کد QR مطلبدریافت صفحه با کد QR

سخنگوی جنبش مستقبل‌ العداله یمن:

چرا معادله جنگ به سود انصارالله تغییر کرده است؟

16 مهر 1405 ساعت 17:33

آنچه در سال‌های جنگ یمن به یک متغیر تعیین‌کننده تبدیل شده، ترکیبی از جغرافیای دشوار یمن، شناخت میدانی نیروهای بومی، انسجام فرماندهی و هدف و تجربه چندساله جنگ است.


حدید نیوز؛ تحولات اخیر در جبهه یمن بار دیگر این پرسش را برجسته کرده است که چگونه انصارالله، با وجود سال‌ها فشار نظامی، سیاسی و اقتصادی و در شرایطی که عربستان از حمایت و همراهی مجموعه‌ای از بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی برخوردار بوده، توانسته است نه‌تنها ساختار نظامی خود را حفظ کند، بلکه در برخی جبهه‌ها به پیشروی و تغییر موازنه میدان دست بزند.

پاسخ به این پرسش را نمی‌توان صرفاً در تعداد موشک‌ها، پهپادها یا تجهیزات نظامی جست‌وجو کرد. آنچه در سال‌های جنگ یمن به یک متغیر تعیین‌کننده تبدیل شده، ترکیبی از جغرافیای دشوار یمن، شناخت میدانی نیروهای بومی، انسجام فرماندهی و هدف، تجربه چندساله جنگ و در مقابل، چندپارگی نیروهای حاضر در جبهه مقابل است؛ مجموعه عواملی که به گفته ابومهدی، سخنگوی جنبش مستقبل العداله یمن، موجب شده است معادله‌ای که عربستان در ابتدای جنگ روی آن حساب کرده بود، به تدریج تغییر کند.

ابومهدی در گفت‌وگو با خبرنگار مهر با رد این برداشت که پیشروی‌های انصارالله صرفاً نتیجه حمایت خارجی است، تأکید می‌کند که این جنبش در تصمیم‌گیری‌های نظامی و سیاسی خود مستقل عمل می‌کند و روابط آن با جمهوری اسلامی ایران به معنای وابستگی یا دریافت دستور برای عملیات نیست.

چرا انصارالله پیشروی کرد؟

به گفته ابومهدی، نخستین عامل را باید در تفاوت میان ساختار دو جبهه جست‌وجو کرد؛ از یک سو انصارالله با یک هدف مشخص و ساختار نسبتاً منسجم وارد میدان شده و از سوی دیگر، جبهه مقابل از گروه‌ها و نیروهایی تشکیل شده که الزاماً اهداف یکسانی ندارند.

وی معتقد است همین مسئله موجب شده است نیروهای انصارالله بتوانند تصمیمات میدانی را با سرعت بیشتری اجرا کنند، در حالی که نیروهای مقابل در بسیاری از موارد با اختلافات سیاسی، محلی، قبیله‌ای و مذهبی مواجه بوده‌اند.

ابومهدی می‌گوید:مسئله فقط تجهیزات نیست، وقتی یک طرف هدف مشخصی دارد و فرماندهی و نیروهایش در یک مسیر حرکت می‌کنند، طبیعی است که در میدان عملکرد متفاوتی داشته باشد؛ در مقابل، وقتی چند گروه با منافع متفاوت در یک جبهه قرار می‌گیرند، هماهنگی آنها دشوارتر می‌شود.

جغرافیا؛ کوه‌هایی که معادله جنگ را تغییر می‌دهند

یمن از نظر جغرافیایی یکی از پیچیده‌ترین محیط‌های عملیاتی منطقه محسوب می‌شود. بخش‌هایی از این کشور دارای مناطق کوهستانی، ارتفاعات، دره‌های عمیق و مسیرهای دشوار است؛ مناطقی که عملیات زمینی و کنترل بلندمدت آنها را برای نیروهای مهاجم دشوار می‌کند.

ابومهدی با اشاره به همین ویژگی می‌گوید نیروهای یمنی شناخت دقیقی از مناطق محل نبرد دارند و این شناخت، در جنگی که سال‌ها ادامه داشته، به یک مزیت جدی تبدیل شده است.

