پیمان حدیبیه در شرایطی حساس میان پیامبر(ص) و کفار قریش منعقد شد و به دلیل دقت و سیاست نبی گرامی اسلام در مفاد آن ضمن اینکه مسلمانان وارد جنگ نشدند، بلکه زمینه برای فتح مکه فراهم شد.
حدیدنیوز: این روزها که صحبت از مذاکره با آمریکا در میان است، بهتر است که به تاریخ رجوع کنیم و با نگاهی به نحوه مواجهه پیامبر(ص) با دشمنان و شیوه پیمان بستن ایشان برای حفظ منافع مسلمین درس بگیریم و با تاسی به آقا رسول الله در جهت منافع ملت و انقلاب اسلامی گام برداشت.
پیمان حدیبیه از جمله مواردی است که رسول گرامی اسلام با تدبیر مسلمانان را از جنگ دور کرد و زمینه را برای فتح مکه فراهم کرد.
قول، فعل و تقریر پیامبر اکرم (ص) و ائمّه معصومین به حُکم آیه شریفه «لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه لمن کان یرجوا الله و الیوم الآخر و ذکر الله کثیرا» (سوره احزاب آیه ۲۱)، اسوه حسنه برای مؤمنان است. بنابراین اسوه حسنه پیامبر اکرم (ص) بهویژه در مسائلی مانند جنگ و صلح و آتشبس همواره مورد توجّه مؤمنان بوده و هست.
پیمان حدیبیه که شرح آن در قرآن کریم در سوره «فتح» آمده است و در تاریخ اسلام عمدتاً از آن اشتباهاً به صلح حدیبیه یاد میشود، در محافل علمی مؤمنان بهویژه محافل سیاسی و حکمرانی مورد استناد و توجه است. این سوره مفصّلاً به پیمان حدیبیه در سال ششم هجری و سایر وقایع و حوادث مرتبط با آن میپردازد.
بیعت رضوان زمینهساز پیمان حدیبیه
بیعت رضوان یا بیعت شجره و یا بیعت حدیبیه به پیمان جمعی از مؤمنان با پیامبر اکرم(ص) گفته میشود که در سال ۶ هجری قمری، در نزدیکی مکه و کنار چاه حدیبیه بسته شد. پیامبر(ص) در سال ۶ هجری پس از هجرت، در خواب دید که وارد کعبه شده، سر خود را تراشیده و کلید کعبه را در دست دارد. او این رؤیا را به مسلمانان بشارت داد و آنها را به انجام عمره دعوت کرد.
آیه ۲۷ سوره فتح به رؤیای پیامبر در مورد ورود به مسجدالحرام اشاره کرده و تحقق آن را وعدهای الهی میداند. در ماه ذیالقعده، پیامبر(ص) همراه ۱۴۰۰ تا ۱۶۰۰ نفر از یاران خود که فقط سلاح مسافر همراه داشتند، از مدینه به سوی مکه برای زیارت خانه خدا و انجام مناسک عمره حرکت کرد اما مشرکان قریش مانع ورود آنها به مکه شدند.
در این شرایط، میان پیامبر(ص) و قریش فرستادگانی رفتوآمد داشتند، اما شایعه کشته شدن یکی از فرستادگان پیامبر(ص) به دست قریش، موجب شد تا پیامبر(ص) مؤمنان را به بیعت فراخواند و آنها با تعهدی قاطع متعهد شدند تا پای جان از ایشان دفاع کنند.
مشرکان مکه که از عزم مؤمنان برای جنگ و پیکار خبردار شدند از ترس ورود مؤمنان به مکه، نماینده ای را برای مذاکره با پیامبر اکرم (ص) فرستادند تا با هر توافقی مانع حضور ایشان و یارانشان در مکه شوند. بنابراین بیعت رضوان زمینه مذاکرهای جدی میان پیامبر(ص) و مشرکان مکه را بوجود آورد و حاصل آن پیمان حدیبیه شد.
مفاد پیمان حدیبیه
مفاد این پیمان به شرح ذیل است:
الف) قریش و مسلمانان متعهد میشوند که به مدت ده سال، جنگ و تجاوز را علیه یکدیگر ترک نمایند.
ب) فردی از قریش اگر بدون اجازه ولی خود از مکه فرار کند و به مسلمانان بپیوندد، محمد(ص) باید او را به مکه بازگرداند. ولی اگر فردی از مسلمانان به قریش بپیوندد، قریش وظیفه ندارد وی را تحویل محمد(ص) دهند. مسلمانان و قریش میتوانند با هر طایفهای که بخواهند پیمان برقرار کنند و با آنان متحد و مربوط شوند.
