تاریخ انتشار :چهارشنبه ۱۱ شهريور ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۳۹
تروریست‌های آمریکایی در تکرار رسم و پیشینه وحشی‌گری خود، این‌بار مراسم عروسی در سیریک را به خاک و خون کشیدند.
جنایت آمریکا در سیریک؛ پیشینه واشنگتن در تبدیل جشن‌ها به عزا

 جنگ فقط در میدان‌های نبرد رخ نمی‌دهد، گاهی صدای انفجار، موسیقی یک عروسی را قطع می‌کند؛ خانواده‌ای که برای آغاز یک زندگی تازه دور هم جمع شده‌اند، در چند ثانیه به خانواده‌ای داغدار تبدیل می‌شوند و کودکان، زنان و مهمانان یک مراسم شادی، قربانی حمله‌ای می‌شوند که اساساً قرار نیست اهداف غیرنظامی را هدف قرار دهد.

حمله اخیر آمریکا به خانه‌ای در کوهستک شهرستان سیریک در استان هرمزگان، بار دیگر همین تصویر تلخ را زنده کرده است، در این حمله که در جریان برگزاری یک مراسم عروسی رخ داد، پنج نفر از جمله یک کودک کشته و بیش از 50 نفر زخمی شدند،
اما اهمیت این حادثه فقط در شمار شهدا و زخمی‌ها خلاصه نمی‌شود، آنچه آن را تکان‌دهنده‌تر می‌کند، ماهیت محل و زمان حادثه است: یک خانه مسکونی، یک مراسم عروسی و حضور خانواده‌هایی که برای جشن گرفتن گرد هم آمده بودند،
البته این نخستین بار نیست که چنین تصویری در کارنامه عملیات نظامی آمریکا در منطقه دیده می‌شود.

در افغانستان، عراق و یمن، موارد متعددی از حملات ارتش تروریست آمریکا یا نیروهای تحت‌امر آمریکا به مراسم عروسی یا کاروان‌های مرتبط با آنها گزارش شده است، در برخی از این موارد، مقام‌های آمریکایی بعداً بر وجود اهداف نظامی یا شبه‌نظامیان میان قربانیان تأکید کردند، اما تحقیقات حقوق‌بشری و روایت بازماندگان، درباره ماهیت غیرنظامی قربانیان پرسش‌های جدی درباره روایت آمریکایی‌ها مطرح کرد.

در افغانستان حمله هوایی سال 2008 به یک مراسم عروسی در ولایت ننگرهار دست‌کم 40 غیرنظامی را قربانی و 28 نفر دیگر را زخمی کرد. گزارش‌های مربوط به این حادثه بر حضور زنان و کودکان میان قربانیان تأکید داشتند.

در عراق نیز حمله ماه مه سال 2004 قوای اشغالگر
آمریکا به روستای الدیب، جایی که مراسم عروسی برگزار شده بود، دست‌کم 40 نفر را به کام مرگ فرستاد، روایت ارتش آمریکا درباره این حادثه با روایت بازماندگان و شواهد تصویری منتشرشده در رسانه‌ها اختلاف داشت و انتشار ویدئویی از مراسم پیش از حمله، فشارها برای پاسخگویی درباره این عملیات را افزایش داد.

اما شاید یکی از مستندترین نمونه‌ها مربوط به یمن باشد، در دسامبر 2013، حمله پهپادی آمریکا به کاروانی که برای مراسم عروسی حرکت می‌کرد، دست‌کم 12 نفر را کشت و حداقل 15 نفر دیگر را زخمی کرد؛ عروس نیز میان مجروحان بود، دیده‌بان حقوق بشر پس از بررسی این حادثه، از دولت آمریکا خواست درباره حمله تحقیق و نتایج آن را منتشر کند.
 
جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران ,
این حوادث یک پرسش اساسی را مطرح می‌کنند: چگونه ممکن است تجمعی متشکل از خانواده‌ها، زنان و کودکان، در چندین جنگ و در فاصله سال‌های مختلف، بارها در معرض حملات مرگبار قرار گیرد؟

پاسخ  آمریکا در بسیاری از این موارد بر ادعای وجود اطلاعات امنیتی، احتمال حضور اعضای گروه‌های مسلح یا خطا در شناسایی هدف استوار بوده است، اما از منظر حقوق بشردوستانه بین‌المللی، صرف ادعای وجود یک هدف نظامی، مسئولیت نیروهای مهاجم را در قبال غیرنظامیان از بین نمی‌برد.

اصل تمایز میان اهداف نظامی و غیرنظامیان، اصل تناسب و ضرورت اتخاذ همه اقدامات ممکن برای جلوگیری از آسیب به غیرنظامیان، از اصول بنیادین حقوق بشردوستانه در زمان جنگ است، به همین دلیل، هر حمله‌ای که در آن شمار زیادی از غیرنظامیان کشته یا زخمی می‌شوند، نیازمند بررسی مستقل و شفاف است؛ به‌ویژه زمانی که هدف حمله یک خانه مسکونی و یک مراسم خانوادگی بوده باشد.

