وضعیت بحرانی نتانیاهو در آستانه انتخابات سرزمینهای اشغالی، ترامپ را ناگزیر به حمایت آشکار از او کرده است؛ حمایتی پرهزینه که میتواند بحران جمهوریخواهان را نیز تشدید کند. در همین چارچوب، نتانیاهو با انتشار نقشهای از غرب آسیا، امارات و رژیم صهیونیستی را با رنگ نیلی مشخص کرده و نوشته است: «امارات، اسرائیل خلیج فارس است.» او در توضیح این نقشه نیز از «اتحاد ششضلعی امارات و اسرائیل» سخن گفته است.
این اقدام در ظاهر، به معنای ارتقای جایگاه امارات در معادلات امنیتی منطقه است؛ اما واقعیت تحولات نشان میدهد که نتانیاهو بهجای قدردانی از خوشخدمتیهای سران ابوظبی، در حال تبدیل این کشور به سپر دفاعی رژیم صهیونیستی است؛ اقدامی که هم امنیت امارات را به مخاطره میاندازد و هم اعتبار جهانی آن را مخدوش میکند. سکوت و بیتفاوتی حاکمان ابوظبی در برابر این روند، میتواند هزینههای سنگینی برای آینده سیاسی، اقتصادی و امنیتی این کشور به همراه داشته باشد.
ائتلاف با ابوظبی؛ نشانه قدرت یا اعتراف به انزوا؟
همزمان با نزدیکشدن انتخابات در سرزمینهای اشغالی، نظرسنجیها از وضعیت بحرانی نتانیاهو و حزب لیکود حکایت دارند. در چنین شرایطی، ترامپ برای جلوگیری از شکست سنگین متحد خود، حمایت آشکارش را از او اعلام کرده است؛ حمایتی که با توجه به مخالفت گسترده افکار عمومی آمریکا با قربانیشدن منافع این کشور به پای اسرائیل، میتواند بحران جمهوریخواهان را عمیقتر کند.
نتانیاهو نهتنها در تحقق وعدههای داخلی خود، از تأمین امنیت تا بهبود شرایط اقتصادی، ناکام مانده، بلکه ادعای نابودی مقاومت از غزه تا ایران نیز به نتیجه نرسیده است. در کنار این ناکامیها، انزوای جهانی رژیم صهیونیستی نیز آشکارتر شده و همین شرایط، نتانیاهو را به بزرگنمایی روابط با امارات برای نمایش قدرت واداشته است.
سفر او به ابوظبی با ادعای دیدار با مقامات عربی، پرواز فلایدبی با هدف اعمال فشار سازشکارانه و امنیتی بر عربستان، اعلام استقرار گنبد آهنین در امارات و اکنون معرفی ابوظبی بهعنوان «اسرائیل خلیج فارس»، همگی در همین چارچوب قابل ارزیابیاند. بنابراین، این رویکرد بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، بیانگر ضعف و ناچاری نتانیاهو است؛ ضعفی که باید برای سران امارات هشداری جدی باشد. آنان با گرهزدن امنیت، اقتصاد و اهداف منطقهای و جهانی خود به رژیمی بحرانزده، آینده کشورشان را در معرض مخاطراتی جدی قرار دادهاند.
معماری امنیتی جدید یا پروژه امنیتسوزی؟
اگرچه اظهارات نتانیاهو درباره امارات تا حد زیادی با ملاحظات انتخاباتی ارتباط دارد، نمیتوان از ابعاد ائتلافسازی جدید او در منطقه غافل شد. نتانیاهو پیشتر از طرح ایجاد ائتلافی ششضلعی سخن گفته بود؛ ائتلافی که به ادعای او، اسرائیل را در کنار هند، یونان، قبرس و شماری از کشورهای عربی، آفریقایی و آسیایی، از جمله اتیوپی و امارات، قرار میدهد.
