الهام مرادی، فعال رسانه، نوشت: اگر نگاهی به سریال های عامهپسند ایرانی بیندازید احتمالاً هیچ کدام از آنها به اندازه" بامداد خمار" محبوب و بحثبرانگیز نبوده است. نرگس آبیار که تجربههای موفقی در به نمایش کشیدن داستانهای اجتماعی و عاشقانه دارد این بار با سریال " بامداد خمار " خون تازهای در رگ سریالهای ایرانی تزریق کرده است.
در "بامداد خمار " مخاطب صرفا با یک سریال تاریخی روبرو نیست بلکه یک روایت عاشقانه و اجتماعی در بستر تاریخ است.
"بامداد خمار"از زبان، لباس، معماری، موسیقی و مناسبات اجتماعی گذشته برای ساختن جهان تاریخی خود استفاده میکند. این عناصر سبب میشوند مخاطب نه فقط داستان، بلکه یک دوره را تجربه کند. ضربالمثلها و ادبیات کلاسیک نیز به حافظه فرهنگی اثر عمق داده است.
نویسنده" بامداد خمار " هم کوشیده است در کشوقوس رسیدن یا نرسیدن محبوبه و رحیم به یکدیگر، با افزودن پاره قصههای متعدد، هم بر جذابیت روایت بیفزاید و هم تصویری از مناسبات اجتماعی و خانوادگی آن دوران ارائه کند. برخی از این ماجراها حتی به خودی خود ظرفیت جذب تماشاگر را دارند.
"بامداد خمار"روایتی دراماتیک از تاریخ معاصر ایران و چالشهای اجتماعی گذشته است. " بامداد خمار" به ما یادآوری می کند که چه پیچیدگیها و تحولات تاریخی در عرصهها و ابعاد اجتماعی، فرهنگی و سیاسی وجود داشته و چگونه این تحولات ما را به هویت معاصرمان رسانده است که البته فقط شاید در پیشبرد مسیر پر فراز و نشیب آینده راهنمایمان باشند.
سریال " بامداد خمار" وارد مرحلهای حساستر شده است. محبوبه همچنان چشمانتظار رحیم است و تصمیمهای او، در کنار ازخودگذشتگی منصور و اتفاقات پیشرو، سرنوشت این عاشقانه را پیچیدهتر از همیشه کرده است. حالا همه منتظرند ببینند این عشق پرماجرا در نهایت به وصال میرسد یا بار دیگر تقدیر و اختلافهای طبقاتی، عاشقان "بامداد خمار" را از هم جدا خواهد کرد.
سکانس عقد خجسته و اصلانخان در "بامداد خمار" بار دیگر یکی از موضوعات محوری این داستان را به تصویر میکشد، ازدواجی که بهجای انتخاب و علاقه، زیر سایه مصلحت خانوادگی و حفظ آبرو شکل میگیرد؛ جایی که عروس پیش از آغاز زندگی مشترک، باید با واقعیت تلخ نداشتن اختیار در انتخاب همسرش کنار بیاید.
در شرایطی که بخش قابلتوجهی از آثار شبکه نمایش خانگی در مدار الگوهای روایی کمابیش تکراری، از قتل و جنایت و فساد اقتصادی گرفته تا باندهای زیرزمینی، خیانت و مواد مخدر، حرکت میکنند، اقتباس از ادبیات میتواند امکان ورود جهانها، شخصیتها و موقعیتهایی متفاوت را فراهم کند. مسئله البته صرفا انتخاب یک اثر ادبی نیست. اقتباس نیز مهارت و شناختی ویژه میطلبد.
و نکته آخر؛ معرفی شهر تاریخی قزوین به عنوان لوکیشن از دیگر امتیازهای سریال " بامداد خمار" است. نرگس آبیار با برجسته کردن فضا و هویت این شهر، ظرفیتی را به کار گرفته که میتواند فراتر از روایت داستان عمل کند و به معرفی جاذبههای تاریخی و فرهنگی قزوین بیانجامد. ظرفیتی که بهرهگیری سنجیده از آن در آثار نمایشی دیگر نیز میتواند مسیری برای شناساندن ایران دیدنی و متنوع به مخاطبان باشد.
اگر دنبال عاشقانه کلاسیک هستید که فضای نوستالژیک و احساسیاش بتواند لحظاتی ذهن تان را درگیر کند، "بامداد خمار" انتخاب قابلقبولی است.