برآورد اندیشکدههای مرتبط با حوزه انرژی نشان میدهد، ضربه به تأسیسات نفتی منطقه، می تواند توسعه کشورهای غربی را تا چند دهه متوقف کند.
در تازهترین اظهارات شبگذشته، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بار دیگر تهدید کرد که «پلهای ایران را میزنیم و هفته بعد زیرساختهای نفتی را هدف قرار میدهیم» و بلافاصله افزود: «مگر اینکه ایرانیها پای میز مذاکره بیایند.» این الگوی تکراری در ماههای اخیر، نشاندهنده استراتژی همزمان «تهدید علنی» و «ارسال پیامهای فریبنده از پشت پرده» است که هدف آن، القای تصویر «تسلیمشدن ایران» به افکار عمومی جهان است.اما پرسش کلیدی این است: راهکار هوشمندانه برای مقابله با این شانتاژ رسانهای و سیاسی چیست؟
۱. الگوی تکراری؛ تهدید در ملأعام، وعده در خفا
بررسی تحرکات رسانهای و دیپلماتیک آمریکا در ماههای گذشته نشان میدهد که کاخ سفید همزمان با مطرح کردن تهدیدهای نظامی، از طریق واسطههایی نظیر عمان، قطر و پاکستان، پیامهایی مبنی بر «امتیازهای غیررسمی» به تهران ارسال میکند. این پیامها که اغلب وعدههای فریبنده و غیرقابل اعتماد هستند، پس از مدتی در رسانههای غربی بهعنوان «نشانه تمایل ایران به مذاکره» تفسیر میشوند و روایت رسانهای آمریکا را تقویت میکنند.
۲. چرا پاسخ به پیامهای پشت پرده اشتباه است؟
کارشناسان راهبردی معتقدند که هرگونه واکنش به این پیامهای غیررسمی، بدون لغو تهدید نظامی و رفع تحریمهای قابل راستیآزمایی، عملاً در دام بازی رسانهای ترامپ افتادن است. آمریکا به دنبال آن است که با القای «فشار حداکثریِ مؤثر»، ایران را در موضع انفعال قرار دهد و سپس هزینههای جدیدی را تحمیل کند.
۳. برآورد اندیشکدهها؛ ضربهای که توسعه غرب را دههها متوقف میکند
پژوهشگران حوزه دفاعی، انرژی و توسعه در اندیشکدههای مرتبط، برآورد کردهاند که اگر ایران به تأسیسات نفتی منطقهای که بهصورت مستقیم و غیرمستقیم از آمریکا حمایت میکنند، ضربهای حیاتی و کلیدی وارد کند بهگونهای که صدور نفت از منطقه برای چندین سال متوقف شود، پیامدهای آن فراتر از یک بحران موقت خواهد بود.بر اساس این برآوردها، چنین اقدامی میتواند روند توسعه در کشورهای غربی و بهویژه اروپایی را بسته به شدت عملیات ایران تا چند دهه متوقف کرده و حتی به عقب بازگرداند.
وابستگی شدید این کشورها به نفت و فرآوردههای منطقه خلیجفارس، بهگونهای است که هرگونه اختلال بلندمدت در عرضه، زنجیره تولید، حملونقل، صنایع پتروشیمی و حتی بخش کشاورزی و خدمات آنها را با شوکی جبرانناپذیر مواجه خواهد ساخت. این هشدار، نشاندهنده اهرم بیبدیلی است که در اختیار ایران قرار دارد.
۴. راهکار کارشناسان؛ «پاسخ صریح» جایگزین «واکنش پنهان»
تحلیلگران حوزه دفاعی و سیاست خارجی بر این باورند که هوشمندانهترین واکنش در شرایط کنونی، «خروج از ابهام و اعلام صریح پاسخ متقارن» است. به این معنا که ایران باید از طریق کانالهای رسمی و معتبر (سخنگوی وزارت خارجه، فرماندهان نظامی و یا بیانیه شورای عالی امنیت ملی)، بهصورت شفاف اعلام کند که:
- هرگونه ضربه به تأسیسات نفتی ایران، به منزله بازشدن پای تمامی زیرساختهای انرژی آمریکا و متحدانش در منطقه به عنوان هدف مشروع خواهد بود.
- در صورت هرگونه تعرض، تأسیسات نفتی عربستان، امارات و قطر که نقش جایگزین برای تولید نفت آمریکا را دارند، هدف قرار خواهند گرفت.
- باب المندب بسته خواهد شد و تنگه هرمز بهطور کامل به روی نفتکشهای متحدان آمریکا بسته خواهد ماند.
- همزمان ایران باید در فکر کشته گیری گسترده از نظامیان آمریکایی در منطقه باشد.
۵. همزمان، قطع تعامل با پیامهای فریبنده
کارشناسان تأکید دارند که ایران باید صریحاً اعلام کند: «تا زمانی که تهدید نظامی لغو نشود و تحریمها بهصورت قابل راستیآزمایی برداشته نشوند، هیچ پیام غیررسمی پاسخ داده نخواهد شد.» این اقدام، ارزش پیامهای پشت پرده را برای آمریکا به صفر میرساند و مانع از سوءاستفاده رسانهای از آنها میشود.
پایان پیام/ http://hadidnews.com/vdcb5fba.rhb0zpiuur.html