در همین حال، انور قرقاش، مشاور رئیس امارات، نیز خواستار تقویت همکاریهای امنیتی و دفاعی و احیای سازوکار امنیت جمعی منطقه شده است. بااینحال، پرسش اصلی آن است که چگونه میتوان از امنیت جمعی سخن گفت، درحالیکه رفتارهای رژیم صهیونیستی و امارات، از آفریقا تا غرب آسیا و از خلیج فارس تا دریای سرخ، به تشدید ناامنی دامن میزند؟
واقعیت این است که رفتارهای این دو رژیم نشان میدهد که بقای خود را در تضعیف دیگر کشورها جستوجو میکنند. در چنین شرایطی، ادعای امنیتسازی از سوی نتانیاهو و ابوظبی، نه تضمینکننده ثبات، بلکه زمینهساز تهدیدهای بیشتر علیه امنیت منطقه و جهان است. سخنان نتانیاهو را میتوان اعترافی به نقش مخرب امارات در معادلات منطقهای دانست؛ موضوعی که ضرورت همگرایی و اقدام مشترک کشورهای دغدغهمند برای مقابله با این روند را دوچندان میکند.
هزینه جهانی پیوند با اسرائیل
اظهارات نتانیاهو در ظاهر به معنای اعتباربخشی به امارات و تعریف نقشی تازه برای این کشور است؛ اما واقعیت آن است که همراهی با رژیم صهیونیستی، بیش از آنکه امتیازی برای متحدانش ایجاد کند، هزینههای سیاسی و بینالمللی به همراه دارد. گسترش حمایت از فلسطین در اروپا و آمریکا، افزایش انتقادهای سیاسی از عملکرد این رژیم و مطالبه اجرای احکام قضایی بینالمللی علیه سران آن، نشان میدهد که هزینه همپیمانی با تلآویو رو به افزایش است.
امارات ممکن است از روابط دوجانبه با رژیم صهیونیستی و کاخ سفید، منافعی کوتاهمدت به دست آورد؛ اما در بلندمدت، این مسیر میتواند انزوای جهانی و بیاعتباری بینالمللی آن را تشدید کند. کشوری که سالها میلیاردها دلار برای ترمیم چهره جهانی خود هزینه کرده است، اکنون با این خطر مواجه است که دستاوردهای خود را قربانی پیوندی پرهزینه با نتانیاهو کند.
ازاینرو، آنچه امروز در ظاهر بهعنوان ارتقای جایگاه امارات معرفی میشود، ممکن است در عمل به تضعیف موقعیت جهانی این کشور بینجامد. قرارگرفتن در کنار رژیم صهیونیستی و آمریکا دیگر تضمینکننده تحقق اهداف نیست؛ بلکه میتواند مشکلاتی ایجاد کند که پیامدهای آن فراتر از محاسبات کوتاهمدت حاکمان ابوظبی باشد.
تاوان خیانت به ایران و امنیت منطقه
نتانیاهو و ترامپ درحالی از راهبرد جدید امنیت ملی، اقتدار در برابر ایران و توانایی نابودی آن سخن میگویند و رسماً امارات را نیز در جایگاه متحد خود قرار میدهند که واقعیتهای میدان، تصویری متفاوت از این ادعاها ترسیم میکند.
مواضع مقامات سیاسی و نظامی ایران نشان میدهد که هرگونه اشتباه محاسباتی با پاسخی سنگین، گسترده و سریع مواجه خواهد شد؛ پاسخی که میتواند حوزههای دریا، زمین و فضا را دربرگیرد. همچنین، هر کشوری که در تجاوز علیه ایران مشارکت داشته باشد، با پیامدهای جدی روبهرو خواهد شد و ممکن است در چارچوب دفاع مشروع ایران، هدف پاسخ متقابل قرار گیرد. موشکها و پهپادها نیز تنها بخشی از ظرفیتهای ایران در مواجهه با چنین شرایطی هستند.
امارات شاید امروز از تمجیدهای ترامپ و عنوان «اسرائیل خلیج فارس» احساس رضایت کند، اما گرهزدن سرنوشت خود به تجاوزگری علیه ایران و تهدید امنیت منطقه، میتواند هزینههایی سنگین و ماندگار برای این کشور به همراه داشته باشد. ابوظبی نمیتواند به مسیر تقابل با ایران و منطقه ادامه دهد و همزمان انتظار داشته باشد که در حاشیه امن باقی بماند.
ایران، جبهه مقاومت و افکار عمومی منطقه و جهان، همانگونه که اشغالگری رژیم صهیونیستی در فلسطین را نمیپذیرند، تبدیل امارات به «اسرائیل خلیج فارس» را نیز نخواهند پذیرفت. پیام این تحولات روشن است: ائتلافسازی و تبلیغات سیاسی نمیتواند واقعیتهای میدان را تغییر دهد و ادامه این مسیر، هزینههای سنگینی برای رژیم صهیونیستی و امارات به همراه خواهد داشت.
منبع:
نورنیوز