بدون شناخت شبکههای زنانه و مجالس خانگی، فهم روند اجتماعی و پیروزی انقلاب اسلامی ناتمام خواهد ماند.
بهگزارش حدیدنیوز، ایام پیروزی انقلاب اسلامی، مغتنم برای بازخوانی پرونده انقلاب اسلامی است؛ پروندهای که غالباً بر کنشهای مردانه، رهبری سیاسی و غریو تظاهرات خیابانی متمرکز بوده است، اما در این میان، نقش راهبردی زنان ــ بهویژه بانوان مذهبی طبقات متوسط و مستضعف شهری ــ کمتر با نگاهی ساختاری و تحلیلی واکاوی شده است، حال آنکه بدون درک عمیق از «شبکههای زنانه»، «سنگرهای خانگی» و «کنشگری مذهبی»، پازل فهم انقلاب 57 ناقص خواهد ماند.
تقابل دو سبک زندگی؛ از «زنِ روز» تا «زنِ تراز»
در اتمسفر اجتماعی دهههای 40 و 50 شمسی، زنان در محلات شهری و بافتهای سنتی، در کانون تقابل دو الگوی متضاد قرار داشتند؛ از یکسو، دستگاه تبلیغاتی رژیم پهلوی با ابزارهای رسانهای خود، تصویری از زن «مدرن»، بیحجاب و مصرفگرا را پمپاژ میکرد، مجلاتی همچون «زن روز» و «جهان سرگرمی» و تبلیغات تلویزیونی، زن را نه بهعنوان یک کنشگر آگاه، بلکه بهعنوان مصرفکنندهای وابسته به مد و سبک زندگی غربی معرفی میکردند؛ نمادی از «تجدد فرمایشی» که هویت خود را در بازارهای فرهنگی غرب جستوجو میکرد.
در نقطه مقابل اما، زیستجهان زنان مذهبی در مداری کاملاً متفاوت در گردش بود؛ فضاهایی آمیخته با روضههای خانگی، جلسات قرآن و زیارتها، این محافل نه صرفاً آیینهایی سنتی، بلکه بستری برای بازتولید هویت دینی و شکلگیری نوعی «آگاهی جمعی» بودند. در این مجالس، واعظان با بازخوانی سیره حضرت فاطمه زهرا(ع) و شیرزنان عاشورایی، الگویی از زن مسلمان ارائه میدادند که در تضاد بنیادین با زنِ «غربزده» و ویترینیِ طبقات مرفه قرار داشت.
گفتمان بازگشت به خویشتن و الگوی سوم
در همین بستر تاریخی، نقد «غربزدگی» بهعنوان دال مرکزی گفتمانهای پیش از انقلاب برجسته شد. جلال آلاحمد با حمله به تقلید کورکورانه از غرب، خواستار رجعت به هویت بومی شد. در این پارادایم، تصویر «زن مدرن اما باحیا» شکل گرفت؛ زنی که تحصیلکرده و اجتماعی است، اما هویتش را در مصرفگرایی ذبح نمیکند.
در ساحت اندیشه دینی نیز تکاپویی جریان داشت، استاد شهید مرتضی مطهری در مقالات خود در نقد فمینیسم غربی، با تبیین تفاوتهای تکوینی زن و مرد، بر جایگاه محوری زن در خانواده تأکید داشت، همزمان، دکتر علی شریعتی با ادبیاتی متفاوت، به نقد کلیشه «زنِ پردهنشین» پرداخت و با ترسیم چهرهای مبارز و مسئول از حضرت زهرا(ع)، نسل جوان دختران مذهبی را به میدان کنشگری اجتماعی فراخواند.
با اوجگیری نهضت، حضرت امام(ره) و رهبران انقلاب با تأکید بر کرامت زن، پتانسیل عظیم بانوان را آزاد کردند. در گفتمان انقلاب، زنِ غربزده نماد انحطاط فرهنگی رژیم طاغوت قلمداد میشد و در مقابل، «زن مسلمان انقلابی» بهعنوان بازیگری متعهد و آگاه به صحنه تاریخ آمد.
شبکههای پنهان؛ رسانهای کارآمدتر از ساواک
یکی از مغفولترین ابعاد انقلاب، کارکرد سیاسی محافل مذهبی زنان بود. از دهه 30 به بعد، هیئتهای زنانه مستقل با محوریت بانوان مبلّغ شکل گرفتند، این مجالس که از چشم دستگاههای امنیتی پنهان بودند، به کانونهای تبادل اخبار سیاسی و شبکهسازی تبدیل شدند.
پژوهشهای تاریخی نشان میدهد این شبکهها بهصورت افقی و مبتنی بر «اعتماد مؤمنانه» عمل میکردند. زنان در این فضاها، نوار سخنرانیهای امام و اعلامیهها را توزیع و عملاً یک «رسانه غیررسمی» و غیرقابلردیابی ایجاد کردند.
با گسترش مدارس جامعه تعلیمات اسلامی و مکتبهایی چون «توحید» و «الزهرا(ع)»، کادرسازی نیروهای انقلابی سرعت گرفت. زنانی همچون مرضیه حدیدچی (دباغ) و دیگران، خروجی همین جریان بودند که مدیریت شبکههای مبارزاتی را بهعهده گرفتند.
خانه؛ سنگر مبارزه
از سال 55 با تشدید فضای پلیسی، نقش زنان در لجستیک انقلاب حیاتیتر شد. هیئتهای خانگی بهترین پوشش برای تکثیر نوار و اعلامیه بودند؛ اعلامیههایی که گاه در لابهلای صفحات قرآن یا سفرههای نذری جابهجا میشدند. خانههای زنان انقلابی، از حریم خصوصی به «پایگاه مقاومت» تغییر ماهیت داد؛ مکانی برای پناه دادن به مبارزان فراری، هماهنگی تظاهرات و تصمیمگیریهای حساس.
علاوه بر این، مساجد نیز با مدیریت پشتصحنه زنان اداره میشد. انتقال سریع اخبار رادیوهای خارجی و شعارهای جدید در سطح محلات، مدیون همین شبکه مویرگی زنان بود.
حماسه حضور؛ تیر خلاص بر پیکر رژیم
در نهایت، این پتانسیل متراکم در تظاهرات خیابانی تجلی یافت. از قیام 15 خرداد 42 تا راهپیماییهای میلیونی سال 57، زنان دوشادوش مردان و گاه پیشتر از آنان حرکت کردند. راهپیمایی مستقل زنان مشهدی در 17 دی 56، نقطه عطفی بود که الگوی مبارزه را در سراسر کشور تکثیر کرد.
بازخوانی این تجربه تاریخی اثبات میکند که انقلاب اسلامی تنها محصول خیابان و کنش مردانه نبود؛ بلکه ریشههای آن در اندرونی خانهها، پای منبرها و در دل شبکههای زنانه دوانده شده بود؛ روایتی که بازگو کردن آن، رسالت امروز ماست.