کد QR مطلبدریافت صفحه با کد QR

تحلیلی بر بن‌بست استراتژیک واشنگتن در تنگه هرمز؛

آمریکا در باتلاق سوخت؛ ترامپ در ساعت «صفر»

20 مهر 1405 ساعت 10:55

ترامپی که دو ماه پیش از «تسلط کامل» بر هرمز می‌گفت، امروز برای تامین بخشی از سوخت مورد نیاز کشورش به پوتین تلفن زده است.


حدیدنیوز؛ وقتی رئیس‌جمهوری که با شعار «اول آمریکا» و تهدید هم‌زمان چین، روسیه و ایران بر سر کار آمده، برای پایین کشیدن قیمت بنزین در پمپ‌بنزین‌هایش ناچار شود به مسکو زنگ بزند و از ولادیمیر پوتین گازوئیل بخواهد، یعنی معادله قدرت در صحنه جهانی چیز دیگری شده است. این تصویر، دقیقاً همان چیزی است که این روزها در واشنگتن در حال وقوع است؛ تصویری که نه در ستادهای تبلیغاتی ترامپ، بلکه در صف طولانی خودروها مقابل ایستگاه‌های سوخت آمریکا خود را نشان می‌دهد.

بن‌بست خود ساخته

چند ماه پیش، وقتی ارتش آمریکا ناوگان‌هایش را به آب‌های جنوبی ایران گسیل داشت و مواضعی در شرق تنگه هرمز را هدف قرار داد، کاخ سفید این عملیات را «بازدارندگی هوشمندانه» نامید. اما آنچه در عمل رخ داد، نه بازدارندگی بود و نه هوشمندانه. نیروهای مسلح ایران در واکنشی حساب‌شده، با شناورهای تندرو، پهپادهای انتحاری و مین‌های دریایی، عملاً آبراه استراتژیک هرمز را به روی نفتکش‌های عبوری ناامن کردند. شرکت‌های بیمه دریایی ظرف چند روز، نرخ حق بیمه کشتی‌های عبوری از هرمز را چند برابر کردند و بسیاری از خطوط کشتیرانی، مسیرهای جایگزین را انتخاب کردند یا اصلاً سفر را لغو کردند.

نتیجه؟ قیمت بنزین در آمریکا طی هشت هفته گذشته بیش از ۳۰ درصد بالا رفت و گازوئیل — سوخت اصلی کامیون‌ها و قطارهای باری — رکوردی تاریخی ثبت کرد. در برخی ایالت‌های میانه، صف‌های مقابل پمپ‌بنزین‌ها به چند کیلومتر رسیده و کامیون‌داران از حرکت بازمانده‌اند.

ترامپ اکنون در موقعیتی قرار گرفته که هر گونه اظهارنظر درباره قیمت سوخت، به ضررش تمام می‌شود. سکوتش نشانه ناتوانی است و حرف زدنش، یادآور آن روزهایی است که وعده «کاهش قیمت‌ها در روز اول» را می‌داد.

انتخابات میان‌دوره‌ای؛ ساعت صفر ترامپ

شاید اگر بحران سوخت در زمان دیگری رخ می‌داد، ترامپ فرصت تنفس داشت. اما تقویم سیاسی آمریکا چنین اجازه‌ای نمی‌دهد. سوم نوامبر — دوازده آبان — انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره برگزار می‌شود و همه نشانه‌ها از یک فاجعه سیاسی برای جمهوری‌خواهان حکایت دارد.

نظرسنجی‌های اخیر شبکه‌هایی مثل سی‌ان‌ان و نیویورک‌تایمز، اختلافی بین ۸ تا ۱۲ درصدی را میان دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان در سطح ملی نشان می‌دهد. در ایالت‌های کلیدی مثل پنسیلوانیا، میشیگان، آریزونا و جورجیا، وضع از این هم بدتر است. قیمت سوخت، در کنار تورم و مسئله مهاجرت، سه موضوعی است که رأی‌دهندگان آمریکایی به‌صراحت آن را به ترامپ گره می‌زنند.

ترامپ به‌خوبی می‌فهمد که اگر جمهوری‌خواهان مجلس نمایندگان را از دست بدهند، نه‌تنها فرآیند استیضاح کلید می‌خورد، بلکه هر لایحه‌ای که دولتش ارائه دهد، در کمیته‌های کنگره بایگانی خواهد شد. در آن صورت، دو سال پایانی ریاست‌جمهوری‌اش به یک دوره انفعالی تبدیل می‌شود که در تاریخ آمریکا کم‌سابقه بوده است.