سازمان دیده‌بان حقوق بشر نیز در بررسی حملات هوایی آمریکا و نیروهای متحدش در افغانستان، بارها از ضعف تحقیقات درباره مرگ غیرنظامیان انتقاد کرده و هشدار داده است که ناکامی در بررسی دقیق چنین حوادثی می‌تواند به تداوم تلفات غیرنظامیان منجر شود.

جنبه انسانی این حوادث شاید مهم‌تر از هر عدد و آماری باشد، عروسی برای خانواده‌ها نماد آغاز، امید و ادامه زندگی است، کودکی که در چنین مراسمی حضور دارد، نه جنگجوست و نه تصمیم‌گیرنده یک درگیری سیاسی، عروس و داماد نیز هیچ نقشی در تصمیم دولت‌ها برای آغاز جنگ یا اجرای عملیات نظامی ندارند.

در یمن، دیده‌بان حقوق بشر گزارش کرد که در حمله پهپادی سال 2013، ترکش‌ها به صورت عروس اصابت کرده و وسایل عروسی او را درهم شکسته بود، این تصویر، شاید گویاتر از هر آمار دیگری نشان دهد که جنگ چگونه می‌تواند حتی خصوصی‌ترین و انسانی‌ترین لحظه‌های زندگی را به خاطره‌ای از مرگ و ویرانی تبدیل کند.

تکرار چنین حوادثی
همچنین یک مسئله جدی‌تر را به میان می‌کشد: عادی شدن مرگ غیرنظامیان در جنگ‌های مدرن. وقتی حمله‌ای اشتباه رخ می‌دهد، معمولاً درباره «اطلاعات ناقص»، «خطای شناسایی» یا «خسارت جانبی» سخن گفته می‌شود؛ اما برای خانواده قربانی، این واژه‌ها چیزی از واقعیت کم نمی‌کنند، کودک کشته‌شده همچنان کودک است، عروس زخمی‌شده همچنان انسانی است که مراسم ازدواجش به صحنه وحشت تبدیل شده است و خانواده‌ای که عزیزش را از دست داده است، همچنان با پیامدهای آن حادثه زندگی خواهد کرد.

از این منظر، تکرار حمله به مراسم عروسی را نمی‌توان صرفاً مجموعه‌ای از «اشتباهات جداگانه» دانست، تداوم چنین حوادثی در افغانستان، عراق و یمن و اکنون طرح ادعای مشابه درباره ایران، ضرورت بررسی عمیق‌تر و مجازات عاملان این جنایات و همچنین بررسی شیوه هدف‌گیری و ارزیابی خطر برای غیرنظامیان را برجسته می‌کند.

نکته نگران‌کننده دیگر، فاصله میان ادعای حفاظت از حقوق بشر و عملکرد نظامی است. آمریکا همواره خود را مدافع نظم بین‌المللی، حقوق بشر و قوانین جنگ جا زده است؛ اما بی‌اعتباری و دروغ بودن این ادعا زمانی محک می‌خورد که غیرنظامیان در خانه‌های خود، در مراسم عروسی یا در مسیر یک جشن خانوادگی کشته می‌شوند،
حقوق بشر زمانی معنا دارد که برای قربانیان جنگ نیز همان اندازه اعتبار داشته باشد که برای قربانیان کشورهای رقیب آمریکا دارد.

حمله اخیر آمریکا در کوهستک شهرستان سیریک نه‌فقط یک تراژدی انسانی دیگر در جنگ آمریکا و ایران، بلکه یادآور الگویی است که سال‌هاست در عملیات نظامی آمریکا در غرب آسیا و افغانستان درباره آن هشدار داده شده است: تفاوت و تمایز میان «هدف نظامی» اعلام‌شده با انسانی که در نهایت بهای آن عملیات را می‌پردازد،
در نهایت، مسئله فقط این نیست که چه‌کسی هدف حمله بوده است؛ مسئله این است که چه‌کسی کشته شده است، پشت هر عدد در فهرست قربانیان، خانواده‌ای وجود دارد که منتظر بازگشت عزیزش بوده است، کودکی که باید زندگی می‌کرده و بزرگ می‌شده است و مراسمی که قرار بوده است آغاز یک زندگی باشد، نه پایان چندین زندگی،تکرار چنین صحنه‌هایی، بیش از هر چیز اثباتی دیگر بر وحشیگری ارتش تروریست آمریکا و آزمونی برای ادعای پایبندی قدرت‌های نظامی به حقوق بشر و قوانین جنگ است.

انتهای پیام/+
منبع:خبرگزاری تسنیم
  http://hadidnews.com/vdccsxq0.2bqms8laa2.html
نام شما
آدرس ايميل شما