میان 30 رتبه برتر کنکور 1405 دانشآموزان مدارس دولتی عادی هیچ جایی ندارند.
نتایج کنکور سراسری سال 1405 بار دیگر یک پرسش قدیمی درباره عدالت آموزشی را پررنگ کرد؛ چرا دانشآموزان مدارس دولتی عادی با وجود آنکه اکثر دانشآموزان کشور را تشکیل میدهند، سهمی میان رتبههای برتر کنکور ندارند.
بررسی اسامی و سوابق تحصیلی 30 رتبه نخست سه گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی، علوم تجربی و علوم انسانی نشان میدهد که در این فهرست، حتی یک نام از دانشآموزان مدارس دولتی عادی دیده نمیشود و این موضوع باز هم هشداردهنده شکاف میان ساختار آموزشی مدارس مختلف و فرصتهایی است که دانشآموزان برای رسیدن به رتبههای برتر در اختیار دارند.
طبق آمار رسمی وزارت آموزش و پرورش بخش زیادی از دانشآموزان کشور حدود 80 درصد در مدارس دولتی تحصیل میکنند.در مقابل، بررسیها درباره نتایج کنکور سالهای قبل نشان داد که سهم مدارس عادی دولتی از میان رتبههای برتر بسیار کمتر از سهم آنها در جمعیت دانشآموزی کشور بوده است، برای نمونه، بررسی دادههای مربوط به رتبههای زیر 3 هزار کنکور 1400، سهم مدارس عادی دولتی را حدود 15 درصد برآورد کرده بود در حالی که سهم این مدارس در جمعیت دانشآموزی بسیار بالاتر است.
30 رتبه برتر بدون نمایندهای از مدرسه دولتی عادی
در کنکور 1405، سازمان سنجش اسامی 10 رتبه برتر هر یک از گروههای علوم ریاضی و فنی، علوم تجربی و علوم انسانی را اعلام کرد؛در گروه ریاضی، اشکان کریمی، امیرکیان رئیسی بهان، امیرحسین جعفری، پارسا علیزاده، نیلسا حیدریان، مهدی نجفی، امیرافراز دهقانی تفتی، محمدصادق شفیعزاده برمی، صدرا بهرامی و اوستا نوشیروانپور در رتبههای اول تا دهم قرار گرفتند.
در گروه علوم تجربی نیز آرش محمدی، سیدآروین حسینی، علی جعفری، سارینا واحدی، محسن حیدری، امیرعلی راوندی، محمدمهدی حاجیان اسرمی، علی حمزهای، سروش لبافی و حسامالدین کرمی 10 رتبه نخست را به خود اختصاص دادند.
در گروه علوم انسانی هم پریزاد نیرومند، یاس هاشمی، پوریا زارعی محمودآبادی، محمدحسین تقدیسی لاریجانی، علی دهقانی نقندر، سارا ابرودی، زهرا گلیزاده، سارا برزگر، آناهیتا امانی و سیدماهان جعفری رتبههای اول تا دهم را کسب کردند.
اما نکته قابلتأمل زمانی است که نوع مدرسه محل تحصیل این دانشآموزان بررسی شود.
بررسی مدارس این 30 نفر نشان میدهد که مسیر رسیدن به رتبههای برتر، عمدتاً از مدارس خاص و برخوردار از امکانات آموزشی و پشتیبانی بیشتر عبور میکند و در این فهرست مدرسه دولتی عادی سهمی ندارد،این در حالی است که در یک توزیع طبیعی و متناسب با سهم جمعیتی مدارس باید بخشی از رتبههای برتر نیز از میان دانشآموزانی باشند که در مدارس دولتی عادی تحصیل میکنند.
