ایران بهواسطه نزدیکی جغرافیایی و توان تأمین بخشی از کالاها و انرژی موردنیاز همسایگان، در معادلات اقتصادی منطقه جایگاهی اثرگذار دارد؛ جایگاهی که در بازار عراق و تأمین انرژی پاکستان، نمود پیدا میکند.
مزیت کالاهای ایرانی در بازار عراق تنها به قیمت محصول وابسته نیست، بلکه مجموعهای از عوامل جغرافیایی، لجستیکی، مالی و تجاری، جایگزینی سریع این کالاها را برای خریداران عراقی دشوار میکند. از همین منظر، محدودیت در مبادلات بانکی یا انسداد مسیرهای رسمی، الزاماً به معنای پایان تقاضا برای محصولات ایرانی نیست؛ بلکه ممکن است هزینه و شیوه تأمین را تغییر دهد.
جهانبخش سنجابی شیرازی دبیرکل اتاق مشترک ایران و عراق میگوید: جریان تجارت به همراه عملیات رقابتی اقلام صادراتی ما به گونهای است که در صورت اختلال در تجارت از مسیر قانونی یا انسداد مرزها عراقیها حتی از مسیر قاچاق نیز کالای مورد نیاز خود را از مبدأ ایران تأمین خواهند کرد. چه بسا بینظمی ناشی از این انسداد، موجبات افزایش صادرات، افزایش قیمت کالاهای ایرانی در عراق و ارتقای مزیت رقابتی را نیز فراهم کند.
وی می گوید این پایداری شعاری نیست، بلکه مبتنی بر واقعیتهای تجاری است. همین الان در بانک مرکزی عراق تجارت با ایران ممنوع است و گشایش اعتباری برای واردکننده عراقی انجام نمیشود؛ به این معنا که تاجر عراقی برای واردات کالا باید ارز را از بازار آزاد و غیررسمی با نرخ ۱۷۶۰ دینار تهیه کند، در حالی که نرخ رسمی بازار مرکزی ۱۵۱۰ تا ۱۵۲۰ دینار است. این وضعیت به معنای وجود یک مزیت رقابتی نانوشته ۱۵ تا ۱۶ درصدی برای کالاهای ایرانی در میان ۱۰۰ قلم عمده صادراتی ماست؛ به اضافه مزیتهای جغرافیایی، نزدیکی، هزینههای سرمایهای کم و سایر موضوعاتی که جایگزینی آنها برای عراقیها به سادگی مقدور نیست.
عراق؛ فشار بانکی، آزمون تابآوری صادرات ایران
بازار عراق نمونهای از تفاوت میان محدودیت مالی و حذف نیاز تجاری است. هنگامی که دسترسی واردکننده به سازوکارهای رسمی پرداخت محدود میشود، هزینه معامله افزایش مییابد؛ اما اگر کالای موردنظر همچنان از نظر قیمت، کیفیت، سرعت تحویل و دسترسی مزیت داشته باشد، تقاضا ممکن است باقی بماند.در چنین شرایطی، صادرکنندهای که بتواند زنجیره تأمین خود را حفظ کند، از مزیت جغرافیایی برخوردار باشد و راهکارهای قانونی و کمهزینه تسویه در اختیار داشته باشد، شانس بیشتری برای حفظ سهم بازار خواهد داشت.
پاکستان؛ جایی که اختلال مرزی به سفره خانوار میرسداهمیت مرز ایران برای اقتصاد همسایگان، در موضوع انرژی ابعاد ملموستری پیدا میکند. بر اساس اطلاعات مطرحشده درباره وابستگی بازار پاکستان به LPG وارداتی از ایران، هرگونه اختلال در مسیرهای تأمین میتواند عرضه این سوخت را تحت فشار قرار دهد و به افزایش قیمتها منجر شود.