تماس تلفنی؛ پایانی بر بحران یا آغازی بر بحرانی تازه؟

در چنین شرایطی، جمعه گذشته تماس تلفنی میان کاخ سفید و کرملین برقرار شد. ترامپ بعد از تماس، در پلتفرم «تروث سوشال» خودش نوشت که گفت‌وگو «بسیار موفق» بوده و روسیه قرار است فوراً ۳۰۰ هزار تن گازوئیل به بازار آمریکا عرضه کند. به‌گفته او، در ماه نوامبر ۵۰۰ هزار تن دیگر و پس از آن یک میلیون تن دیگر هم به همین مسیر خواهد رفت، و در ادامه سه میلیون تن دیگر هم بسته به شرایط پالایشگاه‌های روسیه تحویل داده خواهد شد.

پوتین هم متقابلاً اعلام کرد مسکو آماده تأمین نفت و فرآورده‌های نفتی برای آمریکا و بازارهای جهانی است. کرملین تلاش کرد این توافق را در قالب «مسئولیت‌پذیری روسیه در ثبات بازار جهانی انرژی» جا بزند؛ ادبیاتی که شاید برای افکار عمومی روسیه خوشایند باشد، اما در عمل، اعترافی تلخ به موقعیت جدید آمریکا در معادلات انرژی جهانی است.

عددی که فریاد می‌زند

اما بیایید لحظه‌ای ریاضیات ساده‌ای انجام دهیم. آمریکا روزانه حدود ۳.۹ میلیون بشکه فرآورده‌های میان‌تقطیر — که گازوئیل ستون اصلی آن است — مصرف می‌کند. ۳۰۰ هزار تن گازوئیل روسیه، معادل حدود دو میلیون بشکه است؛ یعنی تقریباً ۱۳ تا ۱۵ ساعت مصرف این گروه از سوخت‌ها. به زبان ساده‌تر، حتی اگر تمام این محموله یک‌جا وارد خاک آمریکا شود، تنها کفاف نیم‌روز مصرف این کشور را می‌دهد.

این عدد، همان چیزی است که بسیاری از تحلیلگران آمریکایی را به سکوت واداشته است. حتی رسانه‌های محافظه‌کار هم به سختی می‌توانند وانمود کنند که این توافق، گرهی از کار ترامپ باز می‌کند. بیشتر شبیه یک ژست تبلیغاتی است که قرار است در تیتر خبرهای صبح شنبه آمریکا دیده شود، نه راه‌حلی واقعی برای بحرانی ساختاری.

شکاف ادعا و واقعیت در تنگه هرمز

لازم است در ادامه به نکته‌ای بپردازیم که شاید مهم‌ترین لایه روایت این ماجرا باشد؛ لایه‌ای که بدون اشاره به آن، تصویر کامل نمی‌شود.

کمتر از دو ماه پیش، دونالد ترامپ در سخنرانی پرشورش در جمع هوادارانش در ایالت اوهایو، با لحنی قاطعانه گفت: «ما بر تنگه هرمز تسلط کامل داریم. صادرات نفت به شرایط عادی برگشته. ایران هیچ کنترلی بر هرمز ندارد.» او حتی یک قدم فراتر رفت و ادعا کرد: «فقط یک کشور در این منطقه نمی‌تواند نفت صادر کند یا کالا وارد کند، و آن کشور ایران است.»

کاخ سفید حتی در چهاردهم اوت بیانیه‌ای رسمی منتشر کرد با عنوان «ترامپ درست می‌گفت: آمریکا تنگه هرمز را کنترل می‌کند» و مدعی شد که مین‌های ایرانی از مسیر کشتیرانی پاکسازی شده و نزدیک به هزار و ۵۰۰ شناور با حفاظت نیروهای آمریکایی نفت را جابه‌جا کرده‌اند. رسانه‌های محافظه‌کار، از فاکس‌نیوز تا نیویورک‌پست، از «پیروزی بزرگ ترامپ در هرمز» نوشتند.

اما عددها داستان دیگری می‌گفتند

اما بلافاصله پس از این ادعاها، گزارش‌های میدانی، روایت کاملاً متفاوتی را منتشر کردند. شبکه سی‌ان‌بی‌سی چندی پیش، در گزارشی مستند به نقل از منابع ردیابی کشتیرانی نوشت: عبور شناورها از تنگه هرمز به شدت کاهش یافته و در برخی روزها، تنها هشت شناور از این آبراه عبور کرده‌اند؛ در حالی که میانگین تردد روزانه پیش از بحران، بین ۱۳۰ تا ۱۴۰ شناور بوده است. به عبارت دیگر، ادعای عبور هزار و ۵۰۰ شناور، با واقعیت میدانی همخوانی نداشت.

