تاریخ انتشار :دوشنبه ۱ تير ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۲۸
چرخش مداوم چند چهره ثابت در سریال‌ها و فیلم‌ها، شائبه شکل‌گیری «لیست سیاه» در پشت پرده را پررنگ کرده است.
حذف‌های خاموش/ لیست سیاهی که بازیگران را خانه‌نشین کرد
این روزها اگر چند سریال نمایش‌خانگی یا فیلم سینمایی را پشت سر هم ببینید، خیلی زود به یک حس مشترک می‌رسید؛ انگار همه‌چیز تکرار می‌شود. نه فقط قصه‌ها و شخصیت‌ها، بلکه حتی چهره‌ها. همان بازیگرانی که در یک سریال پلیسی حضور دارند، همزمان در یک درام عاشقانه، یک رئالیتی‌شو و حتی یک فیلم کمدی هم دیده می‌شوند. گاهی آن‌قدر این تکرار زیاد می‌شود که مخاطب دیگر نقش را باور نمی‌کند و فقط خودِ بازیگر را می‌بیند.

اما پرسش مهم‌تر اینجاست؛ اگر این چند چهره مدام در حال تکرارند، پس بقیه بازیگران کجا هستند؟

سال‌هاست در سینما و تلویزیون اصطلاحی نانوشته اما واقعی شنیده می‌شود؛ «لیست سیاه بازیگری». زمانی این عبارت بیشتر درباره بازیگران تلویزیون به
کار می‌رفت. خیلی‌ها می‌گفتند اگر بازیگری بیش از حد تلویزیونی شود، در سینما جدی گرفته نخواهد شد. حتی بعضی بازیگران قدیمی نقل می‌کردند که در جلسات انتخاب بازیگر به آن‌ها گفته می‌شد: «تو بازیگر تلویزیونی هستی، در سینما جایی نداری!»


مرجانه گلچین سال‌ها بعد، برای نخستین‌بار صریح‌تر به همین مسئله اشاره کرد؛ به فضایی که در آن برخی سینمایی‌ها اساساً بازیگران تلویزیون را نمی‌پذیرفتند. بعدها علیرام نورایی هم از همین مناسبات گفت؛ از اینکه چرا بسیاری از بازیگران وقتی وارد سینما شدند، ترجیح دادند کمتر به تلویزیون برگردند تا جایگاه‌شان در سینما و بعدها در پلتفرم‌ها حفظ شود.

اما حالا به نظر می‌رسد شکل تازه‌ای از همان «لیست سیاه» در نمایش‌خانگی شکل گرفته است؛ لیستی که شاید رسمی نباشد، اما اثرش را می‌توان در ترکیب بازیگران سریال‌ها دید.این روزها نام مهران رجبی بیش از همه با این ماجرا گره خورده است. او صریح‌تر از خیلی‌های دیگر از فضایی حرف زد که در آن برخی بازیگران عملاً از پروژه‌های مهم حذف می‌شوند. رجبی از نوعی «خط‌کشی نانوشته» پرده برداشت؛ فضایی که در آن بعضی مواضع، بعضی نگاه‌ها و حتی بعضی شخصیت‌ها، باعث می‌شود بازیگر از چرخه انتخاب کنار گذاشته شود.

وقتی به فهرست سریال‌های
مهم پلتفرم‌ها نگاه می‌کنیم، این حرف چندان هم دور از ذهن نیست. یک حلقه محدود از بازیگران مدام میان پروژه‌ها جابه‌جا می‌شوند، اما بسیاری از بازیگران باسابقه یا اصلاً حضور ندارند یا به نقش‌های چندسکانسی و فرعی محدود شده‌اند.

احمد نجفی، داریوش ارجمند و جهانگیر الماسی هم در سال‌های اخیر بارها به شکل‌های مختلف از همین وضعیت گلایه کرده‌اند؛ از اینکه در نمایش‌خانگی اساساً جایی برایشان وجود ندارد یا اگر هم نقشی پیشنهاد می‌شود، در شأن کارنامه و تجربه‌شان نیست. بعضی‌ها معتقدند بخشی از این حذف، به دلیل مواضع صریح و نگاه‌های میهن‌پرستانه و سیاسی آن‌هاست؛ مواضعی که باعث شده در مناسبات جدید سینما و پلتفرم‌ها کمتر مورد توجه قرار بگیرند.

