هر جا مسلمانان از نظر علمی و فکری قوی بودهاند، در میدان سیاست و امنیت نیز دست بالا را داشتهاند.
آیه شریفه «وَأَعِدّوا لَهُم ما استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ وَمِن رِباطِ الخَیل» (انفال/60) از بنیادیترین آیات قرآن در تبیین منطق قدرت، آمادگی دائمی و بازدارندگی دشمن است؛ آیهای که نگاه حداقلی به قدرت را نفی کرده و جامعه اسلامی را به توسعه مستمر همهجانبه در عرصههای نظامی، علمی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و حتی فضای مجازی فرا میخواند.
دکتر حسین اندرزگو، کارشناس علوم دینی، ابعاد گسترده «قوّه» ضرورت افزایش مستمر آن، نقش نیروهای مسلح و مسئولیت مردم در پشتیبانی از جبهه مقاومت و دفاع از جمهوری اسلامی ایران برررسی کرده است.
در قرائت دقیق قرآنی، مقصود از «قُوَّة» در آیه «اَعِدّوا لَهُم ما استَطَعتُم مِن قُوَّة» چیست و چرا نمیتوان آن را صرفاً به قدرت نظامی محدود کرد؟
اگر به سیاق آیه و روح حاکم بر آموزههای قرآن توجه کنیم، به روشنی درمییابیم که «قُوَّة» مفهومی موسّع، پویا و تمدنی است. قرآن کریم جامعه اسلامی را به «قدرتسازی» دعوت میکند، نه صرفاً سلاحاندوزی. تعبیر «ما استَطَعتُم» نشان میدهد که هیچ سقف و ایستگاهی برای قدرت در منطق قرآن تعریف نشده و مؤمنان حق ندارند به یک سطح مشخص قانع شوند.
در تفاسیر معتبر، از جمله المیزان و تفسیر نمونه ، تأکید شده که «قُوَّة» شامل توان علمی، فکری، مدیریتی، اقتصادی، فرهنگی، رسانهای و سازمانی نیز میشود. تجربه تاریخی امت اسلامی نیز گواه همین معناست؛ هر جا مسلمانان از نظر علمی و فکری قوی بودهاند، در میدان سیاست و امنیت نیز دست بالا را داشتهاند.
نگاه تقلیلگرایانه به قدرت، آفت بزرگ جوامع دینی است. دشمنان دقیقاً از همین زاویه وارد میشوند: تضعیف اقتصاد، تخریب فرهنگ، تحریف باورها و فروپاشی سرمایه اجتماعی. قرآن با یک نگاه راهبردی، همه این عرصهها را جزو میدان نبرد میداند و از جامعه میخواهد در همه آنها آماده باشد.
بنابراین قدرت در آیه انفال یک منظومه به همپیوسته است. قدرت نظامی بدون پشتوانه علمی، فرهنگی و مردمی، پوستهای توخالی است و قرآن دقیقاً برای پرهیز از همین خطر، مفهوم قوّه را تا این اندازه گسترده تعریف میکند.
عبارت «ما استَطَعتُم» چه پیامی برای نظام اسلامی و نیروهای آن دارد و چرا قرآن به «حداقل آمادگی» رضایت نمیدهد؟
«ما استَطَعتُم» یکی از کلیدیترین واژههای این آیه است. قرآن نمیفرماید «قدری آماده شوید»، بلکه میفرماید هر آنچه در توان دارید، به میدان بیاورید. این یعنی توقف، قناعت و رضایت به وضع موجود، در منطق قرآنی جایگاهی ندارد. آمادگی، امری نسبی و در حال رشد است.
از منظر فقهی و تفسیری این تعبیر به معنای تکلیف دائمی است. یعنی هر چه توان جامعه افزایش پیدا میکند، سطح مسئولیت آن هم بالاتر میرود. اگر امروز ابزار، دانش و فناوری پیشرفتهتری در اختیار داریم، کوتاهی در استفاده از آن، یک ترک واجب شرعی است. این منطق به ویژه برای نهادهای حافظ امنیت مانند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، اهمیت مضاعف دارد. آمادگی باید روزافزون باشد، نه ایستا. دشمن لحظهای متوقف نمیشود و اگر ما بایستیم، عملاً عقب افتادهایم. قرآن، جامعه اسلامی را به حرکت دائم در مسیر تقویت دعوت میکند.
در واقع «ما استَطَعتُم» یعنی هیچگاه نگویید کافی است. هر عرصهای که به اقتدار کشور و ملت کمک میکند، باید تقویت شود، از آموزش نیروی انسانی گرفته تا فناوریهای نوین و سازماندهی هوشمندانه.
آیه شریفه به دو عنصر «قُوَّة» و «رِباطِ الخَیل» اشاره میکند. این تفکیک چه دلالت راهبردی برای امروز دارد؟
این تفکیک بسیار دقیق و آموزنده است. «قُوَّة» ناظر به توان، اراده، ایمان، علم و ساختار انسانی و سازمانی است، و «رِباطِ الخَیل» ناظر به ابزار و امکانات. قرآن به صراحت میفرماید قدرت بدون ابزار کافی نیست و ابزار بدون قدرت انسانی و ایمانی نیز کارآمد نخواهد بود.
«رِباطِ الخَیل» در زمان نزول آیه، نماد پیشرفتهترین ابزار نظامی آن روز بود. امروز این مفهوم به تسلیحات نوین، فناوریهای اطلاعاتی، ابزارهای سایبری، سامانههای هوشمند، تجهیزات فضایی و حتی ابزارهای جنگ شناختی و رسانهای تعمیم پیدا میکند.
