تاریخ انتشار :چهارشنبه ۱۲ فروردين ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰
مجموعه‌ای از تحلیل‌های اندیشکده‌ها و رسانه‌های معتبر جهانی نشان می‌دهد جنگ رمضان، بیش از آنکه به پیروزی سریع منجر شود، در معرض تبدیل شدن به یک بحران فرسایشی، پرهزینه و فاقد راهبرد خروج برای واشنگتن قرار دارد؛ بحرانی با پیامدهای عمیق سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی.
۱۱ تحلیل از معرکه‌ای که واشنگتن واردش شده است

اغلب تحلیلگران بین‌المللی بر این نکته توافق دارند که این جنگ، نه یک نبرد کوتاه‌مدت، بلکه یک درگیری فرسایشی، پیچیده و بدون چشم‌انداز پیروزی سریع برای طرفین است. بسیاری از کارشناسان هشدار داده‌اند که ورود آمریکا به این جنگ می‌تواند آن را در «باتلاقی راهبردی» گرفتار کند؛ باتلاقی که پیامدهای آن از بی‌ثباتی اقتصادی جهانی تا تضعیف نهادهای داخلی آمریکا امتداد می‌یابد.

در مقابل، تحلیل‌ها نشان می‌دهد ایران با تکیه بر راهبرد بقا، جنگ نامتقارن و ابزارهای ژئوپلیتیکی مانند تنگه هرمز، توانسته موازنه را به نفع خود تغییر دهد. در این چارچوب، هدف ایران نه پیروزی سریع نظامی، بلکه افزایش هزینه‌های دشمن و فرسایش اراده او ارزیابی شده است.

از سوی دیگر، برخی گزارش‌ها به خطاهای محاسباتی واشنگتن اشاره دارند؛ از جمله تصور فروپاشی سریع ساختار سیاسی ایران یا تحریک ناآرامی‌های داخلی، که عملاً محقق نشده‌اند. همچنین شکاف میان روایت‌های رسمی آمریکا و واقعیت‌های میدانی، به کاهش اعتماد متحدان و پیچیده‌تر شدن مدیریت جنگ انجامیده است.همچنین برخی هم به ابعاد اقتصادی جنگ پرداخته و تأکید می‌کنند که ایران با ایجاد اختلال در بازار انرژی، عملاً نوعی «تحریم معکوس» علیه آمریکا اعمال کرده و فشار تورمی و سیاسی قابل توجهی بر این کشور وارد کرده است.

در سطح کلان، تحلیل‌ها حاکی از آن است که جنگ جاری بیش از آنکه یک تقابل نظامی صرف باشد، به نبردی چندلایه در حوزه‌های اقتصادی، روانی، رسانه‌ای و فرهنگی تبدیل شده است؛ نبردی که می‌تواند نظم منطقه‌ای و حتی جهانی را دستخوش تغییرات عمیق کند.

در ادامه یازده تحلیل از جنگ رمضان خواهیم خواند:
۱. تحلیلی از دارون عجم اوغلو، نظریه‌پرداز، نویسنده سرشناس و برنده جایزه نوبل که با تحلیلی دقیق، در خصوص خطر ویژه و راهبردی این جنگ برای آمریکا از منظر سیاسی، هشدار
می‌دهد.عجم‌اوغلو هشدار می‌دهد که حمله نظامی به ایران به‌دلیل فقدان راهبرد خروج و توان تهران در ایجاد شوک انرژی، فرجامی جز شکست محاسباتی و فرسایشی شدن جنگ نخواهد داشت. این ماجراجویی با تخریب نهادهای دموکراتیک داخلی و تشدید دوقطبی در آمریکا، نه‌تنها ثبات اقتصادی واشنگتن را تهدید می‌کند، بلکه تیر خلاصی بر اعتبار جهانی و قدرت نرم ایالات متحده خواهد بود.

۲. دیوید ایگناتیوس، تحلیلگر برجسته نظامی-امنیتی آمریکایی، هشدار می‌دهد که حملات نظامی به‌جای فروپاشی، منجر به ظهور «جمهوری اسلامی ۲.۰» با ساختاری تهاجمی‌تر، نظامی‌تر و منسجم‌تر تحت رهبری جدید خواهد شد. او این نبرد را یک «شکست تأخیری» می‌نامد که با ورود ایران به جنگ نامتقارن جهانی و تله فرسایشی انرژی، پیروزی‌های تاکتیکی غرب را به چالشی دائمی و پرهزینه تبدیل می‌کند.

۳. تحریریه نیویورک تایمز هشدار می‌دهد که تناقض‌گویی‌ها و ادعاهای نادرست ترامپ درباره جنگ، با تخریب اعتماد متحدان و فلج کردن ساختار تصمیم‌گیری، ایالات متحده را به سمت یک شکست راهبردی سوق می‌دهد. این گزارش تأکید می‌کند که تلاش برای پوشاندن ضعف‌های نظامی با روایت‌سازی‌های جعلی و متهم کردن منتقدان به خیانت، در نهایت ارزش‌های داخلی و جایگاه بین‌المللی آمریکا را نابود خواهد کرد.

