تاریخ انتشار :سه شنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۵ ساعت ۱۸:۲۸
کتاب "خاطراتی از پدرم"، روایت فرزند شهید سیدحسن نصرالله از پدرش، با استقبال مردمی به چاپ سوم رسید.
آخرین توصیه‌های معنوی سیدحسن نصرالله به فرزندش
"خاطراتی از پدرم"، تازه‌ترین اثر منتشر شده درباره دبیرکل شهید حزب‌الله، سیدحسن نصرالله به چاپ سوم رسید. این اثر که دربردارنده 82 خاطره و روایت از سید مقاومت از زبان سید محمدمهدی حسن نصرالله، فرزند ایشان است، با ترجمه بشری صاحبی به فارسی برگردانده و از سوی انتشارات امیرکبیر به چاپ رسیده است.

کتاب در دو بخش «آنچه شنیده‌ام» و «آنچه دیده‌ام» تلاش دارد روایتگر زندگی و منش فردی مردی باشد که نه تنها مایه مباهات فخر جهان عرب، که قهرمان جهان اسلام در مبارزه با رژیم صهیونیستی است. 

در سال‌های گذشته و به ویژه پس از شهادت سیدحسن نصرالله آثار متعددی درباره ایشان منتشر شده که هرکدام تلاش دارند از زوایای مختلفی شخصیت ایشان را به مخاطب معرفی کنند. عمده این آثار به دلیل جایگاه سیاسی سید مقاومت، محدود به فعالیت‌های ایشان در عرصه‌های این‌چنینی بوده و کمتر از احوالات درونی و زندگی شخصی ایشان نوشته‌اند. از این منظر، کتاب "خاطراتی از پدرم" توانسته به زوایای ناشناخته‌ای از زندگی ایشان بپردازد که در کمتر اثری مجال طرح آن بوده است. 

سید در این کتاب یک شخصیت یا رهبر سیاسی نیست، پدری است مهربان که آداب خاصی برای فرزندپروری دارد و با وجود مشغله‌های فراوان، از فرزندان‌ و خانواده غافل نیست. 

صاحبی درباره این اثر گفته است: ایشان با وجود نقش اجتماعی‌ای که داشتند، پدر و همسر بودند. در این کتاب، زوایای پنهان زندگی ایشان بیشتر مورد توجه قرار گرفته و نکاتی مطرح شده است که کمتر کسی نسبت به آن اشراف و آگاهی دارد. یکی از خاطرات زیبای کتاب مربوط به صبح‌هایی است که نویسنده قرار بود به مدرسه برود. گاه پیش می‌آمد که زودتر از مادر بیدار شود. در این زمان، سیدحسن نصرالله به پسرشان اجازه نمی‌داد که مادرشان را بیدار کند. می‌گفت مادرتان خسته است. خودشان صبحانه مختصری در حد شیر و خرما برای فرزندشان آماده و او را روانه مدرسه می‌کردند. این بخش از خاطرات به دلیل احترام و محبتی که ایشان برای اعضای خانواده، به ویژه همسرشان قائل بودند، زیبا و قابل تأمل بود.

وی ادامه داد: آنچه در این کتاب بسیار مشهود است، مهربانی بی‌حدوحصر سیدحسن نصرالله است. تصویری که فرزند ایشان از این شهید بزرگوار، عالم گرانقدر و فرمانده ارشد ارائه می‌کند، تصویر مردی مقتدر و مهربان است. لحظات عاطفی و انسانی بسیاری در این خاطرات وجود دارد
که آدمی را به حیرت می‌اندازد. ارتباط سیدحسن نصرالله با فرزندان، نوه‌ها و همسرش، انسانی و سرشار از عاطفه است و انسان از خواندن آن لذت می‌برد.

حتی نوع برخورد ایشان با مردم و کسانی که به ایشان علاقه داشتند نیز سرشار از عطوفت و مهربانی بود. یکی از خاطرات کتاب درباره هدیه دادن انگشتر است. این یک رسم رایج است که وقتی فردی به محضر شخصیت بزرگوار و ارجمندی می‌رسد، از او درخواست هدیه‌ای به رسم تبرک می‌کند؛ همان‌طور که ما وقتی به محضر رهبر شهید انقلاب می‌رسیدیم، چنین درخواستی از ایشان داشتیم.

