جمعی از نویسندگان یمنی در روایتهای خود وداع و تشییع با پیکر رهبر انقلاب را وداعی به وسعت بشریت دانستند.

روایتهایی از نویسندگان یمنی؛ وداعی به وسعت بشریت
22 تير 1405 ساعت 13:54
جمعی از نویسندگان یمنی در روایتهای خود وداع و تشییع با پیکر رهبر انقلاب را وداعی به وسعت بشریت دانستند.
همزمان با آیین وداع و تشییع رهبر شهید انقلاب در ایران و عراق، اهالی قلم و فرهنگ در جهان نسبت به این واقعه تاریخی و تشییع میلیونی واکنش نشان دادند ، اهالی فرهنگ و هنر جبهه مقاومت در صدر این فعغالان فرهنگی جهان با ایرانیان همصدا شدند.
بخشی از این روایتها به شرح ذیل است:
برای خدا قیام کنید
بشرا خالد الصارم:
یکی از بزرگترین مصیبتهایی که بر یک ملت وارد میشود، از دست دادن چهرههای بزرگ آن است... محرم ماه فقدان، ماه تشییع و ماه غم و اندوه است. و ما امروز در ماه فقدان، درد و عظمت، محرم، هستیم، در حالی که با رهبری بزرگ، به بزرگی این ملت و رهبران شهید آن از خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) وداع کردیم. در اینجا با شخصیتی والا از خاندان محمد، نوه حیدر کرار، پرچمدار مسلمانان در نبرد زمان ما، کسی که یهودیان و کافران را نگران و وحشتزده میکند، وداع میکنیم.
در وداع و تشییع رهبر انقلاب آسمان از غم فقدان عظیم زمین سوخت و در صحنهای بیسابقه و خارقالعاده، شعارهای عزاداران را شنید و عظمت این رهبر در قلب دوستداران، پیروان، مردم و حامیان او را دید. ما دیدیم که زمین زیر پای عزاداران از سنگینی گامهایشان لرزید؛ با غم و اندوه از رفتن او، غم دیرین ما سرانجام فرا رسید و دردی سوزان را در قلب هر عاشق این رهبر به همراه آورد که هرگز فروکش نخواهد کرد.
محبوبترین شهید، رهبر معظم، سید علی خامنهای، رضوان الله علیه؛ چقدر بیرحمانه است که او را در زمره شهدا بنامیم در حالی که هنوز از شوک درگذشت او رهایی نیافتهایم!
شهادت رهبر معظم، رضوان الله علیه، پایان انقلاب اسلامی نبود، بلکه تولد مسیری تسلیمناپذیر بود. قاتلان او تصور کردند میتوانند میراث او را پاک کنند، اما در عوض، هر قطره خون او را فریادی برای انتقام قرار دادند. زیرا او، که خدا از او خشنود باد، به ما آموخت که پیروزی نه در زنده ماندن، بلکه در ایستادگی است. کسی که زندگی ذلتبار را دوست دارد، پیش از کشته شدن، میمیرد، در حالی که کسی که برای خدا و برای حقیقت زندگی میکند، با بیعدالتی میجنگد و در برابر کفر میایستد... در وجدان ملت زنده خواهد ماند، هر زمان که طبل جنگ به صدا درآید، یا حقیقت در آسمانها طنینانداز شود، یا غیرت برای دین خدا و مقدسات آن در قلبها بیدار شود.
او پیش از رحلتش به ما آموخت که پایداری به معنای فقدان خستگی نیست، بلکه یقینی است که از طریق آن، با وجود همه دردها، به سفر ادامه میدهیم. او به ما آموخت که تابآوری صرفاً انکار رنج بیعدالتی نیست، بلکه پیروزی بر آن با وجود هر زخمی است. او به ما توصیه کرد که ایمان ما به خدا باید قطبنمای خطاناپذیر ما و نیات نیک ما سپر نفوذناپذیر ما باشد. او به ما آموخت که تنها کسانی که در تعهدات خود ثابت قدم میمانند و در مواضع خود محکم میایستند، میراثی ماندگار و عمیق از ایمان از خود به جا میگذارند.
