حمایت برخی کشورهای عربی از آمریکا نه تنها امنیتآور نبوده بلکه از حیث تشخّص اسلامی، تمامیت ارضی و اقتضائات حاکمیتی نیز تماما به ضرر حکام عرب بوده است.
حدیدنیوز؛ درگیری نظامی ایران با آمریکا اگرچه یک نبرد ابرقدرتی بین قویترین لشکرهای جهان یعنی ایران و آمریکاست لکن این معادله یک ضلع سوم نیز دارد.
از اسرائیل به عنوان سگ دست آموز آمریکا در منطقه که بگذریم؛ "اعراب" و حکام عرب خلیج فارس نیز ضلع سوم این مخاصمه هستند که البته بارزترین نقش آنها در این گیرودار گزینه "حیرانی" و حالت بُهت است.
عربها به نوعی در هیچ بخشی از این معادله نقش تأثیرگذاری ندارند اما از حیثی دیگر در تمامیت این معادله نقش دارند. تأثیری ندارند چون ابرقدرت نیستند و نمی توانند هم نقشی داشته باشند و البته صاحب تأثیرند چون کلیّت بازی آنها می تواند به حمایتگری از یکی از دو ابرقدرت طرفین درگیری تمام شود.
گزینه ای که اگرچه تا این لحظه از حیث نظامی و معادلات نبرد موجب حمایت لجستیکی از آمریکا شده اما از حیث تشخّص اسلامی، تمامیت ارضی و اقتضائات حاکمیتی تماما به ضرر حکام عرب بوده است.
ایران اسلامی با رویت حمایت تمام قد عرب ها از آمریکا در بعد لجستیکی؛ محدوده این کشورها را تبدیل به عرصه منازعه نظامی خود با آمریکا کرد. سیاستی عقلایی که البته پیش از این بارها و بارها به کشورهای عربی اعلام شده بود و ایران با این استدلال که نقطه حمله کننده را در هرکجا تخریب می کند؛ منافع آمریکا در عموم این کشورها را هدف پهپادها و موشک های سنگین و البته هوشمند خود قرار داد.
هدفگیری دقیقی که با گذشت حدود ۱۴ روز از درگیری مشخص شده یک طراحی عملیاتی کاملا خردمندانه و مبتنی بر قدرت بوده است و نه تنها عرب ها که حتی آمریکا هم توان جلوگیری از آنرا ندارد.
حیرانی اعراب در نبرد ابرقدرتها/ وسوسه پساجنگ در سر متحدان عربِ آمریکا
حالا عرب ها مانده اند و حمایت از متحدی که توان حمایت از آنها را ندارد و خودش هم به نظاره شعله ور شدن و تخریب پایگاه و منافع خویش نشسته است.
چه باید کرد؟
کسی دقیقا پاسخ این سوال را نمی داند. زیرا عربها با دو چالش در این باره مواجهاند. نخست اینکه چه کاری انجام دهند و دوم اینکه اساسا چه کاری می توانند در مقابل ایران انجام بدهند!؟ ایرانی که پشت آمریکا و اسرائیل را به خاک رسانده، تنگه هرمز را به صورت علی الرأس بسته است و پایگاه های آمریکا در خاک کشورهای عربی را آماج موشک های خطرناک خود قرار داده است.
برخی محافل تحلیلی معتقدند این معادله ترسیم شده اگرچه پاسخی در وادی میدان و مخاصمه نظامی یا حتی ایجاد چالش های دیپلماتیک هم ندارد لکن گزینه "حمایت از گروهک های تکفیری و تروریستی" که فریب خورده اند و ایران را دشمن اعتقادی خود می پندارند همچنان روی میز برخی کشورها به چشم می خورد.
خاصه اینکه برخی سران عربی نشان داده اند به این گزینه علاقه ای ذاتی دارند!
گزینه مذکور همچنین از آنرو حائز اهمیت است که می تواند با هدف غایی آمریکا و اسرائیل برای ایجاد آشوب و جنگ داخلی در ایران نیز همجهت شود.
درگیری ایران با آمریکا و اسرائیل به زودی به پایان خود خواهد رسید. لکن باید در ۴ ساحت جهاد تبیین، نبرد اطلاعاتی، عملیات های برون مرزی و تلاش های دیپلماتیک؛ خطر یاد شده را از کشور بزرگ ایران دور کرد. بماند که ایران اسلامی سالهاست با این خطر زیست کرده و اصطلاحا در این زمینه کاملا جنگبلد است.
گفتنیست، عبدالفتاح السیسی، رئیس جمهور مصر به تازگی در یک تماس تلفنی با رئیس جمهور کشورمان درخواست کرده اصل حسن همجواری تقویت شود و آنچه او حملات ایران به کشورهای حاشیه خلیج فارس خوانده است هرچه سریعتر متوقف گردد!
به گزارش جماران، عبدالفتاح السیسی نسبت به تشدید تنشهای کنونی ابراز تأسف و نگرانی شدید کرده و گفته است: این وضعیت پیامدهای منفی برای ثبات منطقه خواهد داشت. [۱]
محمد مخبر، مشاور و دستیار رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز در ایکس با اشاره به حمله متجاوزان علیه ایران از پایگاههای خود در منطقه از این گفته است که ممالک حاشیه خلیج فارس مکلف به جبران خسارت های ایران هستند. [۲]