نکته مهم این است که قرآن، مالکیت و به روز بودن ابزار را به صورت ضمنی مطالبه میکند. جامعهای که ابزارش وابسته، قدیمی یا غیرقابل استفاده باشد، عملاً قدرت بازدارندگی ندارد. تجربه دوران طاغوت دقیقاً همین را نشان داد: ابزار بود، اما اراده و استقلال نبود. از منظر قرآنی، ابزار باید متنوع، متناسب با همه میدانها (زمین، هوا، دریا، فضا، فضای مجازی) و دائماً در حال نوسازی باشد. امروز فضای مجازی و حتی بازیهای جنگی، بخشی از میدان ابزار هستند و غفلت از آنها، به معنای واگذاری یک جبهه کامل به دشمن است.
هدف نهایی این آمادگی و قدرتسازی در آیه «تُرهِبونَ بِه عَدُوَّ اللهِ وَعَدُوَّکُم» چگونه باید فهم شود؟
واژه «تُرهِبون» در این آیه، به هیچوجه به معنای خشونتطلبی یا ترور نیست، بلکه به معنای ایجاد بیم بازدارنده است. یعنی دشمن وقتی قدرت، آمادگی و انسجام شما را میبیند، جرأت تعرض پیدا نمیکند. این دقیقاً منطق عقلانی پیشگیری از جنگ است. قرآن میخواهد هزینه تجاوز را برای دشمن بالا ببرد. تجربه جهانی هم نشان میدهد که ضعف، دشمن را حریص میکند و قدرت، او را محتاط. بنابراین ارهاب در این آیه، یک مفهوم اخلاقی و دفاعی است، نه تهاجمی.
نکته بسیار مهم این است که بخش مهمی از این ارهاب، نه از سلاح، بلکه از هیبت انسان مؤمن ناشی میشود، یعنی جوان مؤمن، فداکار، باانگیزه و آمادهبهکار. این همان جایی است که ایمان، عزم پولادین و انگیزه الهی به مؤلفههای اصلی قدرت تبدیل میشوند. به تعبیر امیرالمؤمنین امام علی (ع): «مَن نامَ لَم یُنَم عَنه» اگر شما غفلت کنید، دشمن غفلت نمیکند. بیداری دائمی، هوشیاری و آمادهباش مستمر، جوهره همین ارهاب بازدارنده است.
در این چارچوب قرآنی، نقش علم، سازماندهی و راهبردهای نوین چگونه تعریف میشود؟
قرآن به صورت مستقیم و غیرمستقیم، علم را رکن اصلی قدرت میداند. هیچ حرکت موفق انسانی بدون پشتوانه علمی شکل نگرفته است. آیه «هَل یَستَوی الَّذینَ یَعلَمونَ وَالَّذینَ لا یَعلَمون» (زمر/9) نشان میدهد که علم، مرز قدرت و ضعف است.
قدرت سازمانی هم یکی از مصادیق مهم «قُوَّة» است. سازمان قوی، منسجم، منعطف و هوشمند، میتواند ظرفیتهای انسانی و مادی را به بهترین شکل به کار بگیرد. بدون سازماندهی درست، حتی منابع عظیم هم هدر میرود.
در کنار اینها، قدرت تاکتیکی و راهبردی اهمیت حیاتی دارد. دشمن دائماً در حال تغییر روشهاست و نیروهای مدافع باید همواره جلوتر از او حرکت کنند. قرآن با دعوت به آمادگی دائمی، این پویایی راهبردی را مطالبه میکند. علم، سازمان، تاکتیک و راهبرد، چهار ستون اصلی قدرت نوین هستند و بیتوجهی به هر کدام، شکافی در دیوار بازدارندگی ایجاد میکند.
مردم در این منظومه قرآنی چه جایگاهی دارند و حمایت از نیروهای مسلح چه نسبتی با این آیه دارد؟
قرآن هیچگاه قدرت را به نهادهای رسمی محدود نمیکند. «اَعِدّوا» خطاب به همه جامعه است. مردم ستون اصلی قدرت ملی هستند و بدون پشتیبانی آنها، هیچ نیروی نظامیای نمیتواند مأموریت خود را به درستی انجام دهد. البته حمایت مردم، فقط حمایت مالی یا فیزیکی نیست. اعتماد، احترام، دفاع رسانهای، حفظ روحیه و انتقال امید، همه جزو مصادیق «قُوَّة» هستند. دشمن دقیقاً همین پیوند را هدف میگیرد، چون میداند قطع رابطه مردم و مدافعان، بزرگترین ضربه به امنیت است.
از منظر قرآنی حمایت از مدافعان امنیت، نوعی مشارکت در جهاد دفاعی است. آیه «وَتَعاوَنوا عَلَی البِرِّ وَالتَّقوی» چارچوب این همکاری را ترسیم میکند. جامعهای که در این مسیر همراه باشد، مصداق امت قدرتمند قرآنی است.
درواقع آیه «اَعِدّوا لَهُم ما استَطَعتُم مِن قُوَّة» نقشه راه یک ملت بیدار است که میخواهد مستقل، مقتدر، مؤمن و بازدارنده بماند. این آیه، هم یک دستور نظامی و هم یک راهبرد تمدنی برای امروز و فردای جمهوری اسلامی ایران است.