ج) محمد (ص) و یاران او، امسال از حدیبیه به مدینه بازمیگردند، ولی در سالهای آینده میتوانند آزادانه به مکه درآیند، مشروط بر اینکه فقط سه روز در شهر مکه توقف کنند و سلاحی جز سلاح مسافر که یک شمشیر است همراه نداشته باشند. قریش نیز حق مزاحمت ندارند.
د) امضاکنندگان متعهد میشوند که اموال یکدیگر را محترم شمارند و از هرگونه حیله و نیرنگ و خیانت علیه یکدیگر بپرهیزند. جان و مال مسلمانانی که وارد مکّه میشوند، محترم است.
چنانچه متن صراحت دارد، پیمان حدیبیه یک آتش بس بود و آتش بس میتواند صورت پیمان داشته باشد. پیمان حدیبیه تنها آتشبسی دهساله بین کفار قریش و مسلمانان مدینه بود و هیچ تعامل اقتصادی، اجتماعی یا سیاسی میان طرفین ایجاد نکرد. این پیمان اساساً آتشبس بود نه صلح! حتی مفسرین و مورخانی که پیمان حدیبیه را صلح حدیبیه نامیدهاند، اذعان دارند پیمان مذکور چیزی جز آتشبسی موقت نبود.
محور اصلی پیمان، رفع جنگ و پیکار میان مسلمانان و مشرکین مکه به مدت ده سال و آزادی عمل اقتصادی و اجتماعی و سیاسی مسلمانان و محترم شمردن اموال ایشان است.
این پیمان در سال هشتم هجری و پس از گذشت ۲۲ ماه توسط مشرکین مکه نقض شد. پس از اطلاع پیامبر(ص) از نقض پیمان اگرچه ابوسفیان برای عذرخواهی به مدینه آمد، اما تلاش او پذیرفته نشد و پیامبر(ص) با سپاهی حدود ده هزار نفر شامل مهاجران، انصار و قبایل مختلف، به سوی مکه حرکت کرد و مکه توسط سپاه اسلام فتح شد.
آیا بین صلح و آتشبس تفاوتی وجود دارد؟
کلیدواژه «صلح» در ادبیات قرآن برای رفع اختلاف میان دو گروه یا جامعه مسلمین به کار میرود. در قرآن، از صلح به معنای اصلاح روابط در تمامی وجوه آن صرفاً میان دو گروه از مؤمنان و جامعه مسلمین یاد میشود و از این کلیدواژه در پیمانی که یک طرف آن کفار و دشمنان و در طرف دیگر جامعه مسلمانان قرار دارند، استفاده نشده است. بنابراین، رفع جنگ و پیکار با دشمنان، «آتشبس» نامیده میشود و با صلح اساساً متفاوت است.
در صلح روابط اجتماعی و اقتصادی برقرار است، لیکن در آتشبس تنها روشن شدن خطوط و مرزهای مصون از تعدی موضوعیت دارد و اولویت نخست در آتشبس حمایت از فرد فرد مسلمانان و جامعه مسلمانان در مقابل تعدیهای دشمنان ایشان است نه برقراری روابط اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی میان طرفین. آتش بس از شگردهای مطرح در فضای جنگ است ولیکن صلح به اصلاح فیمابین؛ سامان، سلامت، کنار هم قرار گرفتن، ولایت همدیگر را پذیرفتن، میپردازد.
بیان قرآن کریم در آیه «انما المؤمنون اخوه فاصلحوا بین اخویکم» (سوره حجرات آیه ۱۰) نشان میدهد که اصل اخوت و برادری میان مسلمین برقرار است، لذا اصلاح و صلح به تحکیم برادری میانجامد. اگر اختلافی میان برادران شکل گیرد، به واسطه دور شدن از امر خدا است و اصلاح یعنی مجموعه اقدامهایی که به بازگشت و رجوع به امر خدا منتهی شود.
این در حالی است که میان مؤمنین و دشمنان خدا همواره دشمنی و عداوت و بغض برقرار است و اصل قرآنی در مقابله با دشمنان مجاهدت و مقاتله است و اگر پیمانی هم در کار باشد، آن پیمان با اعلام روشن و واضح مواضع مؤمنانه و تعیین مرزبندیها به دنبال آتشبس و رفع خونریزی است. این آتشبس به عنوان راهبردی جلو برنده در مقابله با دشمنان اتخاذ میشود. بنابراین پیمان حدیبیه، آتشبس است و نه صلح.