به اعتقاد او، نیروهایی که سال‌ها در یک منطقه زندگی کرده‌اند، مسیرها، ارتفاعات، دره‌ها و نقاط حساس آن را بهتر می‌شناسند و همین مسئله باعث می‌شود برتری تجهیزات یک نیروی خارجی الزاماً به معنای برتری قطعی در میدان نباشد.

در واقع، جغرافیای یمن در طول جنگ از یک عامل صرفاً طبیعی به بخشی از معادله دفاعی این کشور تبدیل شده است؛ عاملی که هرگونه تلاش برای پیشروی زمینی و تثبیت مناطق تصرف‌شده را پرهزینه می‌کند.

یک جبهه منسجم در برابر چندین گروه

اما جغرافیا به تنهایی نمی‌تواند توضیح‌دهنده تحولات میدان باشد. عامل مهم دیگر، ساختار نیروهای حاضر در جنگ است.

ابومهدی معتقد است عربستان طی سال‌های گذشته تلاش کرده است با حمایت از گروه‌های مختلف، یک جبهه گسترده در برابر انصارالله ایجاد کند، اما همین تعدد نیروها در نهایت به یکی از نقاط ضعف این جبهه تبدیل شده است.

وی می‌گوید گروه‌های مختلف حاضر در جبهه مقابل، الزاماً یک نگاه واحد به آینده یمن ندارند و برخی از آنها حتی در مورد ساختار سیاسی، آینده مناطق جنوبی و نحوه تقسیم قدرت اختلاف نظر دارند.

به گفته او، این اختلافات در میدان نیز خود را نشان می‌دهد و موجب می‌شود بخشی از ظرفیت نظامی این نیروها به جای تمرکز بر یک هدف مشترک، صرف رقابت‌های داخلی شود.

از این منظر، یکی از تفاوت‌های اصلی دو طرف جنگ، نه صرفاً در میزان تسلیحات، بلکه در نوع سازماندهی و تعریف هدف نهایی آنهاست.

از جنگ نظامی تا شکل‌گیری یک روایت سیاسی

عامل دیگری که ابومهدی بر آن تأکید دارد، پیوند میان فعالیت نظامی انصارالله و روایت سیاسی و اجتماعی آن است.

وی می‌گوید انصارالله تلاش کرده است حضور خود در میدان را در چارچوب مفاهیمی مانند استقلال یمن، مخالفت با مداخله خارجی و مقابله با حضور نیروهای خارجی تعریف کند؛ روایتی که به گفته او توانسته است در بخش‌هایی از جامعه یمن مخاطب پیدا کند.

ابومهدی معتقد است همین مسئله باعث شده است جنگ برای بخشی از نیروهای انصارالله صرفاً یک نبرد نظامی نباشد، بلکه به نوعی دفاع از استقلال و حاکمیت یمن تبدیل شود.

او همچنین می‌گوید تلاش دشمن برای معرفی انصارالله به عنوان نیروی نیابتی ایران نتوانسته است به‌طور کامل این روایت را از میان ببرد و در برخی مناطق، شعارها و مواضع اجتماعی نشان‌دهنده وجود یک روایت متفاوت است.

راهبرد عربستان؛ از اتکا به ائتلاف تا بازسازی نیروهای محلی

ابومهدی در ادامه با اشاره به راهبرد عربستان می‌گوید ریاض در سال‌های گذشته تلاش کرده است از طریق گروه‌ها و نیروهای مختلف، فشار بر انصارالله را افزایش دهد.

به گفته وی، عربستان اکنون نیز در تلاش است تا با ایجاد یا تقویت نیروهای محلی در مناطق جنوبی، جبهه جدیدی در برابر انصارالله ایجاد کند؛ رویکردی که از نگاه او نشان می‌دهد برخی محاسبات اولیه درباره امکان شکست سریع انصارالله محقق نشده است.

