان پاداش كه در راه شهادت به دست می‌آید قرار داد. چون برای انسان‌های موحد چیزی بالاتر از آن نیست كه نعمت وجود را در راه رضای معبود به كار گیرند و در راه خدا فدا شوند. آمادگی برای فدا شدن، نشانه صدق انسان در راه محبت خداست. و خدا مشتری جانها و مال‌هاست و در برابر آن بهشت را وعده داده است. در دوره‌ای كه دین خدا در معرض زوال بوده و جهالت و غفلت مردم، زمینه اضمحلال مكتب شده بود، امام حسین (ع) حاضر شد برای بیداری و آگاهی مردم براساس خواسته و عمل به تكلیف قربانی شود و یاران و فرزندانش نیز قربانی این راه گردند و در فرهنگ الهی، مقام شهادت بالاترین مقام است.
جاودانگی نهضت و یاد و خاطره امام حسین (ع) اجر و مزدی الهی است كه همیشگی و دائمی است پس خداوند برای شهدا مقام جاودانه‌ای قرار داده است و روشن است كه شهدا نیز درجاتی دارند. كه حسین بن علی از میان آنان سیدالشهدا نام گرفته و اجر و پاداش او هم متناسب با شخصیت برتر و درجه والاتر شهادتش نیز برترین درجه پاداش است. حال موضوعات مهم فلسفه عاشورا ذكر شد. و سوال باقی مانده عوامل جاودانگی این نهضت است كه به چند تا از این عوامل می‌پردازیم. یكی از علل‌های مهم كه در راس همه آنها قرار دارد لطف و اراده الهی است و شاهد آن، پیش‌بینی پیامبران و اوصیای معصوم در طول تاریخ در مورد این حادثه است.



و خداوند اراده فرموده است به هر آنچه برای بشر مفید و سودمند است عمری جاودانه بخشد و «نور الله» را از دستبرد خطر آفرینان حفظ و نگاه دارد. دومین علل حق محور نهضت عاشورا است چون این نهضت براساس حق پایه‌گذاری شده است و با آثار و فواید گرانبهایی كه این نهضت در جهت هدایت و روشنگری انسان‌ها داشته است. سومین عمل جامعیت نهضت عاشورا است كه جلوه‌های حمایتی و عملی عاشورا خود نمادی از آن است. تمام اعمال و رفتار و كردار معصومین نیكو و صالح است و از معصوم غیر از عمل صالح چیز دیگری صادر نمی‌شود، كه مقتضای عصمت و پاكی آنان است. در شمارش رفتار و كردار شایسته آنان زبان و قلم ناتوان است. خصوصیت عملی و حماسی اباعبدالله است كه در صحنه عاشورا بروز و ظهور بیشتری دارد تا بتوان در سایه طرح آنها پیروان آن حضرت را با شخصیت حماسی و شجاعانه آشنا كرد. مطالبی كه گفته شد فلسفه و عوامل مهم جاودانگی نهضت حسینی بود كه به طور مختصر به تجزیه و تحلیل آن از بعد فرهنگی و اجتماعی و سیاسی پرداختیم.

جهت‌گیری عقیدتی و عرفانی نهضت عاشورا نشان می‌دهد كه ما انسان‌ها نیز می‌توانیم. جنگ و استقامت امام حسین همان مبارزه كردن انسان با اراده و اختیار است كه با هوای نفس خود انجام می‌دهد و امام حسین نماد آن انسان كاملی است كه توانسته در این میدان تا پای شهادت برود بنابراین امروز و در دنیای معاصر می‌توان گفت شهادت یعنی مبارزه كردن با تمام نیروی خود و با هوای نفس و شاید راز جاودانگی نهضت حسینی از بعد عرفانی و عقیدتی نیز همین باشد زیرا هوای نفس در تمام انسان‌ها از ازل تا ابد وجود دارد. و ما در اینجا بیش از این به مبحث عرفانی آن نمی‌پردازیم. و در پایان باید گفت: عاشورا حماسه است، از آن‌رو كه امام حسین (ع( یك تنه و بی‌سلاح به یزید دست بیعت نداد و فرمودند:

مرگ با عزت بهتر است از زندگی با ذلت.

