حدیدنیوز: آمریکا که عراق را از سال ۲۰۰۳ در معرض اشغال نظامی، سیاسی و اقتصادی قرار داد، در حالی همچنان این کشور را یکی از مهمترین کانونهای توجه خود در منطقه معرفی میکند که اکنون ۱۸ ماه است از تعیین سفیر برای بغداد خودداری کرده است. در این مدت، سفارتخانه عظیم آمریکا در عراق عمدتاً توسط کاردار یا نمایندگان موقت اداره شده است. در اقدامی ناگهانی نیز، در حالی که گفته میشد مأموریت «تام باراک» در سوریه و لبنان به پایان رسیده، وی به عنوان نماینده آمریکا در امور عراق معرفی شد.
در شرایطی که عراق همچنان با مسئله تعییننشدن سفیر آمریکا مواجه است و همزمان روند شکلگیری دولت جدید عراق به نخستوزیری علی الزیدی در جریان قرار دارد، این دوگانگی رفتاری ــ یعنی عدم معرفی سفیر و در عین حال انتصاب نماینده ویژه ــ را میتوان ناشی از ناکامی آمریکا در تحقق اهداف سلطهگرایانه گذشته، بهویژه در طول جنگ رمضان، و طراحی سناریویی جدید برای جلوگیری از اجرای قانون اخراج کامل نیروهای آمریکایی از عراق دانست؛ بهخصوص آنکه تام باراک روابط نزدیکی با گروههای تروریستی همچون جولانی و تحریرالشام سوریه دارد.
عراق؛ میدان ناکامیهای راهبردی آمریکا و اهداف بر زمینمانده واشنگتن
نگاهی به کارنامه آمریکا در عراق از سال ۲۰۰۳ نشان میدهد که واشنگتن بر آن بوده است تا این کشور را به سکوی پرتاب پروژه «خاورمیانه جدید» بر پایه منافع و خواستههای سلطهجویانه خود تبدیل کند. از همان ابتدا، ساختارهای نظامی و اطلاعاتی عراق را فروپاشاند، زمینه را برای تقویت گروههای تروریستی همچون داعش فراهم ساخت و با تسلط بر ساختارهای اقتصادی، از جمله سیطره بر منابع مالی و بانک مرکزی عراق، این کشور را در موقعیتی از وابستگی اقتصادی قرار داد. در نهایت نیز با توافقنامه امنیتی بغداد ـ واشنگتن که در ظاهر جدول زمانی خروج نیروهای آمریکایی را ترسیم میکرد اما در عمل با بندهای قابل تمدید، ابزاری برای توجیه ماندگاری آنان بود، در پی تحقق همان اهداف کلان منطقهای خود برآمد.
با وجود تمامی مداخلات، فشارهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی، روحیه استقلالخواهی در بخش مهمی از ساختار سیاسی عراق، شکلگیری جریانهای ملی مقاومت مردمی با فتوای مرجعیت دینی، تعاملات راهبردی بغداد با کشورهای مستقلی همچون ایران و همچنین رویکرد متوازن عراق در تعامل با طیف گستردهای از بازیگران بینالمللی از جمله چین و روسیه، عملاً این طراحی آمریکایی را با چالشهای جدی مواجه ساخته است.
به نظر میرسد با بازگشت ترامپ و ادعای او مبنی بر تحقق اهدافی که رؤسای جمهور پیشین آمریکا طی دههها از دستیابی به آن ناتوان بودهاند، عدم تعیین سفیر برای عراق طی ۱۸ ماه گذشته را باید نشانهای روشن از ناکامی واشنگتن در پیشبرد اهداف خود در این کشور دانست. اقدامی که میتواند بخشی از سیاست گروگانگیری دیپلماتیک برای اعمال فشار بر بغداد تلقی شود؛ بهویژه آنکه در شرایطی که آمریکا با سایر کشورهای عربی منطقه روابطی در سطح سفیر برقرار کرده است، این رفتار بیش از هر چیز بیانگر سیاست تحقیر، تهدید، باجخواهی و امتیازگیری از عراق است.
جنگ رمضان؛ پردهبرداری از بحران نفوذ آمریکا و رسواییهای پنهان در عراق
نکته قابل تأمل آن است که آمریکا در حالی با استناد به توافقنامه امنیتی بغداد ـ واشنگتن و جلوگیری از استقلال پدافندی عراق، عملاً خاک و حریم هوایی این کشور را در اشغال خود دارد، که در جریان جنگ رمضان از همین ظرفیت برای تجاوزات هوایی خود و رژیم صهیونیستی علیه ایران بهره برد. با این حال، این جنگ ابعاد تازهای از وضعیت بحرانی آمریکا در عراق را برای همگان آشکار ساخت.