وی معتقد است تغییر روش عربستان از اتکای صرف به حملات هوایی و نیروهای ائتلافی به سمت تقویت بازیگران محلی، نشانه‌ای از تلاش برای سازگار کردن راهبرد نظامی با واقعیت‌های میدانی یمن است.

تعز؛ گره راهبردی در معادله جنگ یمن

در میان جبهه‌هایی که تحولات آنها می‌تواند بر موازنه نظامی یمن اثر بگذارد، شهر تعز جایگاهی ویژه دارد؛ شهری که اهمیت آن صرفاً به موقعیت جغرافیایی محدود نمی‌شود و به دلیل جایگاه جمعیتی، ارتباطی و سیاسی خود، یکی از نقاط اثرگذار در معادلات داخلی این کشور به شمار می‌رود.

تعز در جنوب غربی یمن و در مسیری قرار دارد که مناطق داخلی کشور را به سواحل دریای سرخ و محورهای منتهی به باب‌المندب پیوند می‌دهد. از این رو، تحولات نظامی پیرامون این شهر می‌تواند بر ارتباط میان جبهه‌های مختلف و آرایش نیروها در غرب و جنوب غرب یمن اثر بگذارد.

در همین چارچوب، ابومهدی با اشاره به تحولات اخیر، فشار بر تعز را یکی از محورهای مهم پیش‌روی نیروهای همسو با صنعا معرفی می‌کند. از نگاه او، تغییر موازنه در این منطقه می‌تواند موقعیت نیروهای مقابل را تحت فشار قرار دهد و بر روند تحولات در دیگر جبهه‌ها نیز اثر بگذارد.

اهمیت تعز از این منظر دوگانه است: از یک سو، موقعیت جغرافیایی و ارتباطی آن، این شهر و پیرامونش را به نقطه‌ای مهم در آرایش نظامی تبدیل کرده و از سوی دیگر، جایگاه سیاسی و اجتماعی تعز باعث می‌شود تحولات آن فراتر از یک جابه‌جایی ساده در خطوط تماس باشد.

با این حال، میزان تأثیرگذاری پیشروی‌های مورد اشاره بر آینده جنگ، به جزئیات میدانی، مناطق تحت کنترل هر طرف و توان نیروها برای تثبیت مواضع بستگی دارد؛ موضوعی که برای ارزیابی دقیق آن باید اطلاعات مربوط به محورهای عملیاتی و وضعیت کنونی مناطق پیرامون تعز به‌طور مستقل بررسی شود.

حملات اخیر؛ آیا بمباران می‌تواند موازنه میدان را تغییر دهد؟

در چنین شرایطی، حملات اخیر علیه مواضع انصارالله را باید در چارچوب تلاش برای متوقف کردن روند تحولات زمینی تحلیل کرد.

ابومهدی معتقد است حملات هوایی، حتی اگر در مقیاس گسترده انجام شود، لزوماً به معنای تغییر موازنه زمینی نیست؛ زیرا تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که ساختار نظامی انصارالله تا حد زیادی خود را با جنگ طولانی و حملات هوایی سازگار کرده است.

او می‌گوید حمایت‌های اطلاعاتی، لجستیکی و نظامی آمریکا همچنان در اختیار عربستان قرار دارد و برخی کشورها نیز ممکن است در سطح سیاسی، اطلاعاتی یا تجهیزاتی از ریاض حمایت کنند.

با این حال، درباره میزان و شکل مشارکت مستقیم کشورهایی مانند ترکیه یا پاکستان، باید میان گمانه‌زنی، درخواست همکاری و ورود مستقیم به جنگ تفاوت قائل شد و هرگونه ادعای مشارکت نظامی مستقیم نیازمند تأیید منابع مستقل است.

چرا جنگ برای انصارالله به جنگی کوتاه‌مدت تبدیل نشد؟

یکی از نکات مهم در اظهارات ابومهدی، تأکید بر این است که نیروهای یمنی از همان ابتدا خود را برای یک جنگ طولانی آماده کرده‌اند.

او معتقد است ادامه جنگ در طول سال‌های گذشته موجب شده است انصارالله تجربه قابل توجهی در زمینه عملیات نظامی، استفاده از موشک و پهپاد، اطلاعات میدانی و مقابله با حملات هوایی به دست آورد.

