حدید نیوز: افزایش ناگهانی و بدون توضیح ۳۷ مجروح جدید در آمار رسمی پنتاگون، بار دیگر مسئلهای قدیمی در جنگهای آمریکا را به میان آورده است: فاصله میان آنچه در روزهای نخست جنگ اعلام میشود و آنچه هفتهها، ماهها یا حتی سالها بعد در آمار رسمی ظاهر میشود. واشنگتنپست ۲۵ سپتامبر گزارش داد که سامانه رسمی «تحلیل تلفات دفاعی» پنتاگون، ۲۹ ملوان و ۸ تفنگدار دریایی دیگر را به فهرست مجروحان جنگ ایران افزوده و مجموع مجروحان را به ۸۶۱ نفر رسانده است؛ بدون آنکه توضیح عمومی روشنی درباره زمان، مکان یا علت این جراحات ارائه شود.
این افزایش زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که در هفتههای اخیر، حملات موشکی ایران به شناورهای آمریکایی نیز ثبت شده است. سنتکام اصل شلیک موشکهای بالستیک ایران به سمت دو شناور آمریکایی را تأیید کرده، هرچند روایت رسمی آمریکا این است که موشکها به شناورها اصابت نکردند و در آن حملات تلفاتی ثبت نشده است. گزارشهای دیگری نیز از چند حمله متوالی و آنچه برخی مقامهای آمریکایی «موقعیتهای نزدیک به اصابت» توصیف کردهاند، منتشر شده است. بنابراین، اعلام ۳۷ مجروح تازهثبتشده پس از حملات موشکی اخیر ایران به ناوهای آمریکایی می تواند دلیل محکمی بر اصابت بالستیکهای ایران به شناورهای آمریکایی باشد
از سوی دیگر، جابهجایی بخشی از آرایش دریایی آمریکا به سمت دریای عرب پس از حملات موشکی اخیر ایران در گزارشهای دریایی و نظامی قابل مشاهده است. این تغییر استقرار را میتوان بهعنوان واقعیتی عملیاتی مورد توجه قرار داد.در چنین شرایطی، فاصله میان تحولات میدانی و آمار رسمی تلفات اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ بهویژه وقتی پنتاگون بدون ارائه جزئیات، ناگهان دهها مورد جدید را به آمار مجروحان اضافه میکند.
این البته نخستین بار نیست که آمار اولیه تلفات نیروهای آمریکایی با گذشت زمان تغییر میکند. پس از حمله موشکی ایران به پایگاه عینالاسد در ژانویه ۲۰۲۰، دونالد ترامپ در نخستین واکنش اعلام کرد که نیروهای آمریکایی آسیبی ندیدهاند. اما پنتاگون مدتی بعد اعلام کرد ۳۴ نظامی دچار آسیب مغزی شدهاند و شمار موارد پس از چند ماه و کاهش حساسیتها به حدود ۱۱۰ نفر رسید.
سابقه جنگ خلیج فارس در سالهای ۱۹۹۰ و ۱۹۹۱ نیز اهمیت این موضوع را بیشتر میکند. حدود ۶۹۷ هزار نظامی آمریکایی در عملیات «سپر صحرا» و «طوفان صحرا» حضور داشتند و در سالهای بعد، شمار قابل توجهی از آنها با مجموعهای از علائم مزمن و توضیحناپذیر مواجه شدند که امروز در ادبیات رسمی آمریکا با عنوان «بیماری جنگ خلیج فارس» یا بیماری چندعلامتی مزمن شناخته میشود. وزارت امور کهنهسربازان آمریکا اعلام کرده است که برآوردهای وزارت دفاع نشان می دهد که حدود ۱۷۵ تا ۲۵۰ هزار نفر از نیروهای اعزامشده به منطقه درگیر این عارضه شده اند.
در همان جنگ، ارتش آمریکا در مقیاس گسترده از مهمات حاوی اورانیوم ضعیفشده استفاده کرد؛ موضوعی که بعدها به یکی از محورهای اصلی تحقیقات درباره پیامدهای بلندمدت جنگ تبدیل شد.
در سالهای پس از جنگ، گزارشها و نگرانیهای مختلفی درباره سرطان، بیماریهای مزمن و پیامدهای احتمالی برای نسلهای بعد مطرح شد. با این حال پنتاگون همواره از پذیرش ارتباط میان «ثبت بیماریها و نگرانیهای سلامت» و «اثبات رابطه علّی با اورانیوم ضعیفشده» استنکاف می کرد. این در حالی است که بسیاری از بیماری هایی که بعدها در سربازان آمریکایی شرکت کننده در جنگ خلیج فارس و خانواده ها و فرزندان آنها مشاهده شد در شهروندان عراقی و کودکان متولد شده در مناطق جنگی نیز شیوع داشت.
نکته اصلی برای جنگ امروز همینجاست: هزینه انسانی جنگ همیشه در همان روزی که درگیری بوقوع می پیوندد در جدول پنتاگون ثبت نمیشود. بخشی از آن همواره با پنهانکاری و به بهانه عملیات اداری و تشکیل پروندههای پزشکی جدید، اصلاح آمار یا تغییر طبقهبندی ابتدا کتمان و بعدا به تدریج و پس از رفع حساسیتهای اولیه منتشر می شود. حتی در جنگ فعلی نیز واشنگتنپست از اختلاف میان ارقام اعلامی و مواردی که بعداً در طبقهبندیهای دیگر ثبت شدهاند، گزارش داده است.
از این منظر، افزایش ناگهانی ۳۷ مجروح بدون توضیح درباره زمان و مکان جراحت، صرفاً یک تغییر آماری نیست؛ بلکه یادآور سابقهای است که در آن تصویر اولیه از هزینه جنگ با گذشت زمان کاملتر شده است. حملات موشکی اخیر ایران به شناورهای آمریکایی نیز باید در همین چارچوب مورد توجه قرار گیرد.با اتکا به دادههای موجود و سوابق نحوه اطلاع رسانی پنتاگون پیرامون تلفات و خسارات آمریکا در درگیربهلی نظامی می توان گفت که فاصله میان «آمار اولیه» و «هزینه واقعی جنگ» در سوابق نظامی آمریکا یک رویه ثابت است و مبنای آن فریبکاری برای کتمان حقایق درباره هزینه های واقعی جنگهای ویرانگری است که هیئت حاکمه آمریکا برای تحمیل اراده سیاسی خود به کشورهای دیگر با زیر پا گذاشتن قوانین و هنجارهای بین المللی و با به خطر انداختن سرمایه مادی و انسانی مردم آمریکا به آن مبادرت می کند.