او ما را با قلبی مشتاق هدایت الهی به سوی قرآن کشاند و آن را پناهگاه ما در تنگناها و طبیبی که زخمهای روح ما را با خنکی و آرامش تسکین میدهد، قرار داد. او به ما آموخت که به آن نزدیک شویم تا روحمان آرامش یابد، بیماریهایمان شفا یابد و گامهایمان استوار شود. او معشوقی است که پیش از آنکه حتی آن را بر زبان آوریم، به ندای قلب ما پاسخ میدهد و سعادتی وصفناپذیر است که هرگز محو نمیشود، مهم نیست چشمههای جهان چقدر خشک شوند.
و در روز تشییع پیکرش، در حالی که روح مشتاق این راهنمای بزرگ بود، نوری در سمت چپ سینه، در اعماق قلب، درخشید و با یادآوری رفتنش، سنگینی را احساس کردیم. در آن لحظه باشکوه و الهامبخش، آن سخنان نورانی را به یاد آوردیم و چشمانمان از اشک خون و اندوه سوزان در فقدان او لبریز شد. ما فقط میتوانیم زمزمه کنیم: «سوگند به پروردگار کعبه، تو، رهبر ما، راهنمای ما، امام ما، پیروز شدی! و ما، پس از تو، در تاریکی ناامیدی گرفتار ماندهایم، روحهایمان در تابوت تابوت تو و تشییع جنازهات غرق شده است.»
حضور او با هدایت الهی در روح ما میدرخشید، نوری که ما را به سوی حقیقت هدایت میکرد. او از نسل پیامبری بود که راههای ما را روشن کرد و ما را به ساحل امن هدایت کرد. او الگوی ما و وسیلهای بود که به زندگی ما معنا و تعالی بخشید. خداوند به ما پاداش فراوان دهد، و تمام دعای ما این است که ما را از کسانی قرار دهد که با نور او روشن شدهاند، و گامهای ما را در راه خود ثابت نگه دارد، تا از قرب ابدی او بهرهمند شویم.
قلبهایی فشرده از درد، اما سرشار از اراده و امید
ام السلام جعفر:
خداحافظیها همیشه بسیار دردناک بودهاند و بخشی از ما را با خود میبرند. اما این وداع و تشییع مانند هیچ وداع دیگری نیست؛ وداعی است به وسعت خود بشریت، به وسعت یک ملت. تابوتی به این بزرگی چگونه حمل خواهد شد؟ و حال کسانی که آن را حمل میکنند چگونه خواهد بود؟ آن مرحوم بار یک ملت، راه حقیقت و راه مستقیم را بر دوش کشید. او در جای پای اولیای خدا و مؤمنان گام برداشت و در هر مؤمن و پرهیزگاری مسئولیت و حقی را که باید بر دوش میکشید، القا کرد. او واقعاً بزرگ بود و تنها بزرگی از خود به جا گذاشت.
ما با مردی بزرگ، مردی که چراغی روشنگر در زمین خدا بود، وداع کردیم. رهبران بزرگ یکی پس از دیگری به شهادت میرسند و با قلبی سنگین و اشکهای سوزان، با شهید بزرگ، آیتالله علی خامنهای، شهید بشریت، مردی که آمریکا و اسرائیل از او میترسیدند و شعلههای نفرت خود را بر او شعلهور کردند، به همراه خانوادهاش وداع کردیم. او رفت و در قلب ایرانیان و همه مبارزان آزادی اراده و امیدی عمیق برای استقرار حقیقت و گسترش عدالت در سراسر جهان به جا گذاشت.
او نسلی را به جا گذاشت که شهادت را گرامی میدارد، جهاد را دوست دارد و در راه قدس و سفر شهادت پیش میرود. او پایهای از قدرت تزلزلناپذیر، قدرتی پایانناپذیر و ارادهای تسلیمناپذیر بنا نهاد که هرگز متوقف نخواهد شد، مهم نیست چه اتفاقی بیفتد. امروز، او الگوی بزرگی برای این نسل است که از او چیزهای زیادی آموختهاند. روزهای آینده ضربهای قاطع به دشمن خواهد بود. آنها مسئول هر قطره خون ریخته شده و هر خانه ویران شده خواهند بود. انتقام خون آیتالله علی خامنهای گرفته خواهد شد. ای انتقامجویان حسین!