مسئله بر سر امکانات و پشتیبانی است
البته نمیتوان صرفاً بر اساس نام مدرسه نتیجه گرفت که علت کسب رتبه برتر، مدرسه بوده است. دانشآموزان برتر علاوه بر مدرسه از عواملی مانند پشتکار فردی، حمایت خانواده، امکانات آموزشی خارج از مدرسه، کلاسهای تقویتی، آزمونهای آزمایشی و برنامهریزی شخصی نیز بهره میبرند،اما تفاوت مهمی میان ساختار مدارس وجود دارد که نمیتوان آن را نادیده گرفت و آن هم میزان و نوع پشتیبانی آموزشی است که دانشآموز پس از پایان کلاس دریافت میکند،این تفاوت را میتوان در روایت خود رتبههای برتر نیز مشاهده کرد؛
سارا ابرودی و سارا برزگر، رتبههای ششم و هشتم گروه علوم انسانی کنکور 1405 در گفتوگو با تسنیم درباره مدرسه محل تحصیل خود و نقش مدرسه در موفقیتشان توضیح دادند. سارا ابرودی دانشآموز مدرسه نمونه دولتی فرهنگ و سارا برزگر دانشآموز دبیرستان استعدادهای درخشان فرزانگان یک هستند، هر دو دانشآموز بر نقش شرایط مدرسه، پیگیری معلمان و مشاوران و همراهی آموزشی در مسیر درس خواندن تأکید کردند موضوعی که نشان میدهد مدرسه برای آنها صرفاً محلی برای حضور در کلاس و دریافت آموزش در ساعات رسمی نیست بلکه معلمان و مشاوران مدرسه با پیگیری فراوان و همراهی ویژه با دانشآموزان تا روز کنکور از آنها در مسیر درس خواندن و از دست ندادن انگیزه حمایت میکنند،این همان حلقهای است که در بسیاری از مدارس دولتی عادی وجود ندارد یا دستکم با همان شدت و گستردگی وجود ندارد.
در بسیاری از مدارس دولتی عادی نقش معلم عمدتاً به ساعات رسمی مدرسه محدود میشود، دانشآموز وارد کلاس میشود، درس را دریافت میکند و پس از پایان ساعات آموزشی یا پایان سال تحصیلی ارتباط کامل قطع میشود و خبری از حمایت تحصیلی تا روز کنکور نیست.
از سوی دیگر در بسیاری از مدارس خاص، سازوکارهایی مانند مشاور، پیگیری مستمر وضعیت درسی، آزمونهای دورهای، تحلیل عملکرد، برنامهریزی مطالعاتی و ارتباط مستمر با دانشآموز و خانواده بخشی از فرآیند آموزش است،بنابراین تفاوت فقط در معلم بهتر یا دانشآموز بااستعدادتر خلاصه نمیشود، تفاوت میتواند در میزان زمانی باشد که مدارس برای شناسایی مشکل، اصلاح مسیر و پیگیری وضعیت یک دانشآموز صرف میکنند.دانشآموزی که در یک مدرسه از مشاور، برنامه مطالعاتی و پیگیری مستمر برخوردار است، در صورت اُفت تحصیلی یا بروز مشکل یک سازوکار حمایتی در اختیار دارد.
سهم مدارس میان 30 رتبه برتر
از میان 30 رتبه برتر سه گروه اصلی کنکور 1405، 19 نفر معادل 63.3 درصد در مدارس استعدادهای درخشان و تیزهوشان تحصیل کردهاند، 4 نفر در مدارس نمونه دولتی، 4 نفر در مدارس غیردولتی، 2 نفر در دبیرستان ماندگار البرز و یک نفر در مدرسه شاهد تحصیل کردهاند و سهم مدارس دولتی عادی صفر درصد است.
سمپاد سهم پررنگ میان برترینها
در کنکور 1405 مدارس استعدادهای درخشان بیشترین حضور را دارند. در گروه تجربی، 9 رتبه از 10 رتبه نخست از دانشآموزان این مدارس هستند در گروه ریاضی نیز 7 رتبه از 10 رتبه نخست متعلق به این مدارس است.