این حذف خاموش فقط مختص چند نام شناخته‌شده نیست. وقتی با زنده‌یاد رضا رویگری صحبت می‌کردیم، از روزهایی می‌گفت که بیکار در خانه نشسته و در حالی که هنوز توانایی بازی در نقش‌های جدی را دارد، کسی سراغش نمی‌رود. حرف‌های او فقط درد دل یک بازیگر نبود؛ روایت نسلی بود که احساس می‌کند کنار گذاشته شده است.
محمد شیری هم بارها گلایه کرده بود که چرا به جای استفاده از بازیگران پیشکسوت برای نقش سالمندان، یک بازیگر جوان را با گریم پیر می‌کنند. سؤال ساده‌ای بود اما تلخ: «چرا باید نقش پیرمرد را
به جوان‌ها بدهند، وقتی بازیگر سالخورده و باتجربه بیکار مانده است؟»

تلویزیون هم کم‌وبیش به همین سمت رفته است. همان حلقه تکراری از بازیگران در سریال‌ها مدام دیده می‌شوند و بسیاری از چهره‌های قدیمی یا به حاشیه رانده شده‌اند یا تنها برای چند روز بازی دعوت می‌شوند. انگار یک «منوی ثابت» برای انتخاب بازیگر وجود دارد؛ همان چهره‌هایی که همیشه در کنداکتور حضور دارند.

در این میان، بهنوش بختیاری هم از انحصار در شبکه نمایش‌خانگی حرف زده بود؛ از فضایی که در آن نقش‌ها میان چند نفر خاص تقسیم می‌شود و ورود دیگران تقریباً ناممکن است. سال‌هاست درباره دورهمی‌ها و مهمانی‌هایی صحبت می‌شود که گفته می‌شود در آن‌ها بخشی از نقش‌ها و پروژه‌ها میان گروه‌های خاص تقسیم می‌شود؛ حلقه‌هایی غیررسمی اما تأثیرگذار که بسیاری معتقدند هنوز هم مسیر انتخاب بازیگر را تعیین می‌کنند.

نتیجه این روند چیست؟ «اشباع مخاطب» و «خانه‌نشینی استعدادها».وقتی یک بازیگر همزمان در چند سریال، فیلم و برنامه حضور دارد، مخاطب دیگر فرصت نمی‌کند نقش تازه او را بپذیرد. بازیگر هنوز از کاراکتر قبلی
خارج نشده که وارد نقش بعدی شده است. برای همین شخصیت‌ها شبیه نسخه‌های مختلف یک تیپ ثابت به نظر می‌رسند.

از طرف دیگر، ده‌ها بازیگر مستعد، باسابقه و آموزش‌دیده، پشت درهای بسته می‌مانند. نه فرصتی برای دیده شدن دارند و نه امکان ورود به حلقه محدود پروژه‌های مهم.
مشکل فقط تکرار نیست؛ خطر اصلی، توقف «کشف» است. زمانی تلویزیون توانایی ستاره‌سازی داشت. بازیگران از نقش‌های کوتاه وارد جریان اصلی می‌شدند و بعدها تبدیل به چهره‌های ماندگار می‌شدند. اما امروز شبکه نمایش‌خانگی بیشتر از آنکه ستاره بسازد، از چند ستاره ثابت مصرف می‌کند.

ریشه این بحران را باید در ترکیبی از اقتصاد، محافظه‌کاری و روابط بسته جست‌وجو کرد. سرمایه‌گذار ترجیح می‌دهد سراغ چهره امتحان‌پس‌داده برود. پلتفرم‌ها به دنبال تضمین بازگشت سرمایه‌اند و تصور می‌کنند حضور چند بازیگر خاص، فروش را تضمین می‌کند. نتیجه، شکل‌گیری چرخه‌ای است که در آن تکرار، امن‌ترین انتخاب ممکن شده است.

اما هنر با تکرار زنده نمی‌ماند. سینما و سریال زمانی نفس می‌کشند که امکان غافلگیری، کشف و ظهور چهره‌های تازه وجود داشته باشد.شاید وقت آن رسیده که این «لیست سیاه نانوشته» جدی‌تر دیده شود؛ نه فقط برای عدالت حرفه‌ای، بلکه برای نجات کیفیت بازیگری و بازگرداندن تنوع و هیجان به سینما، تلویزیون و نمایش‌خانگی.

انتهای پیام/
منبع:خبرگزاری تسنیم http://hadidnews.com/vdcb88ba.rhb0gpiuur.html
نام شما
آدرس ايميل شما