«برادرانم مرا به عنوان سردسته انتخاب کردند چرا که من تکواندو کار بودم.؛ آنها فکر میکردند که من مبارزه کردن را خوب بلدم اما حقیقت این بود که نحوه مبارزه کردن من با مبارزه خیابانی تفاوت داشت. چند بار شکست خوردم اما برادرانم اعتمادشان به من را از دست ندادند. اعتمادشان مرا قویتر میکرد.»