بررسی 30 رتبه برتر کنکور 1405 نشان میدهد برتری در آزمون سراسری تنها یک الگوی آموزشی ندارد و تهران از نظر جغرافیایی صدرنشین است و 40 درصد رتبههای برتر را در اختیار دارد، مدارس استعدادهای درخشان از نظر نوع مدرسه غالباند و پسران از نظر جنسیتی سهم بیشتری از رتبههای برتر دارند با این حال شاهد حضور پررنگ شهرهایی مانند قائمشهر و آمل در گروه ریاضی و برتری دختران در علوم انسانی هستیم.
پسران 73.3 درصد و دختران 26.7 درصد از سهم رتبههای برتر را به خود اختصاص میدهند همچنین بخش مهمی از دانشآموزانی که به بالاترین رتبههای کنکور میرسند، پیش از ورود به دانشگاه در مدارسی تحصیل کردهاند که اساساً با هدف جذب و آموزش دانشآموزان مستعد شکل گرفتهاند، در مقابل مدرسه دولتی عادی مدرسهای است که دانشآموزان بدون فرآیند گزینش مشابه مدارس سمپاد یا نمونه دولتی در آن تحصیل میکنند و بخش عمده جمعیت دانشآموزی را پوشش میدهد.
چرا غیبت مدارس دولتی عادی مهم است؟
مسئله این نیست که چرا دانشآموزان مدارس سمپاد یا نمونه دولتی رتبه برتر شدهاند، دانشآموزان این مدارس نیز مانند سایر دانشآموزان برای موفقیت تلاش کردهاند و برخورداری آنها از امکانات بیشتر، فینفسه بهمعنای ناعادلانه بودن موفقیت آنها نیست،
پرسش اصلی جای دیگری است و اینکه؛ چرا ساختار آموزش کشور نتوانسته است میان دهها دانشآموز برتر سه گروه اصلی کنکور حتی یک نماینده از مدرسه دولتی عادی داشته باشد؟
اگر 80 درصد دانشآموزان کشور در مدارس دولتی تحصیل میکنند، حضورنداشتن دانشآموز مدارس دولتی عادی در جمع 30 رتبه نخست دستکم یک علامت هشدار درباره توزیع فرصتهای آموزشی است.در یک نظام آموزشی که فرصتهای آموزشی بهشکل متوازن توزیع شده باشد، انتظار میرود بخشی از استعدادهای برتر کشور از مدرسهای بیایند که خانواده آنها برای دریافت مشاوره، کلاس تقویتی، آزمون و پشتیبانی آموزشی مجبور به پرداخت هزینههای اضافی نباشد.
کنکور در نهایت نتیجه عملکرد یک دانشآموز را اندازهگیری میکند اما پشتسر هر رتبه مجموعهای از عوامل قرار دارد از مدرسه و معلم گرفته تا خانواده، مشاور، منابع کمکآموزشی، آزمونهای آزمایشی و زمان مطالعه،به همین دلیل بررسی مدارس رتبههای برتر نباید به این سؤال محدود شود؛ "کدام مدرسه بیشترین رتبه را دارد؟"، بلکه سؤال مهمتر این است؛ چهنوع حمایت آموزشی در این مدارس وجود دارد که در مدارس دولتی عادی کمتر دیده میشود؟
اگر پاسخ این سؤال روشن شود، سیاستگذاران آموزشی میتوانند بهجای تمرکز صرف بر افزایش ظرفیت مدارس خاص بخشی از همان سازوکارهای موفق را وارد مدارس عادی کنند از مشاوره تحصیلی و پایش مستمر تا برنامهریزی درسی، تحلیل آزمونها و معلمان توانمندتر.
شاید مسئله اصلی کنکور فقط رتبه یک و رتبه دو نباشد، مسئله مهمتر این است؛ چرا دانشآموزی که در مدرسه دولتی عادی درس میخواند برای رسیدن به همان نقطه باید امکاناتی را خارج از مدرسه تهیه کند که دانشآموز برخی مدارس خاص از ابتدا در مدرسه در اختیار دارند؟!