تاریخ انتشار :جمعه ۲۷ بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۱۴:۴۳
جایزه تحریم فیلم‌های انقلابی و ندیدن «رسوایی» هم تعلق می‌گیرد به همه آنها که با له کردن صداهای مخالف، آزادی بیان را به شیواترین زبان معنا می‌فرمایند.
«رسوایی» ضدانقلاب و جشن مترسک‌ها

یک سالن پر از هنرمند را مجسم کنید. تعداد متنابهی مسوول هم آنجا نشسته‌اند و بخاطر خرج کردن میلیاردها تومان پول و به‌راه انداختن بساطی جهت اهدای جایزه به بعضی‌ها، کلی از خودشان متشکر شده‌اند. صدای کف و سوت و کلی "چیز"های دیگر به‌گوش می‌رسد.

فضا کاملاً مناسب است برای ساخت یک فیلم سه اپیزوده.

اپیزود اول:

وسط یک خیابان، تعدادی آدم موقشنگ دارند فریاد می‌زنند. یک خبرنگار با لوگو یک بنگاه خبرپراکنی خارجکی جلو می‌آید و کاملا! اتفاقی می‌رود سراغ یک دخترک خاص.

-         شما امروز اومدین اینجا چیکار کنین؟

-         ما اومدیم حقمون رو بگیریم؟

-         چی شده مگه؟

-         تقلب! تقلب شده. رأی ما رو دزدیدن دارن باهاش پُز میدن!

-         شما با پُز دادن مشکل داری یا با دزدی؟

-         با هیچ‌کدوم!

-         پس این وسط چی‌کار می‌کنی؟ رفیقات برای چی دارن شیشه بانک‌ها رو می‌شکنن و سطل‌های آشغال رو آتیش می‌زنن.

-         دارن دنبال مدرک تقلب می‌گردن! متأسفانه حاکمیت اصلاً به ما کمک نمی‌کنه. این همه زحمت کشیدیم و ادعای تقلب کردیم، بعد الان یه حمایت نمی‌کنن برن برامون مدرک جور کنن!

یک دفعه صفحه پارازیتی می‌شود و اپیزود اول هم به پایان می‌رسد.

اپیزود دوم:

یک دختر خانم خوش‌تیپ (همان دخترک خاص اپیزود اول) با کفش تق‌تقی ویک  شال به رنگ گرد حنا دارد از دور می‌آید. می‌رسد جلوی یک سینما. بالای سینما تصویر فیلم زندگی «خیلی خصوصی» و «ارشاد گشت» و چند تا فیلم دیگر وجود دارد اما از نمایش فیلم خبری نیست. دخترک می‌رود جلوی گیشه و از مسوول انجا سوال می‌کند:

-         آقا این فیلما رو نمایش نمی‌دین؟

-         نه! قدغن کردن. ممنوعه!

-         وای خدا. یعنی میشه ما هم طعم آزادی رو بچشیم؟

-         ماشاا.. شما که با این سرووضعت یه 20کیلومتر از آزادی هم رد کردی. الان دیگه می‌رسی کرج! مسیر بعدیت کجاست؟ شمال تشریف می‌برین؟

-         وای تو این حال و اوضاع با این خفقان با این همه سیاه یو تاریکی مگه میشه جای دیگه‌ای جز شمال نفس کشید؟

-         بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووق

اینجای قضیه خیلی بودار بود! قطع شد تا بیشتر از این بدآموزی نداشته باشد.

اپیزود سوم:

یک عدد جشنواره برگزار شده است. جمعیت انبوه دوهزار نفری گردآمده‌اند که خیلی بیشتر از جمعیت چندین میلیون نفری راهپیمایی کنندگان روز 22بهمن هستند! مجری دارد اسامی برنده‌ها را می‌خواند. یکی کی...

-         جایزه سیمرغ درازترین زبان می‌رسد به خانم...

-         دیپلم افتخار ارتباط با رسانه‌های بیگانه و لوح تقدیر هیأت داوران خوش‌انصاف متعلق است به آقای...

-         سیمرغ بلورین بامزه‌ترین متلک سیاسی هم مشترکاً می‌رسد به اون آقاهه و خاله سوسکه نازنازی رخت و لباس پوست پیازی

-         افتخار برگزاری جشنواره و میدان دادن به این همه آدم مثبت و انقلابی متعلق است به همه مسوولانی که چشم‌شان را با فداکاری بر روی همه‌چیز بستند و ...

-         جایزه تحریم فیلم‌های انقلابی و ندیدن «رسوایی» هم تعلق می‌گیرد به همه آنها که با له کردن صداهای مخالف، آزادی بیان را به شیواترین زبان معنا می‌فرمایند.
http://hadidnews.com/vdcfxjdy.w6dvtagiiw.html
نام شما
آدرس ايميل شما