۴. الکس بارکر در فایننشال تایمز تحلیل می‌کند که راهبرد ترامپ در جنگ 2026، تکرار همان ذهنیت قدیمی او مبنی بر تعیین اولتیماتوم نظامی، هدف قرار دادن شریان‌های اقتصادی و اجبار متحدان به پرداخت هزینه‌های امنیتی است. این گزارش هشدار می‌دهد که ساده‌سازی بحران‌های پیچیده و جایگزینی دیپلماسی با قدرت سخت، ریسک خطای محاسباتی و فروپاشی ثبات بازارهای جهانی را به دنبال دارد.

۵. مقاله‌ای دیگر در نیویورک تایمز گزارش می‌دهد که راهبرد «ضربه نظامی برای تحریک قیام داخلی»، به دلیل نادیده گرفتن واقعیت‌های اجتماعی ایران، به یک خطای محاسباتی بزرگ برای ترامپ و موساد تبدیل شده است. این تحلیل تأکید می‌کند که برخلاف تصورات اولیه، نارضایتی عمومی لزوماً به شورش منجر نشده و هیچ «میان‌بر سیاسی» برای مهندسی تغییر رژیم از بیرون وجود ندارد.

۶. آتلانتیک در گزارش خود، این نبرد را بستری میان تشدید نظامی و عقب‌نشینی تاکتیکی توصیف می‌کند که در آن ترامپ با تغییر ضرب‌الاجل‌ها، بیشتر به دنبال آرام کردن بازارهای مالی است تا رسیدن به یک پیروزی قطعی. این گزارش
هشدار می‌دهد که باوجود ادعاهای واشنگتن درباره مذاکره، تداوم انسداد تنگه هرمز و بی‌میلی متحدان برای مداخله، آمریکا را در تله‌ای فرسایشی و بدون راهبرد خروج گرفتار کرده است.

۷. کالینسون در یادداشت خود در سی‌ان‌ان، این نبرد را یک بن‌بست راهبردی برای ترامپ توصیف می‌کند که در آن نه تشدید درگیری پیروزی را تضمین می‌کند و نه عقب‌نشینی بدون هزینه‌های گزاف سیاسی و اقتصادی ممکن است. این گزارش هشدار می‌دهد که فشار بازارهای جهانی و اهرم‌های اقتصادی ایران، واشنگتن را در موقعیتی گرفتار کرده که تمامی گزینه‌های پیش‌رو، از جمله حمله به زیرساخت‌ها یا اعزام نیروی زمینی، پرریسک و نامطلوب هستند.

۸. میشل گلفاند، استاد برجسته روان‌شناسی فرهنگی دانشگاه استنفورد، از منظر تخصص ویژه خود استدلال می‌کند که نادیده گرفتن «فرهنگ عزت‌مدار» ایران باعث شده فشارهای آمریکا به‌جای تسلیم، منجر به «انسجام تدافعی» و اولویت یافتن شرف ملی بر منافع مادی و اقتصادی شود. او هشدار می‌دهد که بدون دیپلماسی مبتنی بر «حفظ وجهه» و شناخت روان‌شناسی هویت، این نبرد به جنگی فرسایشی و بدون پیروز تبدیل می‌شود که در آن عزت برای ایرانیان حکم اکسیژن بقا را دارد.

۹. باج اوغلی در فارن افرز تبیین می‌کند که ایران با بهره‌گیری از آموزه «بقا و فرسایش»، پیروزی را نه در برتری نظامی متعارف، بلکه در تحمیل هزینه‌های سنگین و تحلیل اراده دشمن از طریق راهبرد بازدارندگی نامتقارن ایران با استفاده از اهرم تنگه هرمز و ساختار منعطف قدرت برای ایجاد شکاف در ائتلاف‌های آمریکا و تبدیل «بقا» به یک دستاورد راهبردی برای بازطراحی موازنه قدرت.

10.نظر سیمون جانسون، برنده نوبل اقتصاد، درباره تبدیل تنگه هرمز به اهرم «تحریم فیزیکی» توسط ایران که فشار تورمی بر معیشت آمریکایی‌ها و معادلات انتخاباتی ترامپ وارد کرده است. او این را «بازتعریف قدرت در نظم جهانی» می‌داند که در آن ایران با شوک انرژی، میدان نبرد را از نظام مالی به زیرساخت‌های حیاتی اقتصاد بین‌الملل منتقل کرده است.

11.گزارش پایگاه هرمز لچر درباره نابودی رادارهای راهبردی AN/TPY-2 (قلب سامانه تاد) در منطقه که حفره‌ای امنیتی جبران‌ناپذیر ایجاد کرده است. به دلیل موجودی صفر و زمان ساخت ۳۰ ماهه، این ضربه پدافند آمریکا را فلج کرده و وابستگی واشنگتن به چین را برای تأمین قطعات این سلاح‌ها آشکار ساخته است. http://hadidnews.com/vdcci4q0.2bq0p8laa2.html
نام شما
آدرس ايميل شما