کد مطلب : 18485
نامه محرمانه نوجوان ۱۷ ساله به رئیس جمهور
بیداری
چهارشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۹۲ ساعت ۱۴:۱۹
سومین سه گانه منتشرنشده،به بهانه پرسش مهر ۴ آقای خاتمی در زمان اصلاحات، موانع مهرورزی و عوامل خشونت اعم از ترور و جنگ در عرصه جهانی چیست؟ مبارزه با آن و حرکت به سوی صلح مبتنی بر عدالت چگونه میسر است؟
نامه محرمانه نوجوان ۱۷ ساله به رئیس جمهور
به گزارش سرویس وبلاگستان حدیدنیوز،مسیح کردستانی در آخرین پست وبلاگ یادداشت‌های بیداری نوشت:

سرتیتر: خشونت چیست؟ خشونت طلب کیست؟

عنوان مقاله: موانع مهرورزی و عوامل خشونت اعم از ترور و جنگ در عرصه جهانی چیست؟

مبارزه با آن و حرکت به سوی صلح مبتنی بر عدالت چگونه میسر است؟

پرسش مهر امسال(۱۳۸۳) از دانش آموزان پرسش از عوامل و پیامدهای خشونت است!

این پرسش در حال طرح می شود که پاسخ بسیاری از پرسش ها برای مردمی که امروز فرزندان آنان بر نیمکت مدارس نشسته اند،بی پاسخ مانده است که به راستی خشونت چیست؟ و خشونت طلب کیست و بنیانگذاران واقعی خشونت در ابعاد نظری و عملی ، سیاسی و فرهنگی چه کسانی بوده و هستند؟

واقعیت این است که نه تنها دانش آموزان امروز ، بلکه دانش آموزان دیروز هم که وقت آن رسیده است از دانشگاه ها فارغ التحصیل شوند، هنوز از منادیان خشونت ستیزی معانی خشونت را نشنیده اند ، همان گونه که هنوز هم نمی دانند "جامعه مدنی" چیست، حدود و مرز های آن کدام است و تفاوت "جامعه مدنی" با "جامعه دینی" چیست؟!

دانش آموز دیروز به خوبی پاسخ "حاکمیت اسلام" و مقوله "ولایت فقیه" را درک کرد و به خوبی مشاهده کرد با این که سخن امام راحل را حجت و سند می دانستند و او را نماد و نماینده ی خود می دیدند، باز امام راحل "رحمة الله" نخست کتاب " حکومت اسلامی و ولایت فقیه" را به رشته ی تحریر درآورد و سپس نظر و اندیشه ی مکتوب خود را عملی ساخت ، اما دانش آموز امروز پس از گذشت شش سال هنوز نمی داند " جامعه مدنی" چیست؟ خشونت چیست؟ اصلاحات یعنی چه؟! حدود و مرزهای این واژگان تعریف شده، با اسلام و قرآن و امام کجاست و چرا معلم و مدیر مدرسه از توان تعریف آن عاجز است و یا اگر تعریف می کند، در تضاد کامل با آموزه های قرآنی و روایی است؟! و چنین تعریفی سنت و سیره و سخن امام راحل (رحمة الله) را نفی می کند؟!

دانش آموز امروز حق دارد که تا این واژه معنا نگشته و پیشینه و شناسنامه ی خشونت طلبان فهرست نشده باشد ، پاسخی عالمانه و آگاهانه به پرسشی در این مقوله را ندهد.

حق دارد عالمانه و آگاهانه با تجربه ی عدم شناخت از واژه ی مدنی از سوی منادیان اجرای مدنیت نخست به طرح این سوال بپردازد که اصولا خشونت چیست؟ تفاوت تعریفی که اسلام و آموزه های امام راحل (رحمة الله) از این واژه دارد ، با تعریفی که لیبرال دمکراسی از آن ارائه می دهد کدام است؟

آیا استفاده از واژه ی مرگ در آیات الهی _ قاتلهم الله_ و ادعیه ی _ لعن الله_ نوعی برخورد خشونت آمیز در حوزه ی پرسمان و گفتمان است؟

آیا اجرای حکم اعدام و قصاص جنایت کاران که در قرآن از آن به "حیات" _ ولکم فی القصاص حیاة_ نام برده شده، نوعی برخورد خشونت آمیز در عرصه ی قانون مندی و قانون گرایی است؟

آیا دستور اعدام مردان بنی قریظه پس از جنگ احزاب ، تنها به دلیل هم سویی و همکاری با دشمن توسط پیامبر(ص) تصمیمی خشونت گرایانه در عرصه ی تعامل بود؟

و...و آیا اعلام حکم اعدام سلمان رشدی توسط امام راحل(رة) خشونت درحوزه آزادی اندیشه بود؟

یانه،چنین برخوردهایی درحوزه ی گفتمان و قانون و تعامل و آزادی اندیشه نیست،عین رحمت است؟

اگر هست ، شفافیت اقتضاء می کند که اعلام کنید و اگر نیست و "دانستن" برای دانش آموزان حقی است مسلم، پای تخته تاریخ با شجاعت بنویسید.

"دانش آموز" جستجوگر است و به دنبال دانش و پژوهشگر است ، اهل تحقیق و تاریخ ؛ به خوبی می داند برخی شعارهای امروز در دیروز ، بستری را برای بروز خشونت فراهم ساخت،دین ستیزی در پوشش شعارهای آزادی خواهی پس از انقلابِ فرانسه چنان جوَی را در جامعه فرانسه حکم فرما کرد که تاریخ نگاران از آن دوره به " دوره ی وحشت" و " ترور" یاد می کنند. دوره ای که هیچ کس حتی منادیان آزادی فرصت فرار را از گیوتین و گلوله پیدا نکردند؟!



