با آغاز جنگ چهارم میان حزب الله لبنان و رژیم صهیونیستی، بسیاری از کارشناسان به این مسئله اشاره میکنند که در هر سناریویی برای پایان جنگ، پیروز نهایی مقاومت لبنان خواهد بود.
حدیدنیوز؛ پس از ۴۹ روز جنگ تمامعیار و بیامان بین حزبالله لبنان و رژیم جعلی صهیونیستی (از ۲ مارس ۲۰۲۶ تا ۲۰ آوریل)، جبهه مقاومت اسلامی لبنان بار دیگر با خون شهدای گرانقدرش، معادلات را به نفع محور مقاومت تغییر داد.
این جنگ که با حملات موشکی و پهپادی گسترده حزبالله به عمق سرزمینهای اشغالی آغاز شد، در پاسخ به تجاوزات مکرر رژیم به خاک لبنان و همچنین حمایت از ایران پس از شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی، به یکی از خونینترین درگیریهای میان مقاومت لبنان و رژیم صهیونیستی تبدیل شد.
این جنگ درحالی آغاز شده بود که در جنگ سوم لبنان که نزدیک به دو سال قبل رخ داد، دو دبیرکل این جنبش، سید حسن نصرالله و شیخ سید هاشم صفیالدین و همچنین جمعی از فرماندهان ارشد آن به شهادت رسیدند و رژیم صهیونیستی در این مدت، با نقض آتشبس به شکل مکرر جنوب لبنان را هدف حملات خود قرار میداد.
سران این رژیم در این مدت بارها ادعا کردند که توان نظامی حزب الله را به شکل گسترده نابود کرده و وضعیت آن را به قبل از سال ۲۰۰۰ بازگردانده اند که در نهایت با آغاز جنگ چهارم، پوچ بودن تمامی این ادعاها نمایان شده و حزب الله لبنان شگفتانههای نظامی متعددی را به نمایش گذاشت.
در این میان، کارشناسان نظامی و سیاسی معتقدند که رژیم صهیونیستی تنها با سه سناریوی واقعبینانه روبهرو است و هر سه سناریو، بدون استثنا، به یک نتیجه واحد ختم میشوند: شکست استراتژیک، سیاسی و روانی کامل رژیم صهیونیستی و پیروزی قاطع مقاومت اسلامی لبنان.
ادامه جنگ تا نتیجه نامعلوم و غرق شدن در باتلاق فرسایشی
اگر سران رژیم اشغالگر به رغم همه شکستها و فشارهای داخلی، اصرار به ادامه جنگ «تا پیروزی مطلق» داشته باشند، عملاً خود را به همان سرنوشت محکوم کردهاند که اشغالگران آمریکایی در ویتنام و شوروی سابق در افغانستان تجربه کردند.
حزبالله در ماههای اخیر نه تنها حملات موشکی و پهپادی خود را به عمق سرزمینهای اشغالی افزایش داده، بلکه با عملیاتهای چریکی دقیق در مناطق مرزی، تلفات سنگینی به نیروهای صهیونیستی وارد کرده است. بر اساس آمار منتشرشده از سوی منابع مقاومت، تعداد کشتههای ارتش رژیم صهیونیستی در جبهه شمالی از مرز ۸۰۰ نفر گذشته و هزاران سرباز نیز زخمی شدهاند.
هزینههای مالی روزانه جنگ برای تلآویو به بیش از ۱۰۰ میلیون دلار رسیده و اقتصاد اشغالگران که پیش از این با بحران تورم و کسری بودجه دستوپنجه نرم میکرد، اکنون کاملاً فلج شده است. مهاجرت معکوس صهیونیستها از شمال فلسطین اشغالی شدت گرفته و بیش از ۶۰ هزار واحد مسکونی تخلیه شدهاند.
تحلیلگران تأکید دارند که ادامه این وضعیت به معنای خونریزی بیپایان، فرسودگی کامل ارتش، اعتراضات گسترده داخلی و در نهایت فروپاشی اعتماد عمومی به کابینه نتانیاهو خواهد بود. یک کارشناس نظامی نزدیک به مقاومت در اینباره گفته است: «رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان در حال تکرار اشتباه تاریخی اشغالگران در تونلها و کوهستانهای لبنان سال ۲۰۰۶ است؛ با این تفاوت که این بار، مقاومت بسیار قدرتمندتر و آمادهتر است.»
پذیرش آتشبس دائمی و اعتراف رسمی به شکست
در صورت پذیرش آتشبس «مداوم و بدون شرط» تحت فشار افکار عمومی داخلی، متحدان غربی و خسارات نظامی سنگین، رژیم صهیونیستی عملاً شکست خود را به صورت رسمی اعلام خواهد کرد. این سناریو برای تلآویو به معنای پذیرش واقعیت تلخ ناکامی در تحقق حتی یک هدف اعلامشده اولیه است: نه حزبالله خلع سلاح شد، نه «کمربند امنیتی» در شمال ایجاد شد و نه «بازدارندگی» رژیم حفظ گردید.