ایستاد، جنگید، زخم برداشت، كشته شد اما همه زخم‌ها در جلو بدنش بود. بدان رو كه به دشمن پشت نكرد. حركت امام حسین (ع) كه منجر به حادثه عاشورا گردید، چیزی جز یك انقلاب اسلامی و تلاش در راستای تحول اصلاح جامعه اسلامی نبود. انقلاب دینی امام (ع) به عنوان مهمترین عامل برقراری اسلام راستین و گوینده تحریفات دینی، همواره در طول تاریخ مورد بعض دشمنان اسلام و دیانت بوده است. در كنار دشمنان خارجی، همواره دوستان نادان جامعه اسلامی و مسلمانان ناآگاه نیز، خواسته و ناخواسته ضربه‌های هرسناكی به این حادثه بزرگ وارد كرده‌اند

پیام عاشورا به جهان اسلام امروز

برای جستجوی پیام های عاشورا به جهان اسلام امروز لازم است به بررسی خطبه ها و سخنان برپاکننده قیام عاشورا بپردازیم و در شرایط امروز به فرمان او اقتدا کنیم. مهمترین پیام عاشورا امر به معروف و نهی از منکر است. در حقیقت این فریضه بیانگر عدم بی تفاوتی مسلمانان به احوال یکدیگر است یعنی کسی که مسلمان باشد و نسبت به شرایط دیگران غم و دردی نداشته باشد و در پی اصلاح نباشد اساسا مسلمان نخواهد بود. چنانکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: « مَنْ أَصْبَحَ لَا یَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلًا یُنَادِی یَا لَلْمُسْلِمِینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِم »(الکافی، ج۲ص۱۶۴) کسی که صبح کند در حالی که تلاشی برای برطرف شدن مشکلات و امور مسلمین نداشته باشد از ایشان نیست و کسی که صدای مردی را که از مسلمین کمک می خواهد بشنود و جوابش را نگوید مسلمان نیست.

با توجه به این روایت و نگاهی به پیام امربه معروف و نهی از منکر در واقعه عاشورا مسلمانان و نامسلمانان در این زمان خط کشی خواهند شد.

امام حسین علیه السلام در خطبه ای در کنار خانه کعبه با فریاد برسر علمای دین به آیات قرآن استناد کرده و خواستار توجه آگاهان به مسائل اجتماعی جهان اسلام می شود :

لَوْ لا یَنْهاهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَ الْأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ، یعنى «چرا مربّیان خداپرست و دانشمندان، آنان را از گفتار گناه آلودشان باز نمى دارند؟- مائده: ۶۳»، و [در آیه اى دیگر] فرماید: لُعِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ بَنِی إِسْرائِیلَ- إلى قوله: لَبِئْسَ ما کانُوا یَفْعَلُونَ یعنى: «کسانى از فرزندان اسرائیل (یعقوب) که کافر شدند لعنت شدند- تا آنجا که فرماید:- آرى، بد بوده است آنچه را که انجام مى دادند- مائده: ۷۸»، و تنها دلیل انتقاد و بدگوئى خداوند از ایشان این بود که آن افراد با اینکه اعمال منکر و ناپسند ستمکاران را مشاهده مى کردند، ولى به جهت بهره اى که از آنان مى بردند و هراسى که از آن بر حذر بودند، در منع و بازداشتن ایشان هیچ قدمى بر نمى داشتند. در حالى که خداوند مى فرماید: فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ یعنى: «شما از مردم مترسید، و از من بترسید- مائده: ۴۴» و نیز فرماید: الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ یعنى: «و مردان و زنان مؤمن دوستان و یاوران یک دیگرند، به کار نیک و پسندیده فرمان مى دهند، و از کار زشت و ناپسند باز مى دارند- توبه: ۷۱»، بنابراین خداوند به «امر به معروف» و «نهى از منکر» بعنوان فریضه اى از جانب خود سخن آغاز فرمود، چه او بر این مطلب واقف بود که اگر حقّ این دو مطلب ادا شده و تحقّق پذیرد و برپا ماند، تمامى واجبات چه آسان و چه مشکلش پایدار و استوار مى گردد.(تحف العقول، ص۲۳۷)

اگر اندیشمندان و عالمان دینی بفکر اصلاح امور جامعه نباشند و در برابر تغییرات فرهنگی و ارزشی جامعه سکوت کنند و بی تفاوتی داشته باشند قطعا با عالمان بنی اسرائیل فرقی ندارند که با غیبت حضرت موسی علیه السلام در مقابل پرستش سامری هیچ نگفتند و نکردند. برای هر زمان و مکانی و در هر دینی، سامری پرستی وجود دارد که البته هشدارها و انذار علما موجب آگاهی مردم می شود. در جهان امروز هم خیل عظیمی از مسلمانان شیفته و دلباخته جاذبه های مادی فرهنگ غرب شده اند و قسمتی از دین را رها کرده و متلازم قسمت دیگر شده اند. نماز و حج را بپا داشته و در شهوات فرو رفته اند. باجهای دولتهای غربی در بهره مندی ایشان از دنیا موجب سکوت در برابر وحشیانه ترین حملات صهیونیستها که دشمنی خود را به جهان اسلام ثابت کرده اند در غزه شده است و باید این فراز از خطبه امام حسین علیه السلام را برای ایشان قرائت کرد.

