«حسن روحانی» رئیس دولتهای ناکارآمد یازدهم و دوازدهم بازهم وارد فضای سیاسی شده و مانند گذشته ماجرای یکطرفه ای از توافق و عدم رسیدن به نتیجه را روایت میکند که در آن عنصر خارجی وجود ندارد!
حدیدنیوز: فضای سیاسی کشور بازهم با تحرکات و اظهارات مختلف چهرههای اصلاحطلب و اعتدالی پر شده است. تقریباً هر هفته یکی از چهرههای طرفدار سازش با غرب ادعاهایی را مطرح میکنند که درواقع یک موضوع با ادبیات مختلف اما همراه و هماهنگ با یکدیگر است.
از صلح شرافتمندانه خاتمی تا پایان عزتمندانه روحانی
میان «صلح شرافتمندانه» سیدمحمد خاتمی و اظهارات حسن روحانی درباره «پایان دادن عزتمندانه به جنگ» تفاوت چندانی از لحاظ معنایی و رویکردی وجود ندارد. اظهاراتی که طی مدت دو هفته پشت سر هم بیان شده تا با روش قطره چکانی فضای افکارعمومی را به تسخیر خود درآورد.
ساخت یک دوقطبی کاذب در دستور کار اتاق مشترک اعتدالیون و اصلاحات قرار گرفته تا عدهای را مخالف توافق و پایان جنگ و جنگطلب بنامند و اینطور القاسازی کنند که این جریان حامی اقتصاد، سرمایهگذاری و رفاه مردم است.
مقصرنمایی داخلی به جای محکوم کردن حمله خارجی
روایتی که در آن با مقصرنمایی داخلی همه کاسه کوزههای جنگطلبی آمریکا و ترامپ را بر سر عدهای میشکند که یا وجود خارجی ندارند و یا در تصمیمگیری سیاسی نقشی ندارند. دوقطبی کاذبی که سعی دارد به جای دوقطبی واقعی مقاومت و تسلیم طلبی خود را بنشاند.
اما همانطور که عنصر داخلی پررنگ میشود از سوی دیگر عامل اصلی یعنی آمریکا کمرنگ و کمرنگتر میشود تا جایی که آمریکا در این اظهارات به طور کلی حذف میشود.
طنز تلخ چنین روایتی این است منازعه آمریکا علیه ایران حذف و مسائل به یک جنگ داخلی میان طرفداران توافق و مخالفان آن تبدیل میشود. هنر روایتگری که جنگ آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایران را با حذف دشمن و حمله نظامی آن داخلی میکند! موضوعی که هر چه که هست در جهت وحدت شکنی و بر هم زدن وفاق ملی حرکت میکند.
همهپرسی از مردم ایران درباره حمله نکردن آمریکا!
حسن روحانی در این روایت خود مطرح میکند: «به مردم بگوییم قرار ما این است با قدرتهای بزرگ بیست سال دیگر بجنگیم. اگر مردم قبول کردند برویم ادامه بدهیم. اما اگر مردم نپذیرفتند و راه دیگری نشان دادند نمیخواهیم بپذیریم؟»
این سئوال درحالی مطرح میشود گویی فرمان هدایت جنگ از داخل ایران بوده و توقف آن با همین فرمان و ترمز داخلی امکانپذیر است!
اما سئوال اینجاست آیا آمریکا به نظر و همهپرسی مردم ایران احترام گذاشته و دیگر به کشورمان حمله نخواهد کرد؟!
اگرچه سؤال درست و واقعی که باید از مردم پرسید این است که در برابر تهاجم خارجی، میان مقاومت و تسلیم، کدام مسیر را انتخاب میکنید؟ بدون تردید مردم ایران به چنین سؤالی، پاسخی عزتمندانه خواهند داد؛ چراکه آنچه روحانی خواستار آن شده، در نهایت چیزی جز تسلیم در برابر دشمن نیست و روشن است که عزت و سربلندی هیچگاه از مسیر تسلیم حاصل نمیشود.
با حذف صورت مسئله و دشمنی آمریکا میتوان به راهحل رسید؟
روحانی در همین بخش از ادعاهای خود جهت پررنگ کردن دوقطبی کاذب مطلوب خود میگوید: (عدهای میگویند) ما از پیمان بدمان میآید. ما از توافق بدمان میآید. ما از اینکه توافق کنیم با یک گروه خوشمان نمیآید. ما هر چه گفتیم طرف مقابل باید تسلیم محض باشد. اگر طرف قبول کند خوب است اما اگر طرف مقابل جبار و قلدر بود چطور؟ ما باید ادامه بدهیم (از زبان دیگران) تا کی و چه زمانی باید ادامه دهیم. خیلی خوب است که چارچوب اهداف ملی برای خودمان اول مشخص باشد و بعد هم به مردم عرضه کنیم. بگوییم مردم قرار ما این است که با قدرتهای بزرگ جهانی ۲۰ سال بجنگیم. اگر مردم گفتند خوب است بریم ادامه دهیم. اما اگر مردم نپذیرفتند و راه دیگری را نشان ما دادند ما نمیخواهیم، بپذیریم؟»
همین روایتگری نشان میدهد که روحانی سعی دارد هزینه مقاومت را بالا و طولانی مدت نشان دهد اما عنوان نمیکند هزینه جنگ برای طرف مقابل چقدر است و کارشناسان هزینه مقاومت را بسیار کمتر از تسلیم عنوان میکنند و جنگ، مذاکره، تحریم و محاصره را ابزار سلطه گری غرب میدانند نه راهی برای توافق و امتیاز دهی و امتیازگیری.
حداقل برجام دوره حسن روحانی که ۸ سال کشور را معطل خود کرد و دهه ۹۰ را به دهه از دست رفته تبدیل کرد نتیجه همین تفکر سازش بود.
روحانی خواسته و ناخواسته به قلدری و توافقناپذیر بودن آمریکا اشاره میکند، اما باز هم روی سخن خود را به داخل کشور چرخانده و نسخهای ارائه میکند که در آن نهتنها عزتمندی وجود ندارد، بلکه در ادامهدار کردن جنگ آمریکا برای تضعیف ایران، با نشان دادن تأثیر فشار اقتصادی و نظامی بر کشور، عملاً به طرف مقابل پیام میدهد که فشار بیشتر میتواند ایران را به عقبنشینی وادار کند.
وقتی طرف مقابل اطمینان پیدا کند که تحریم و فشار نظامی، جامعه و حاکمیت را به سمت عقبنشینی سوق میدهد، چه انگیزهای برای کاهش فشار خواهد داشت؟ با این اوصاف نسخه یکطرفه و داخلی روحانی جز تضعیف ایران و رساندن آمریکا به اهدافش عایدی دیگری نخواهد بود و با حذف صورت مسئله و حذف دشمنی و مخاصمه آمریکا نمیتوان به راه حل رسید.