امل شبیب در ویدئوی تحلیلی، شکاف میان توهم پیروزی و بنبست راهبردی صهیونیستها برابر ایران را بررسی میکند.
به گزارش حدیدنیوز، «امل شبیب» خبرنگار تسنیم، در ویدئوی تحلیلی خود شکاف میان توهم پیروزی و بنبست راهبردی صهیونیستها در مواجهه با ایران را مورد نقد و ارزیابی قرار داده است. این گزارش به اعترافات مقامهای اسرائیلی درباره انزوای این رژیم در سطح منطقه و بینالملل، فقدان چشمانداز راهبردی در ترسیم آینده پیش روی نبرد با ایران و محور مقاومت میپردازد.
در زمانی که صهیونیستها تصور میکردند به بخشی از منطقه تبدیل شدهاند و شروع به پروراندن رؤیای سازشی متناسب با آرزوهای خود کرده بودند، جنگ به سراغشان آمد تا آنچه را در پس پرده آرامش پنهان کرده بودند، آشکار کند
سه سال جنگ مستمر نشان داد که رژیم صهیونیستی نه با متحدان، بلکه با آتش محاصره شده بود و سازشی که از آن سخن میگفتند چیزی جز یک توهم نبود و اکنون در بسیاری از نقاط جهان مطرود هستند.
تحلیل معکوس در اینجا این سوال را مطرح نمیکند که آیا اسرائیل در انزواست یا خیر؟ بلکه این پرسش را مطرح میکند که چرا رهبران این رژیم همچنان از پیروزی دم میزنند آن هم در حالی که اقرار میکنند هیچ چشمانداز روشنی پیش رویشان نیست؟ چرا از پرسش موجودیتی در حال فرارند و شعارهایی را دستاویز قرار میدهند که تنها به درد کارزارهای انتخاباتی میخورند؟
گزارش یدیعوت آحارونوت فاش ساخت زمامداران اسرائیل در حالی که در بحبوحه یک کارزار انتخاباتی هستند با پرسشهای موجودیتی مواجهاند که پاسخی برای آنها ندارند
گادی آیزنکوت، رئیس پیشین ستاد کل ارتش اسرائیل میگوید ما در وضعیت دائمی عدم پیوند در بین بیش از 20 کشوری زندگی میکنیم که ما را به رسمیت نمیشناسند. این اعترافی است که نشان میدهد رژیم اسرائیل پس از دهههای متمادی به بخشی از هویت منطقه مبدل نشد بلکه همچنان عنصری بیگانه در این منطقه باقی مانده است. سردمداران صهیونیسم از مفهوم پیروزی قاطع سخن میگویند، اما در عین حال اذعان میدارند که به آن دست نیافتهاند؛ از سازش سخن میگویند، اما از ارائه یک چشمانداز راهبردی واقعی گریزانند.
به گفته لیبرمن، نتانیاهو که این جنگ را رهبری کرد، جز به پایگاه حزبی خود، به چیز دیگری فکر نمیکند و فراموش کرده است که آینده کل رژیم در معرض خطر است. اما این تناقضها کجا آشکار میشوند؟
تناقض اول: بنت خواستار تغییر نگاه از «ویلایی در دل یک جنگل» به «گوریلی در یک جنگل» است، اما این تغییر، مشکل اساسی را حل نمیکند، خصوصا که اسرائیل همچنان به منطقه به چشم جنگلی نگاه میکند که باید بر آن مسلط شود نه به عنوان همسایگانی که باید با آنها همزیستی کرد.
بنگویر و اسموتریچ هرگونه راهحل سیاسی را رد میکنند و در عین حال اذعان دارند که چنین راهحلی واقعبینانه نیست اما آن را به عنوان راهحل نهایی ترویج میکنند، گویی نفرت میتواند جایگزین چشمانداز سیاسی شود. اما آنچه بیش از هر چیز بنبست آنها را آشکار میکند، اعتراف رهبران رژیم صهیونیستی به انزوایشان در سطح منطقه و جهان است. آنها میدانند که جهان با دیده تحقیر به آنها مینگرد اما ترجیح میدهند همان سیاستهایی را در پیش گیرند که آنها را بیش از پیش منزوی کرده است.
یائیر گولان، رهبر حزب دموکراتها میگوید اگر هویت اسرائیلی را به میلیونها فلسطینی اعطا کنیم، هویت صهیونیستی خود را از دست خواهیم داد. اما او در عین حال گزینه بدیل واقعی ارائه نمیکند و تنها از جدایی بدون راهحل سخن میگوید. این عمیقترین تناقض است: رژیم میداند که در انزوا به سر میبرد و میداند سازش واقعی تنها از طریق سازش سیاسی ممکن است، اما همچنان به راهحلهای نظامی پایبند میماند، گویی قدرت به تنهایی میتواند فقدان چشمانداز را جبران کند.
تحلیل معکوس میگوید رهبران رژیم اشغالگر به دنبال راهحل نیستند بلکه به دنبال راهی برای فرار از مناظره انتخاباتی هستند. آنها میدانند که اهداف جنگ محقق نشده، اما از اعتراف به آن فرار میکنند، به شعارهای قدیمی متوسل میشوند که تنها در کارزارهای تبلیغاتی کاربرد دارند.
زمامداران صهیونیست میدانند که در انزوا هستند، اما ترجیح میدهند همچنان در دایره انزوا باقی بمانند تا اینکه با حقیقت روبهرو شوند. عامل افشاکننده این وضعیت ادامه تشویق به مهاجرت، تقویت شهرکسازی و نادیده گرفتن حقوق فلسطینیان است. گویی خود را در مقام مصونیت از پاسخ به تاریخ برای جنایتهایشان میبینند.
بنابراین سؤال واقعی این نیست که آیا اسرائیل همچنان منزوی باقی خواهد ماند یا خیر؟
بلکه سوال اصلی این است که این رژیم چند جنگ دیگر به راه خواهد انداخت و چند فلسطینی را خواهد کشت پیش از آنکه اعتراف کند توهم سازشی که از آن سخن میگفت، چیزی جز یک دروغ بزرگ نبوده است و اینکه منطقه تنها با نابودی این رژیم و بازپسگیری فلسطین اشغالی که آن را اشغال کردهاند، آرام خواهد شد.
در نهایت، جای هیچ سازشی با رژیمی که بر غارت و آوارگی بنا شده است و با پروژهای نژادپرستانه که از به رسمیت شناختن حقوق دیگران خودداری میکند، وجود ندارد.
بیشتر بخوانید