به بیان دیگر، جنگ طولانی برای انصارالله تنها یک دوره فرسایشی نبوده، بلکه به دوره‌ای برای تجربه‌اندوزی و بازسازی ساختار نظامی نیز تبدیل شده است.

این مسئله می‌تواند یکی از دلایل مهمی باشد که چرا با وجود فشارهای گسترده، حذف انصارالله از معادله سیاسی و نظامی یمن محقق نشده است.

انتقال فشار از مرزهای یمن به عمق عربستان

ابومهدی در بخش دیگری از سخنان خود بر تغییر راهبرد نظامی انصارالله تأکید می‌کند؛ راهبردی که در آن حمله به یمن دیگر بدون هزینه برای طرف مقابل باقی نمی‌ماند.

از نگاه او، هدف این است که هرگونه حمله به خاک یمن با امکان پاسخ در عمق خاک عربستان همراه باشد و از این طریق، هزینه تصمیم نظامی برای ریاض افزایش پیدا کند.

این راهبرد در صورت تداوم می‌تواند جنگ یمن را از یک نبرد عمدتاً داخلی به یک معادله منطقه‌ای پیچیده‌تر تبدیل کند؛ معادله‌ای که در آن امنیت مرزهای جنوبی عربستان و تأسیسات حیاتی این کشور نیز در محاسبات تصمیم‌گیران ریاض قرار می‌گیرد.

عربستان میان دو انتخاب؛ تشدید جنگ یا مسیر سیاسی

ابومهدی در پاسخ به این پرسش که آینده جنگ یمن به کدام سمت خواهد رفت، دو مسیر اصلی را محتمل می‌داند؛ نخست، تشدید دوباره جنگ داخلی و تلاش برای باز کردن جبهه‌های جدید و دوم، افزایش فشار نظامی و امنیتی بر عربستان برای وادار کردن ریاض به پذیرش یک راه‌حل سیاسی.

وی معتقد است در صورت ادامه حمایت عربستان از نیروهای مخالف صنعا و تداوم فشارهای اقتصادی و سیاسی، عملیات نظامی نیز ادامه خواهد یافت.

در مقابل، اگر زمینه برای توقف حمایت نظامی، کاهش محدودیت‌ها و حرکت به سمت یک توافق سیاسی فراهم شود، امکان کاهش درگیری‌ها وجود خواهد داشت.

از این منظر، میدان نظامی و میز مذاکره در یمن از یکدیگر جدا نیستند؛ هر تغییری در موازنه میدان می‌تواند بر محاسبات سیاسی اثر بگذارد و هر تحول سیاسی نیز می‌تواند آرایش نظامی را تغییر دهد.

ایران و یمن؛ رابطه‌ای که انصارالله آن را وابستگی نمی‌داند

یکی دیگر از محورهای مهم گفت‌وگو، نقش جمهوری اسلامی ایران در تحولات یمن بود.

ابومهدی تأکید می‌کند که انصارالله در تصمیم‌گیری‌های خود مستقل است و حتی در صورت ورود مستقیم آمریکا یا دیگر بازیگران خارجی به جنگ یمن، ایران لزوماً وارد جنگ داخلی این کشور نخواهد شد.

وی همچنین تأکید دارد که انصارالله روابط نزدیکی با جمهوری اسلامی ایران دارد، اما این رابطه را نباید به معنای دریافت دستور یا وابستگی کامل در تصمیمات نظامی دانست.

این موضع در واقع بخشی از روایت سیاسی انصارالله درباره هویت مستقل خود است؛ روایتی که تلاش می‌کند این جنبش را یک بازیگر بومی و دارای محاسبات مستقل در معادلات یمن معرفی کند.

مسئله اصلی؛ جنگی که هنوز تمام نشده است

آنچه از تحولات اخیر یمن و اظهارات ابومهدی می‌توان دریافت، این است که معادله جنگ در این کشور همچنان سیال است و هیچ‌یک از طرف‌ها نتوانسته‌اند دیگری را به‌طور کامل از میدان خارج کنند.