ترامپ، از تسلط کامل تا تلفن به پوتین

دو ماه بعد، همان ترامپی که بر «تسلط کامل» بر هرمز تأکید می‌کرد، در یک تماس تلفنی با ولادیمیر پوتین نشست و از او خواست ۳۰۰ هزار تن گازوئیل به بازار آمریکا عرضه کند. این توافق، به‌صراحت در رسانه‌های آمریکایی و اروپایی بازتاب یافت.

شبکه پی‌بی‌اِس در گزارشی با عنوان «ترامپ در یک چرخش تند در سیاست آمریکا، با پوتین برای گازوئیل روسی توافق کرد»، این اقدام را «معکوس‌شدن کامل سیاست فشار حداکثری بر روسیه» توصیف کرد و یادآور شد که همین چند هفته پیش، ترامپ قانون «تحریم روسیه » را با افتخار امضا کرده بود؛ قانونی که به دولت اجازه می‌داد بر واردات انرژی از روسیه تعرفه وضع کند.

شکاف بین گفتمان و میدان

این شکاف، دقیقاً همان چیزی است که تحلیلگران مسائل نظامی و راهبردی در ماه‌های اخیر بارها به آن اشاره کرده‌اند. وقتی شما در یک آبراه بین‌المللی، با کشوری طرف می‌شوید که ده‌ها سال برای دفاع از آن آبراه شبکه‌ای از موشک‌های کروز، شناورهای تندرو، مین‌های دریایی، پهپادهای انتحاری و جنگ الکترونیک را مستقر کرده، نمی‌توانید با چند عملیات محدود و بمباران چند پایگاه، ادعای تسلط کامل کنید. این همان درسی است که آمریکا در سال ۱۹۸۸ هم در خلیج فارس آموخت؛ زمانی که ناو «یواس‌اس وینسنس» هدف موشک‌های ایرانی قرار گرفت.

نیروهای مسلح ایران، به‌ویژه سپاه پاسداران و نیروی دریایی ارتش، طی سال‌های گذشته دکترین نظامی خود را بر پایه «مقاومت نامتقارن» بنا کرده‌اند. آنها به‌خوبی می‌دانند که می‌توانند هزینه عبور از هرمز را آن‌قدر بالا ببرند که از نظر اقتصادی و بیمه‌ای، عبور از این آبراه برای شرکت‌های کشتیرانی جهانی غیرممکن شود. دقیقاً همین اتفاق هم افتاد.

عددهایی که سخنرانی‌ها را تکذیب می‌کنند

بیایید نگاهی به ارقام بیندازیم. قبل از بحران اخیر، روزانه حدود ۱۷ تا ۱۹ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور می‌کرد. این حجم، تقریباً یک‌پنجم کل مصرف نفت جهان و حدود یک‌سوم تجارت جهانی نفت از طریق دریا را شامل می‌شد.

بر اساس داده‌های منتشرشده توسط مؤسسات ردیابی نفتکش‌ها، در شش هفته گذشته، عبور نفتکش‌ها از هرمز حدود ۴۰ درصد کاهش یافته است. گزارش سی‌ان‌بی‌سی به نقل از منابع صنعت کشتیرانی تأیید می‌کند که در روزهای اوج بحران، تنها هشت شناور از تنگه عبور کرده‌اند؛ عددی که با ادعای کاخ سفید درباره عبور هزار و ۵۰۰ شناور، زمین تا آسمان فاصله دارد. تعدادی از شرکت‌های بزرگ نفتی اروپایی، اعلام کرده‌اند که موقتاً از مسیر هرمز استفاده نخواهند کرد. نرخ حق بیمه نفتکش‌ها در این مسیر، ظرف کمتر از دو ماه، ۴ تا ۵ برابر شده است و در چنین شرایطی است که ترامپ می‌گوید: «ما تسلط کامل داریم.» هزینه‌ای که گریبان‌گیر مصرف‌کننده آمریکایی شد.

هادی رضایی/ مهر


کد مطلب: 47682

آدرس مطلب :
http://www.hadidnews.com/news/47682/آمریکا-باتلاق-سوخت-ترامپ-ساعت-صفر

حدید نیوز
  http://www.hadidnews.com