زلزله قدرت ایران
صفا فایع:
حضور میلیونها عزادار که خیابانهای تهران را برای تشییع پیکر آیتالله علی خامنهای پر کردند، صرفاً برای حضور در یک مراسم تشییع رسمی نبودند. آنها یک اعلامیه سیاسی و استراتژیک پرطنین بودند که قوانین جدیدی برای تعامل در منطقه وضع کردند و ثابت کردند که جمهوری اسلامی قادر است لحظات بحرانی را به بستری برای نمایش انسجام و قدرت فراگیر تبدیل کند.
این گردهمایی تاریخی میلیونها نفر، به عنوان یک عامل بازدارنده قاطع برای قدرتهای خارجی که مدتها روی فروپاشی رژیم ایران از درون یا فروپاشی آن پس از رفتن رهبری تاریخیاش شرطبندی کرده بودند، عمل کرد. این صحنه ثابت کرد که جامعه ایران علیرغم هرگونه اختلاف اقتصادی یا سیاسی داخلی صرفاً با درک تهدید خارجی، در یک وحدت ملی مستحکم متحد میشود.
این حضور عظیم انسانی صرفاً یک نمایش اخلاقی نبود، بلکه یک پوشش حقوقی و سیاسی قدرتمند بود که رهبری جدید، تحت رهبری مجتبی خامنهای، با آن دوران خود را آغاز کرد و از هرگونه تلاش برای بیثبات کردن کشور در داخل جلوگیری کرد.
در اقدامی تشریفاتی، بسیار هوشمندانه و دقیق، تهران تریبون تلاوتهای قرآنی در برابر پیکر را به سکویی برای سنجش مواضع بینالمللی و توزیع پیامهای سیاسی رمزگذاریشده تبدیل کرد. اختصاص آیاتی ویژه به هر هیئت مهمان، بازتابی از درک عمیق ایران از صفبندیهای منطقهای بود؛ آیاتی که خطاب به هیئتهای خلیج فارس بود، حاوی سرزنش سیاسی پنهانی در مورد صفبندی آنها با ایالات متحده بود، در حالی که آیاتی که در مقابل هیئتهای «محور مقاومت» خوانده میشد، به عنوان نشانهای از تأیید و احترام به متحدان ایمانی و نظامی تفسیر میشد و تأکید میکرد که میراث استراتژیک رهبر فقید از مسیر خود منحرف نخواهد شد.
بهگونهای که آیاتی که برای هیئتهای کشورهای حوزه خلیج فارس قرائت شد، حاوی گلایهای سیاسی و پنهان نسبت به همسویی آنان با طرف آمریکایی بود، در حالی که آیاتی که در برابر هیئتهای «محور مقاومت» خوانده شد،نشانههای این تحول به مرزهای پایتخت ایران محدود نماند، بلکه بهسرعت در میدان عمل نیز با گامی راهبردی و جسورانه ترجمه شد؛ گامی که در فرود مستقیم یک هواپیمای ایرانی در فرودگاه بینالمللی صنعا نمود یافت.
این تحول فقط یک پرواز عادی و گذرا نبود، بلکه شکستی آشکار برای محاصره هواییِ تحمیلشده طی سالهای گذشته و تحمیل واقعیتی سیاسی و حاکمیتی جدید بود؛ واقعیتی که بازتابدهنده پیروزی چشمگیر صنعا است و از شکلگیری معادلات لجستیکی و نظامی تازهای خبر میدهد که در برابر دیکتههای بینالمللی سر تسلیم فرود نیاوردهاند.
حاصل رویدادهای اخیر در علوم نظامی و سیاسی، «پیروزی راهبردی بزرگی» برای ایران و متحدانش به شمار میآید. محور مقاومت از سختترین دورههای رویارویی، بدون شکست در ساختار درونی خود بیرون آمد و حتی موفق شد تشییع را از یک مناسبت اندوهبار به «صحنه اثبات حضور» تبدیل کند.
انتهای پیام/
منبع:خبرگزاری تسنیم
کد مطلب: 46353