پیشروی‌های اخیر انصارالله، اگر در میدان تثبیت شود، می‌تواند فشار بیشتری بر جبهه‌های مقابل وارد کند؛ اما در سوی دیگر، تلاش عربستان برای بازسازی نیروهای محلی و استفاده از ظرفیت‌های منطقه‌ای نشان می‌دهد که ریاض نیز هنوز از ادامه رقابت نظامی و سیاسی در یمن صرف‌نظر نکرده است.

در این میان، حملات هوایی اگرچه می‌تواند هزینه‌هایی بر زیرساخت‌ها و توان نظامی یمن تحمیل کند، اما تجربه جنگ نشان داده است که برای تغییر پایدار موازنه، صرف قدرت هوایی کافی نیست؛ به‌ویژه در کشوری که جغرافیای کوهستانی، شبکه‌های محلی و تجربه طولانی جنگ، ظرفیت مقاومت را افزایش داده است.

معادله یمن دیگر با قدرت هوایی تعیین نمی‌شود

جنگ یمن طی سال‌های گذشته از یک عملیات نظامی برای تغییر ساختار قدرت، به نبردی چندلایه تبدیل شده است؛ نبردی که در آن جغرافیا، انسجام نیروها، تجربه نظامی، حمایت اجتماعی، توان موشکی و پهپادی و در نهایت محاسبات منطقه‌ای همزمان نقش دارند.

از نگاه ابومهدی، علت اصلی پیشروی انصارالله را باید در کنار هم قرار گرفتن همین عوامل جست‌وجو کرد: شناخت جغرافیای یمن، انسجام در فرماندهی و هدف، تجربه جنگ طولانی و در مقابل، پراکندگی و اختلاف منافع در جبهه مخالف.

در این میان، تعز می‌تواند یکی از مهم‌ترین نقاطی باشد که نتیجه تحولات پیرامون آن بر آرایش آینده جنگ اثر بگذارد؛ نه فقط به دلیل موقعیت جغرافیایی، بلکه به دلیل جایگاه جمعیتی، سیاسی و ارتباطی این شهر در معادلات یمن.

به همین دلیل، مسئله یمن دیگر صرفاً این نیست که کدام طرف تجهیزات بیشتری در اختیار دارد؛ پرسش اصلی این است که کدام طرف توان بیشتری برای تبدیل قدرت نظامی به یک موازنه پایدار سیاسی و میدانی دارد.

اگر انصارالله بتواند پیشروی‌های اخیر را تثبیت کند و فشار نظامی را به یک اهرم سیاسی تبدیل کند، جنگ یمن وارد مرحله‌ای متفاوت خواهد شد؛ مرحله‌ای که در آن عربستان نه با یک گروه شورشی قابل حذف در کوتاه‌مدت، بلکه با بازیگری مواجه است که توانسته است در طول یک دهه جنگ، ساختار نظامی و سیاسی خود را حفظ و معادلات میدان را تا حدی به نفع خود تغییر دهد.

در مقابل، اگر جبهه مخالف بتواند اختلافات داخلی خود را کاهش داده و حمایت منطقه‌ای و بین‌المللی را در قالب یک راهبرد منسجم سازماندهی کند، امکان تغییر دوباره موازنه وجود خواهد داشت.

بنابراین، تحولات اخیر را نباید پایان جنگ یمن دانست؛ بلکه می‌توان آن را نشانه‌ای از ورود جنگ به مرحله‌ای تازه از رقابت بر سر موازنه قدرت دانست؛ مرحله‌ای که در آن، نتیجه نبرد نه فقط در خطوط تماس، بلکه در توان هر طرف برای حفظ انسجام، کنترل جغرافیا و تبدیل دستاوردهای نظامی به امتیاز سیاسی تعیین خواهد شد.

یسری چراغی/ مهر


کد مطلب: 47637

آدرس مطلب :
http://www.hadidnews.com/news/47637/چرا-معادله-جنگ-سود-انصارالله-تغییر-کرده

حدید نیوز
  http://www.hadidnews.com