حدیدنیوز؛ اما پاسخ به این سوال را شهید سید حسن نصرالله در روز هفتم شهادت حاج قاسم سلیمانی در سال 98 بیان میکند:
بعد از سه سال، حاصل کار آمریکا در منطقه «ناکامی پشت ناکامی، پشت ناتوانی، پشت سرگردانی» بود: «پروژهشان در سوریه، لبنان، یمن، افغانستان، عراق، ایران «هیچ دستاوردی» نداشت و «معاملهی قرن» برای فلسطین را نتوانست تحمیل کند.
پس آمریکاییها گفتند «برویم سراغ یک مرحله و سیاست تازه». از این جا اینجا نبرد دو پروژه شکل گرفت. یک پروژه، پروژهی سلطهی امریکا و اسرائیل بر منطقهی ماست. اجازه دهید از جزئیات لبنانی، عراقی، سوری، خلیجی، یمنی و… نگاهمان را بالاتر بیاوریم. یک پروژه وجود دارد به نام پروژهی سلطهی امریکا و اسرائیل بر منطقهی ما و اماکن مقدسمان و نفت و گاز و منابع موجود در هر کشور از طریق تثبیت اسرائیل و معاملهی قرن. آنها به نفت، گاز، آب و منابع ما چشم دوختهاند. این یک پروژه است.
چگونه میخواهند آن را انجام دهند؟ ترور حاج قاسم یک عملیات ترورِ خارج از روند نیست... این آغاز یک روند تازهی امریکایی در منطقه است.
در 2 ژانویه، جنگ تازهای از یک نوع تازه را در منطقه آغاز کردند.
(بعدا در گفتگو با المیادین ایشان میگوید خبر دارم که در کاخ سفید جمعبندی شده که با پشتوانه پول سعودی من هم در لیست ترور این پروژه جدید قرار دارم.)
امید دارند با این اقدام نیروهای مقاومت سست شوند و ارتباط قدرتمند نیروهای مقاومت با یکدیگر و با ایران کاسته شود. امید داشتند ایران بترسد، وحشتزده شود، کوتاه بیاید و….
پروژهی دوم نیز پروژهی مقاومت، استقلال، حق حاکمیت، آزادسازی، آزادی و این است که منابع ملتهایمان برای ملتهای خودمان و اماکن مقدس امتمان برای امت خودمان باشد.
برنامه ما حذف حضور نظامی امریکا در منطقهی ما است. اخراج پایگاهها، ناوها و همهی افسران و سربازان نظامی امریکا از منطقه و کشورها و خاک ما است.
در حقیقت امروز(دی1398) در نبرد میان این دو پروژه قرار داریم. عدهای این سو هستند و عدهای آن سو. عدهای هم سرگرداناند. پس در این میانه است که حادثهی 2 ژانویه (ترور حاج قاسم) به وقوع میپیوندد.
اگر هدف اخراج امریکاییها از منطقه محقق شود؛ صهیونیستها نیز چمدانهایشان را جمع میکنند و میروند و شاید نیاز به جنگ با اسرائیل هم نداشته باشیم.
فارس