سیدحسن نصرالله نیز در چنین موقعیتی قرار می‌گرفت و مردم از ایشان درخواست انگشتر می‌کردند. سید هم فی‌المجلس همان انگشتری را که در دست داشت، به مردم هدیه می‌داد. از مدتی به بعد، ایشان انگشترهایی را که منقش به اسامی ائمه اطهار(ع) و مقدس بود، به دست نمی‌کرد.

وقتی فرزندان از ایشان می‌پرسند که چرا انگشتر حکاکی‌شده به دست نمی‌کنید، پاسخ می‌دهند: «من می‌ترسم شاید فردی که این هدیه را دریافت می‌کند، در معذوریت قرار گیرد و نتواند همانند من دائم‌الوضو باشد و ناخواسته، به‌دلیل لمس این اذکار و اسامی اهل‌بیت(ع)، دچار گناه شود. من نمی‌خواهم زمینه‌ساز چنین معصیتی باشم.» 

در یکی از آخرین دیدارها پدر مراتب ذکر خداوند متعال را برایم بیان کردند و فرمودند: «ذکر گفتن و به یاد خدا بودن منحصر در به زبان آوردن برخی کلمات نیست بلکه مقامات عمیقی دارد، از جمله تذکر قلبی.» سپس در قالب مثال گفتند: وقتی سر کاری یا در جمع مردم نشستی و دوست داری به یاد خدا باشی لازم نیست حتماً تسبیح دست بگیری و ذکر را به زبان بیاوری می‌توانی خداوند را در قلبت یاد کنی؛ با تکرار یک ذکر خاص در ذهنت بدون به زبان آوردنش یا با تفکر در نشانه ها و صفاتش.» سپس با لبخندی آمیخته با شوخی ادامه دادند: «ولی در خانه جلوی همسرت نیازی نیست نگران این باشی که ریا می شود؛ می‌توانی تسبیح دست بگیری و با خیال راحت به ذکر گفتن مشغول باشی. 

خاطرات سیدمحمدمهدی نصرالله از پدرش، پیش‌تر به زبان عربی با عنوان "ذکریاتی مع أبی" در عراق منتشر و با استقبال خوبی از سوی مخاطبان عرب‌زبان همراه شد. اکنون ترجمه فارسی این اثر که برای نخستین‌بار در هفته اول مهرماه به چاپ رسیده‌، با استقبال مخاطبان به چاپ سوم رسیده است. 

در بخش‌هایی از این کتاب می‌خوانیم:
در یکی از آخرین دیدارها پدر مراتب ذکر خداوند متعال را برایم بیان کردند و فرمودند: «ذکر گفتن و به یاد خدا بودن منحصر در به زبان آوردن برخی کلمات نیست بلکه مقامات عمیقی دارد، از جمله تذکر قلبی.»

سپس در قالب مثال گفتند: وقتی سر کاری یا در جمع مردم نشستی و دوست داری به یاد خدا باشی لازم نیست حتماً تسبیح دست بگیری و ذکر را به زبان بیاوری می‌توانی خداوند را در قلبت یاد کنی؛ با تکرار یک ذکر خاص در ذهنت بدون به زبان آوردنش یا با تفکر در نشانه‌ها و صفاتش.

سپس با لبخندی آمیخته با شوخی ادامه دادند: «ولی در خانه جلوی همسرت نیازی نیست نگران این باشی که ریا می شود؛ می‌توانی تسبیح دست بگیری و با خیال راحت به ذکر گفتن مشغول باشی.علاقه‌مندان می‌توانند کتاب حاضر را از انتشارات امیرکبیر تهیه و خریداری کنند.

انتهای پیام/
منبع:خبرگزاری تسنیم http://hadidnews.com/vdchvwnk.23nq6dftt2.html
نام شما
آدرس ايميل شما