آیا آتش بس الزاماً به معنای شکست است؟
دو دیدگاه متفاوت درباره آتشبس وجود دارد. نخست آتشبس را نشانه شکست و سرخوردگی میداند و دوم اینکه آتشبس را نشانه فتح و پیروزی. بیان قرآن کریم از «فتح مبین» در آیه اول سوره فتح به پیمان حدیبیه اشاره دارد. «مبین» به معنای ویژه است و نشان میدهد که پیمان حدیبیه فتح ویژهای است. فتح مبین، فتحی است که در آن خبری از کارزار و جنگ نیست، لیکن فتحی آشکار، ویژه و روشن است.
این نکته به ما میآموزد که فتح و پیروزی لزوماً به معنای تسخیر سرزمین یا شکست کامل دشمن نیست، بلکه ممکن است به شکل آتشبس باشد و فرصتی حیاتی برای بازیابی و توانافزایی درونی قدرت پیش روی جامعه مسلمین قرار دهد. در آن دوره، نحوه برخورد مؤمنان در حدیبیه با کسانی که سر ستیز با مسلمانان داشتند، در عین حفظ مواضع و اصول و همچنین تبعیت از خدا و رسول او باعث شد آنان باوجود آنکه در ابتدا با هدف جنگ از مدینه خارج نشده بودند، اما در بیعت رضوان، ثابت قدم و ایستادگی خود در مقابل مشرکان مکه را نشاندهند و آماده جهاد با آنان شوند.
ایجاد صفوف یکپارچه و مقاوم مسلمانان و آمادگی ایشان برای جنگ و مشاهده آن توسط مشرکان، رعب و وحشت بر دل دشمنان اسلام انداخت و به همین دلیل درخواست آتشبس از سمت مشرکان مکه داده شد نه مسلمانان! بر اساس سنت رسول اکرم (ص) شایسته است مسلمانان همواره چون صفوف یکپارچه بر محور ولی جامعه در مقابل دیدگان دشمنان اسلام، صفآرایی کنند و عزم راسخ خود را برای قتال نشان دهند و اصل را بر جنگ فرض کنند.
پیمان حدیبیه، فراتر از یک رویداد تاریخی، الگویی اساسی در سیره نبوی و منبعی ژرف برای عبرتآموزی در عرصههای سیاسی، نظامی و اجتماعی است. این واقعه به روشنی نشان میدهد که نتیجه استقامت و سختگیری بر دشمنان حتی در صورت لزوم جنگ و پیکار با ایشان، منجر به ایجاد رعب و وحشت در دلهای ایشان میشود که با اعلام آتش بس از سوی آنان، مسلمانان میتوانند با حفظ اصول و مواضع و مبانی اسلام از «آتشبس» بهمثابه قراردادی موقت و تاکتیکی برای توقف درگیری، بهره بجویند.
قرآن کریم با توصیف این پیمان به «فتح مبین»، به ما میآموزد که پیروزی تنها در میدان نبرد تحقق نمییابد، بلکه گاه در قالب پیمانی خردمندانه و ظاهرا سخت، تجلی میکند که زمینهساز تقویت بنیانهای درونی، تثبیت موقعیت و فتحهای آتی میشود.
درس محوری امر حدیبیه آن است که مؤمنان، با حفظ اصول، مواضع و اعلام مرزبندیهای خدشهناپذیر و به تعبیر قرآن کریم، برائت در مقابل دشمن خود میتوانند و باید با بهرهگیری از حکمت و تدبیر، از فرصتهای «آتشبس» برای ایستادگی بلندمدت، افزایش قدرت و تحقق تدریجی اهداف بزرگتر بهره ببرند.
از این رو، بازخوانی این رخداد نه تنها برای فهم دقیقتر تاریخ اسلام، بلکه برای تنظیم روابط بینالملل و مدیریت تعارضها در عصر حاضر، راهگشا و الهامبخش است. مشرکین مکه در شرایطی تن به آتش بس حدیبیه دادند که انسجام و یکپارچگی مسلمانان بر محور نبی اکرم(ص) در بیعت رضوان برای آنها نمایان شد و جدیت مؤمنان در جنگ و نترسیدن از رویارویی و شهادت، رعب و وحشت را بر دل آنان حاکم کرد. این آتش بس هیچ مودت و رابطه اقتصادی بین مسلمانان و مشرکان به دنبال نداشت.