امام بعد از این مقدمه خطاب به علمای امت می فرمایند: « سپس شما اى مردمان پرنفوذ، جماعتى هستید معروف به دانش و خوبى و خیرخواهى، و بواسطه خدا در دل دیگران مهابتى پیدا نموده اید، شرافتمند از شما حساب مى برد، و ناتوان و ضعیف شما را گرامى مى دارد، و آنان که با شما هم درجه و همپایه اند و بر آنان حقّ نعمتى ندارید شما را بر خود مقدّم مى دارند. هر گاه نیازهاى مردم از ایشان دریغ شود شما به شفاعت برمى خیزید چونان هیبت پادشاهان و ملوک، و عزّت بزرگان و سروران در کوى و برزن گذر مى کنید، آیا جز این است که تمام اینها را تنها به جهت امیدى که مردم به برپائى حقوق الهى بشما دارند نائل شده اید؟! هر چند که شما از اداى غالب حقوق خدائى در تقصیر و کوتاهى بسر میبردید و حقّ امامان را ناچیز و بى اهمیّت مى شمرید، امّا حقّ افراد ناتوان را پس پایمال ساختید، ولى حقّ خود را- بنا بر ادّعایتان- طلب کردید. نه مالى را بخشش نمودید، و نه جانى را براى آفریننده اش به مخاطره انداختید، و نه با خویشاوندى براى رضاى خدا به ستیز پرداختید، [و با این حال ] شما بر خدا آرزوى بهشت مى کشید؛ و همجوارى با پیامبران؛ و امان از عذابش را خواهانید!! »

احترام مردم به علما آیا جز بخاطر خداست؟ مردم دنبال رضایت خدا هستند که اقتدای به علما می کنند اما اگر علما وظیفه خود را در راهنمایی مردم و امر به معروف و نهی از منکر ایشان انجام ندهند آنگاه مورد خطاب امام علیه السلام خواهند بود که فرمود: « من بر شما جماعت آرزومند از خداوند؛ بیمناکم و در هراس، که مبادا گرفتار عذابى از عذابهاى الهى؛ و مشمول عقوبت خداوند گردید، زیرا شما به یک مقامى از بزرگى رسیده اید که بدان بر دیگران برترى و ترجیح یافته اید- در حالى که افراد مشهور به خداپرستى احترام نشوند- و شما بخاطر خدا در میان مردم ارجمند شده اید، با چشم خود مى بینید و ناظرید که پیمانهاى الهى شکسته شده؛ و هراس ندارید!؟ با آنکه از شکستن پیمان پدرانتان در هراسید! عهد و پیمان رسول خدا صلّى اللَّه علیه و اله و سلّم خوار و بى مقدار گشته، و کورها و لالها و زمین گیرها در همه شهرها بى سرپرست و بى پناه مانده اند، و بر آنان رحم نمى شود، با این حال شما در حدّ مسئولیّت خود نیز کار نمى کنید، و آن کس را که در این راه وظیفه اش را انجام مى دهد یارى نمى کنید! به مسامحه و سازش با ستمگران خود را آسوده مى دارید، و تمام اینها از جهت آنست که خداوند فرمان جلوگیرى از منکرات و بازداشتن مردم را از آنها داده، و شما از آن غافلید و بدان بى توجّه! و شما از این لحاظ گرفتارترین مردمید! و سهم بیشترى از این مصیبت را دارائید، زیرا شما در حفظ مقام رفیع علمى دانشمندان، مغلوب و دچار شکست شدید، و اى کاش مى دانستید، یا کوشش و تلاشى داشتید.»( تحف العقول-ترجمه جعفرى، ص: ۲۲۰)

حال در شرایط مواجه کشور ما با تهاجم فرهنگی، در مواجه جهان اسلام با حمله صهیونیستها به غزه، در فخرفروشی پیشرفتهای تکنولوژیک کشورهای صنعتی به کشور های اسلامی، در قرائت های جدید و نوپا با ژستهای روشنفکرانه از متن دین، در تفرقه افکنی های مذاهب اسلامی علمای دین اسلام اعم از شیعه و سنّی چه وظیفه ای دارند؟ در برابر همه این مسائل و اوضاع امت، علما، آگاهان و دانایان دین بعنوان پیش قراولان امت اسلامی در حرکتهای زنده اسلامی به ایفای نقش در برابر ندای تاریخی امام حسین علیه السلام می پردازند و مسلمانان نیز با تبیین امام از نقش علما به نظارت و هماهنگی با ایشان دست می یابند http://hadidnews.com/vdcj8te8.uqeamzsffu.html
نام شما
آدرس ايميل شما