حزبالله لبنان همچنان با قدرت کامل، سازماندهی بالا و روحیهای به مراتب بالاتر از ابتدای جنگ، در میدان حضور دارد. پذیرش آتشبس دائمی، در عمل به معنای پایان هژمونی نظامی رژیم در جبهه شمالی و اثبات این نکته راهبردی است که «مقاومت مردمی» تنها راه بازدارندگی واقعی در برابر اشغالگری صهیونیستی است. به اذعان کارشناسان صهیونیستی، آتشبس دائمی برای صهیونیستها نه یک توافق سیاسی، بلکه اعتراف به شکست تاریخی است؛ شکستی که حتی لابی صهیونیستی در واشنگتن نیز دیگر نمیتواند آن را انکار کند.
آتشبس موقت و بازگشت به جنگ؛ بدون حامی و بدون طرفدار
بدترین و در عین حال محتملترین گزینه از دیدگاه برخی تحلیلگران، پذیرش آتشبس موقت با این توهم که رژیم بعداً بتواند دوباره به صورت قویتر به جنگ بازگردد، است. اما واقعیت این است که در این سناریو، رژیم صهیونیستی دیگر هیچ حامی جدی و قابل اتکایی نخواهد داشت. آمریکا که به دلیل هزینههای سنگین جنگ غزه، اوکراین و بحرانهای داخلی خود در تنگنای اعتباری و مالی قرار گرفته، دیگر تمایلی به تأمین هزینه یک جنگ فرسایشی دیگر ندارد.
حتی در داخل رژیم صهیونیستی نیز شکافها عمیق شده و اعتراضات علیه نتانیاهو به اوج رسیده است. بازگشت به جنگ در چنین شرایطی، دیگر «جنگ انتخابی» نیست؛ بلکه «خودکشی استراتژیک» تمامعیار خواهد بود. حزبالله با تجربهای که از جنگ سال گذشته و جنگ فعلی کسب کرده، با قدرت چند برابری و آمادگی کامل به میدان بازخواهد گشت و این بار، رژیم نه تنها حمایت بینالمللی، بلکه حتی حمایت حداقلی داخلی را هم از دست خواهد داد.
آمریکا درگیر بحرانهای داخلی و هزینههای جنگهای متعدد (غزه، اوکراین، ایران) است و حتی لابی صهیونیستی در واشنگتن نیز در برابر تصاویر کشتهشدگان و شکستهای پیدرپی، در حال عقبنشینی است. بازگشت به جنگ در این شرایط مساوی با خودکشی استراتژیک بدون هیچ پشتیبان داخلی یا خارجی.
در همین رابطه، رسانههای عبری گزارش دادند که ساکنان شهرک کریاتشمونه اقدام به برپایی اعتصاب و تجمع اعتراضی در این شهر کردند. این تجمع با شعار «دو هزار سال به عقب بازگشتهایم» برگزار شد و شرکتکنندگان در آن اعلام کردند که وضعیت امنیتی این شهر غیرقابل تحمل شده است.
در همین چارچوب، رسانههای عبری همچنین از تجمع این شهرکنشینان در مقابل دفتر نخستوزیر رژیم صهیونیستی در قدس اشغالی خبر دادند. معترضان تأکید کردند که آتشبس موجود هیچ تضمینی برای بازگشت امنیت پایدار به مناطق مرزی ایجاد نکرده و خواستار خلع سلاح حزبالله شدند. برخی از آنان اظهار داشتند که سالها وعده کابینه درباره «پیروزی» یا «تغییر وضعیت امنیتی» عملی نشده است.
در نهایت، هر سه سناریو، یک حقیقت غیرقابل انکار را فریاد میزنند: رژیم جعلی صهیونیستی در جنگ با حزبالله لبنان شکست خورده و این شکست، مرحله جدیدی از آغاز پایان پروژه اشغالگری در منطقه است. این نبرد، فراتر از یک درگیری نظامی، نبرد میان اراده مردمی و ایمان اسلامی با تکنولوژی و پول صهیونیستی بوده که نتیجه آن از پیش مشخص بود.
مقاومت اسلامی لبنان با رهبری حکیمانه دبیر کل فقید خود، سید حسن نصرالله و مدیریت شگفتانگیز شیخ نعیم قاسم، (حفظه الله) و فداکاری هزاران مجاهد، بار دیگر ثابت کرد که مقاومت، تنها راه جلوگیری از تجاوز رژیم صهیونیستی به خاک و حاکمیت لبنان است، نه درخواست کمک از واشنگتن و کشورهای اروپای غربی.
منبع: مشرق