گزارشهای منتشرشده در اکتبر ۲۰۲۶ نیز از اختلال در عبور محمولههای LPG از گذرگاههای ایران و پاکستان و تشدید نگرانیها درباره عرضه این محصول خبر دادهاند اختلال موقتب که بر اثر مسایل امنیتی پاکستان ناچار شد چند روز مرز ریمدان را مسدود کند. وقتی یک بازار برای تأمین بخشی از نیاز خود به مسیر جغرافیایی مشخصی وابسته است، اختلال و یا انسداد در آن مسیر به هر دلیلی میتواند پیامدهایی فراتر از تجارت دوجانبه داشته باشد. بااینحال، میزان دقیق وابستگی پاکستان به LPG ایران و سهم این مسیر در کل واردات باید با آمار رسمی و بهروز تأیید شود.
تجربه عراق و پاکستان، با وجود تفاوت در ساختار تجارت و نوع کالا، یک نقطه مشترک دارد محدود کردن مسیر تأمین، لزوماً نیاز بازار مقصد را از بین نمیبرد. در عراق، این مسئله بیشتر در رقابتپذیری کالاهای مصرفی و هزینههای پرداخت نمایان میشود؛ در پاکستان، اختلال در واردات یک حامل انرژی میتواند مستقیماً بر عرضه و قیمت سوخت اثر بگذارد.اگر جایگزین مناسبی در دسترس نباشد، خریداران ناچارند تأمینکننده دیگری پیدا کنند، هزینه بیشتری بپردازند یا برای بازگشت جریان تجارت فشار وارد کنند.
مزیت جغرافیایی ایران؛ فرصت یا آسیبپذیری؟نزدیکی ایران به بازارهای همسایه، هزینه حملونقل و زمان تحویل را کاهش میدهد و میتواند مزیتی مهم در رقابت منطقهای ایجاد کند. اما این امتیاز زمانی به قدرت اقتصادی پایدار تبدیل میشود که با زیرساخت مرزی کارآمد، مقررات قابل پیشبینی، امکان تسویه رسمی و تنوع مسیرهای صادراتی همراه باشد.اتکای بیش از اندازه به یک گذرگاه یا سازوکار پرداخت، تجارت را در برابر تصمیمهای ناگهانی آسیبپذیر میکند.
ازاینرو، راهبرد مؤثر برای ایران صرفاً حفظ مسیرهای فعلی نیست؛ بلکه باید بر افزایش تابآوری زنجیره تأمین، توسعه بازارهای جایگزین، تسهیل تجارت قانونی و کاهش هزینه مبادلات متمرکز شود.آنچه از نمونه عراق و پاکستان میتوان آموخت، این است که سیاستهای مرزی و بانکی زمانی به کاهش پایدار وابستگی منجر میشوند که جایگزین اقتصادی قابل اتکایی برای کالا یا مسیر محدودشده وجود داشته باشد. در غیر این صورت، ممکن است نتیجه اولیه سیاست، افزایش هزینه واردات، فشار بر مصرفکننده و انتقال بخشی از تجارت به مسیرهای پرریسک باشد.
برای ایران نیز حفظ مزیت رقابتی به معنای اتکا به اختلال در بازار همسایگان نیست؛ بلکه مستلزم تبدیل نزدیکی جغرافیایی به تجارت شفاف، مستمر و قابل پیشبینی است. هرچه صادرات ایران از نظر کیفیت، قیمت، خدمات پس از فروش و سازوکار پرداخت رقابتیتر باشد، امکان حفظ بازار حتی در شرایط دشوار بیشتر خواهد شد.
مرز میتواند جریان تجارت را متوقف یا کند کند، اما تا زمانی که نیاز اقتصادی باقی است، مسئله تأمین حل نشده است. تجربه عراق و پاکستان نشان میدهد که قدرت واقعی در تجارت منطقهای، نه صرفاً در اختیار داشتن مسیر عبور کالا، بلکه در توانایی تأمین پایدار، رقابتپذیری و کاهش هزینههای مبادله نهفته است. http://hadidnews.com/vdcdon0o.yt05z6a22y.html