همدلی ایرانیان در شرایط سخت جنگی اثبات این گزاره بود که جامعه برای تابآوری به چیزی فراتر از رفاه و ثروت نیاز دارد و آن ریشه تمدنی و مبانی اخلاقی محکم است.
به گزارش حدیدنیوز؛ برای دههها علوم اجتماعی و تئوریهای تحلیل رفتار و جامعهشناسی رفتار جمعی، با نگاهی مادی و نشئت گرفته از مادیات و منفعت طلبی به تحلیل رفتار جمعی پرداختهاند.
در شرایطی که تمام عوامل، بسترها و زمینهها برای فروپاشی نظام، جنگ داخلی و تجزیه فراهم باشد، رفتار جمعی متفاوت ایرانیان، برهم زننده الگوها و تئوریهای تحلیل رفتار و جامعه شناسی رفتار جمعی بود
در این پارادایم، رفتار جمعی مردم در جوامع مختلف به ویژه در شرایط سخت به سبب اضطراب جمعی و اطمینان نداشتن از چشمانداز آینده به سمت واگرایی، تلاش برای بقا به هر قیمت و کنشهای نامتعارف، ناهنجار و خشم آلود میل میکند و حفظ ثبات و تعادل جامعه به سختی ممکن میشود. چنین وضعیتی جامعه را به سمت شکنندگی و افتراق سوق میدهد و بحران ناشی از آن به چالش بدل میشود.
رفتار نامتمدنانه مدعیان غربی در شرایط سخت
برای نمونه در شرایط شیوع کرونا، صحنههایی از درگیری، غارت فروشگاهها، دزدی ماسک و اقلام بهداشتی و نظایر آن در اروپا و آمریکا مشاهده شد که حیرت جامعهشناسان را برانگیخت.
نمونه دوم بحران ناشی از جنگ اوکراین در داخل این کشور، فرار گسترده از خدمت، توسل به مدرک سازی جعلی و تغییر هویت برای پناهندگی و فرار و تخلیه سریع و وحشتزده مناطق درگیری و نیز برخوردهای آمریکاییها و اروپاییها با مهاجران اوکراینی اعم از سوءاستفاده در اردوگاهها، بهره کشی جنسی، وادار کردن آنان کار به اجباری، حملات خشن به پناهندگان، آوارگان و… بود که واقعیت تمدن غربی را عیان کرد.
رفتار جوامع غربی در شیوع کرونا و جنگ اوکراین این سؤال را به اذهان متبادر کرد، اگر ساختار آموزشی و رسانههای قوی، مراجع اجتماعی و فکری مؤثر و حاکمیت تثبیت یافته مقتدر، در شرایط رفاه قابل قبول و درآمد سرانه و شاخصهای رضایت از زندگی نتواند تعادل محیط اجتماعی و همبستگی عمومی را تضمین کند، پس چه عامل دیگری میتواند چنین کارکردی داشته باشد؟
همدلی بی نظیر ایرانیان در شرایط سخت و جنگی
نقطه مقابل این وضعیت و رفتار مردم در شرایط کرونایی و شرایط جنگی اثبات این تحلیل و گزاره بود که جامعه برای تابآوری، بقا و همبستگی به چیزی فراتر از رفاه، آموزش، رسانه و ثروت نیاز دارد و آن ریشه تمدنی، روح جمعی و مبانی اخلاقی محکم است.
همدلی جمعی ایرانیان در شرایط رکودی-تورمیِ دوران همهگیری و حرکاتی همچون توزیع کالاهای اساسی در قالب خیریه و نذر تا خدمترسانی بیوقفه جامعه پزشکی تا تدارک مراسمات مبتنی بر آداب اسلامی برای فوتی ها و ثبت نشدن حتی یک مورد هجوم به فروشگاه یا درگیری بر سر تهیه اقلام بهداشتی؛ در جهان بینظیر و حیرتانگیز بود.
جنگ تحمیلی ١٢ روزه و جنگ تحمیلی سوم نیز به خوبی اثبات کرد، در شرایطی که تمام عوامل، بسترها و زمینهها برای فروپاشی نظام، جنگ داخلی و تجزیه فراهم باشد، رفتار جمعی متفاوت ایرانیان، برهم زننده الگوها و تئوریهای تحلیل رفتار و جامعه شناسی رفتار جمعی بود.
روح جمعی ایرانی و نگاه استقامت محور دینی
بر این مبنا را میتوان کنش جمعی تاریخی ایرانیان در جنگ کنونی و نشئت گرفته از تجربه تاریخی و روح جمعی ایرانی از سویی و نگاه منبعث از استقامت در راه حق و ادای تکلیف شرعی مبتنی بر تعالیم اسلامی از سوی دیگر دانست.
بر این مبنا ایرانیان با تجربه ملی و روح تمدنی کهن و ریشه دار از سویی و اعتماد به وعدههای الهی و تکلیف گرایی دینی در هر شرایط سخت همچون جنگ از سوی دیگر، معادلات جهانیان را دگرگون کردند.
تجمعات شبانه پرشور برای مدت بیش از دو ماه و در اوج جنگ، بمباران، آتشبس و مذاکره و بیعت مداوم با رهبری انقلاب با حضور در صحنه و مطالبه شروط و چارچوبهای ایشان از مسئولان سیاسی و نیز تحمل فشارهای اقتصادی و تأکید بر آمادگی برای هر نوع فداکاری؛ تفاوت تمدن ایرانی و غربی و همبستگی و همدلی واقعی و اصیل با نمایش همدلی و همبستگی اجتماعی را نشان داد.
علوم اجتماعی مدرن در تحلیل چنین نگاه ملی-دینی-تمدنی ای ناتوان است
ناتوانی علوم اجتماعی مدرن در تحلیل رفتار ایرانیان
این روح جمعی و همدلی اخلاقمدارانه، ریشهای به درازای سدهها و بیاغراق هزارهها، در میان ایرانیان داشته؛ که در تلفیق با نگاه دینی و معنوی قوام یافته و به سبب آن، در سختترین شرایط جنگی و غیرجنگی، رفتار ایرانیان نه به سمت واگرایی و فروپاشی که به سمت همگرایی و همبستگی متمایل میشود و با اغلب جوامع متفاوت است.
بر همین مبناست که علوم اجتماعی مدرن در تحلیل چنین نگاه ملی-دینی-تمدنی ای ناتوان است، زیرا تئوریهای کافی برای درک اینگونه جوامع ندارد و رویکرد مادی در آن، غلبه یافته و مفاهیمی همچون تکلیف گرایی و انجام وظیفه شرعی حتی به قیمت جان، در آن جایی ندارد.