آیادم زدن از آزادی وحمایت جانبدارانه از دین ستیزان،بستری برای هرج و مرج و خشونت داخلی نیست؟!

دانش آموز جستجوگر است و اهل منطق.

آیا تضعیف نیروهای مسلح و تخریب نیروهای امنیتی یک کشور ، چشم طمع بیگانگان فرصت طلب را به برخورد خشونت آمیز با سرزمینی باز نمی کند و بستری را برای به باد دادن استقلال سیاسی و فرهنگی و تجاوز و کشتار مهیا نمی سازد؟

آیا تضعیف نیروی انتظامی توسط مطبوعات خودباخته و لباس شخصی خواندن نیروهای امنیتی توسط وادادگان سیاسی ، زمینه سازی برای خالی ماندن میدان برای آشوب طلبان و خشونت گرایان نیست؟

آیا زیرسوال بردن حدود الهی و احکام قصاص و اعدام ازسوی شرع مقدس؛چراغ سبز نشان دادن به جنایتکاران و ایجادحاشیه امن در رستن از عدالت الهی در تجاوز به عنف و قتل نفوس محترمه نیست؟

آیا تضعیف قوه قضاییه ، پشتیبانی از اراذل و اوباش و هرج و مرج طلبان نیست؟

دانش آموز حق دارد پرسش خود را چنین طرح کند؟ آیا میدان دادن به افراد دین ستیز و وطن فروش در بازی کردن با احساسات دینی و ملی مردم نوعی تحریک مومنان و وطن پرستان به واکنش و ایجاد بستر بروز حرکت های خشونت آمیز پس از مشاهده ی " لبخند درمانی" مسولین در قبال این افراد نیست؟

آیا سخن گفتن از دوگانگی مراکز قدرت در ایران، ابجاد تفرقه و یاس پراکنی ، ترویج اندیشه ی تسلیم پذیری در کنار برخورد منفعلانه و گاه ذلیلانه ی برخی مسئولین در سیاست خارجی هموار کردن راه و تحریص دشمن بیگانه به این سرزمین نیست؟

آیا آنانی که با مطلق کردن خردگرایی در کنار توهین به تقلید و مدار مرجعیت ، زمینه ی اجتهاد به رای جوانان را فراهم می کنند، احساس نمی کنند که اگر مردم و نسل جوانی که احساساتش بر تعقلش غلبه دارد، از مدار مرجعیت بگریزد و تعقل خود را جایگزین تعبد کند و به برداشت های شخصی از روایات و آیات بپردازد، ظهور گروههای مخلی چون "باند مهدی هاشمی" ، فرقان و مهدویت، امری اجتناب ناپذیر خواهد بود و چاقوی بی دسته ای که خود ساخته اند ، نخست دست آنان را خواهد برید؟

آیا آنانی که هوای تغییر قانون اساسی را در سر می پرورانند و به زعم خود بستر تضعیف جایگاه قانون اصل مترقی ولایت فقه را فراهم می کنند، احساس نمی کنند در سرزمینی که امام راحل(رة) استکبار ستیزی و شهادت طلبی را در جان هزاران هزار پیر و جوان و زن و مرد ، نهادینه کرده است، با کنار رفتن رهبری ، فرزندان واقعی خمینی (رة) به انتخاب کدام گزینه روی خواهند آورد؟

دانش آموز امروز حق دارد که بپرسد چه کسی زمینه ی خشونت داخلی و خارجی را فراهم می کند، همان گونه که دانش آموز دیروز حق دارد بپرسد که بنیان گذاران خشونت داخلی و خارجی ، امروز در صف خشونت ستیزان و قانون مداران چه می کنند؟

به راستی آنانی که در برابر شعار نه شرقی و نه غربی یاران واقعی امام(رة) شعار مرگ بر کل شرق و مرگ بر کل غرب را سر می دادند، امروز ویزای مسافران کدام نشست های ذلیلانه و غیرت ستیزانه ی آمریکا و اروپا را امضا می کنند؟

به راستی آنانی که در مقابل تنش زدایی دکتر ولایتی با حفظ اصول ، با تکیه بر "رابطه با ملت ها آری، با دولت ها نه" هرگونه رایزنی وزارت وزارت خارجه را حتی با کشورهای اسلامی را، گامی در راستای اهداف آمریکا به تحلیل می گذارند و دکتر ولایتی را آمریکایی می خواندند، امروز در کجای سیاست خارجی تنش زدایی قرار دارند؟
به راستی آنان که با نفوذ در سپاه و انجام حرکت های خود محورانه در کشورهای همسایه، تنش در روابط بین الملل را ایجاد و پس از اخراج از سپاه و انحلال واحدی حتما مستقلانه در حرکت های تنش زای خود ادامه دادند ، امروز پای علم کدام حزب اصلاح طلب سینه می زنند؟

به راستی ... بگذاریم و بگذریم ...؟!

دانش آموز دیروز ، هر چند پرسشش بی پاسخ ماند، اما گذر زمان خشونت طلب واقعی را به او می نمایاند و وقتی بر سخنرانی و موضع گیری و مقاله ی خشونت طلبانی که دم از خشونت ستیزی میزنند، میرسد، لبخندی بر لبانش نقش می بندد و بس؛ و اگر دانش آموز به دنبال امنیت و آرامش فردای این سرزمین است ، باید نخست پرسش پاسخ هایش را بیابد و سپس در جایگاه پاسخگویی قلم بدست گیرد؟!

Share/Save/Bookmark

جهت دريافت روزانه اخبار حديدنيوز، لطفا آدرس ايميل خود را وارد کنيد: