جمعی از شاعران کشور با انتشار تازهترین شعرها به استقبال ماه عزا بر سرور و سالار شهیدان رفتند.
جمعی از شاعران کشور همزمان با فرارسیدن ماه محرم، ماه عزای حسینی، با انتشار تازهترین شعرهای خود، ارادت خویش را به محضر حضرت سیدالشهدا(ع) ابراز کردند. تعدادی از تازهسرودههای منتشر شده در اینباره را میتوانید در ادامه بخوانید:
میترا ملکمحمدی
بلوغی تازه در سرشاخهای نخل پیچیده
چه ذوقی میکند صحرا که روی ماه را دیده
عطش را از تن تفتیدهاش برداشت تا دریا
ببیند اشتیاقی را که در یک دشت خوابیده
فرات آرام با پیراهنی آبی به تن با ذوق
برای میهمانانش بساط تازهای چیده
گمان میکرد صحرا جشن نوری تازه در راه است
که هرجا بوته خشکیدهای گل کرده خندیده
یکی از عمه میپرسد که مهمانی کجا برپاست؟
برای کودکان هم جای بازی هست؟ او دیده؟
خبر دارند تو؟ هفتاد و دو خورشید آوردی؟
کسی از رسم مهمانداری این قوم پرسیده؟
و عمه بغضهایش را به زیر چادرش بارید
و عمه خوب میداند درین دشت بلا دیده..
که باور میکند در یک شب و یک روز و یک صحرا
خدا هفتاد و دو گل از کویر تشنهای چیده؟
و زینب خوب میداند وداع آخرین یعنی
گلی پروانهها را در حریر ماه بوسیده...
*** شعبان کرمدخت
ای وای حسین و آن صدای بیدار
آن مظلوم همیشههای اعصار
با آن همه نامهها که از کوفه رسید
دور و بر او نبود مردی انگار
از کوفه و مردیاش نگوییم دگر
کوفه اصلاً نداشت خود را باور
مضمون تمام نامههایش این بود
دارد کوفه نگاه آغشته به زر
کوفه، چقدر تو بی وفایی کردی
با طبل یزید هم نوایی کردی
بگذار صدای قافیه گم باشد
کوفه، تو چه کار ناروایی کردی
بین من و تو چه ماند دیگر خواهر
داریم دلی به خون شناور خواهر
انگار زمان، زمان شیداییهاست
پیراهن کهنه را بیاور خواهر
بعد از من تو چراغ راهی خواهر
وقتی شب شد، آیه ماهی خواهر
از غیرت زیر چادر تو پیداست
سجادم را پشت و پناهی خواهر
رازی است در این رباعی بی سر من
سجادم را به تو سپردم خواهر
خاموش شدن؟ نه، این مرام من نیست
فریادم را به تو سپردم خواهر
به شام که آمدی سخنرانی کن
با آن کلمات خود گلافشانی کن
زیباییهای کربلا را یاد آر
در پیش یزید آینه گردانی کن
*** نگین نقیبی
ای که نامت عرش را باشد ستون
روضههایت مکتب عشق و جنون
شد مُحرّم، هم زمین و هم زمان
در عزایت میفشاند اشکِ خون
چون ندا آمد که عالم را چه شد؟
گفته شد انّا الیه راجعون
موسم دلتنگی زینب رسید
از غمش دنیا شود کن فیکون
گفتم از عمق وجودم "یا حسین"
هرچه غم بود از دلم آمد برون
تا ابد شد یا لثارات الحسین
رسم خونخواهی ز هر خصم زبون
*
شد ماه محرّم و دو چشمم تر شد
چون فصل غم و روضه انگشتر شد
پرچم بزنید بر در خانهتان
ایام عزای زاده حیدر شد
*** افشین علا
ای بیکفن که بر کفن خلق، نام توست
شاهی اگر نشسته به تختی، غلام توست
سرچشمه تداوم دین بر زمین پست
از ارتفاع حنجره تشنهکام توست
هر جا که جادهای و سواری و مقصدی است
درگیر شرم، از سفر ناتمام توست
"زخم از ستاره بر تنت افزون" و آسمان
با سیل اشک در صدد التیام توست
آتش چگونه شرم ندارد ز سوختن؟
وقتی که خاندان نبی در خیام توست
شش گوشه است قبر تو زیرا که دستها
از هر طرف دراز به شوق سلام توست
مشک برادر تو اگر شد تهی ز آب
این اشکها مقدمه انتقام توست...