در یک سوی معادله، علیرغم تمامی فشارها، گروههای مقاومت عراق با حمایت مردمی و همراهی بخشهای مستقل ساختار سیاسی این کشور، در طول جنگ رمضان بخشی از جبهه مقاومت را تشکیل دادند و اهداف آمریکایی ـ صهیونیستی در تیررس موشکها و پهپادهای آنان قرار گرفت. این وضعیت تا آنجا پیش رفت که ترامپ ناگزیر شد درخواست آتشبسی یکجانبه با مقاومت عراق را مطرح کند.
جنگ رمضان نشان داد که تهدیدها، فشارها، تحریمهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی، اخلال در نظم داخلی عراق از طریق داعش و حتی سلطه بر منابع مالی، نتوانسته است بغداد را از مسیر استقلال و ایفای نقشی فراتر از خواستههای واشنگتن منحرف سازد.
از دیگر ابعاد مهم این جنگ، رسوایی بزرگ آمریکا در افشای وجود پایگاههای رژیم صهیونیستی در مناطقی بود که تحت سیطره آمریکا قرار داشت. رسواییای که نشان داد واشنگتن در سایه برهم زدن نظم سیاسی عراق، از جمله از طریق تعیین نکردن سفیر، در پی تثبیت جای پای رژیم صهیونیستی در این کشور و بهرهگیری از آن علیه امنیت ایران بوده است. موضوعی که مطالبه عمومی و خواست مقامات عراقی برای اخراج کامل نیروهای آمریکایی از سراسر عراق، حتی اقلیمهای شمالی، را بیش از پیش تقویت کرد.
تام باراک؛ مأمور جدید پروژه فشار حداکثری بر بغداد
ترامپ در حالی همچنان از معرفی سفیر برای عراق خودداری میکند که انتصاب فردی چون تام باراک با آن سابقه عملکرد در پروندههای سوریه و لبنان، واجد دلالتهای قابل توجهی است.
باراک که خود را از وفادارترین چهرههای نزدیک به ترامپ میداند، بارها نگاه تحقیرآمیز خود نسبت به کشورهای اسلامی و منطقه را آشکار ساخته است؛ چنانکه در نشست با خبرنگاران لبنانی، در اظهاراتی توهینآمیز از آنان خواست «رفتاری متمدنانه داشته باشند و مانند حیوانات نباشند». وی همچنین روابط نزدیکی با گروههای تروریستی همچون تحریرالشام و جولانی داشته و در لبنان نیز آشکارا پرونده خلع سلاح حزبالله را دنبال میکرد.
مأموریت اصلی او در سوریه، تثبیت قدرت گروههای تروریستی و هموارسازی مسیر سازش دمشق و بیروت با رژیم صهیونیستی بود. هرچند در تحقق کامل این اهداف ناکام ماند، اما توانست بسترهای لازم برای جنگافروزی و توسعه اشغالگری رژیم صهیونیستی را فراهم سازد.
با توجه به آنکه مقامات آمریکایی اعلام کردهاند معرفی سفیر برای عراق منوط به اقداماتی است که دولت جدید به نخستوزیری الزیدی باید انجام دهد، مأموریت تام باراک را میتوان اعمال فشار بر بغداد برای خلع سلاح گروههای مقاومت، مقابله با آنچه «فساد» و «چالشهای اقتصادی» نامیده میشود، تقویت موقعیت شرکتهای آمریکایی در عراق، وادارسازی بغداد به تمدید حضور نیروهای آمریکایی ــ که به گفته عمار حکیم در سپتامبر به پایان میرسد ــ نزدیکسازی مواضع عراق و سوریه در چارچوب طراحیهای منطقهای آمریکا، فراهمسازی بستر فعالیت گروههای تروریستی اعزامشده از سوریه به عراق، دور ساختن بغداد از تهران و محدود کردن نقشآفرینی مستقل منطقهای عراق در راستای پروژههایی چون سازش با رژیم صهیونیستی دانست.
به بیان دیگر، تام باراک نه تسهیلکننده بازگشت سفیر آمریکا به بغداد پس از ۱۸ ماه، بلکه ابزار جدید فشار بر عراق در مسیری است که دستاوردی جز تشدید بحران و ویرانی برای این کشور نخواهد داشت.
هوشیاری راهبردی بغداد؛ ضرورت عبور از تله فشار و سازش
رفتار آمریکا در قبال عراق، از جمله خودداری ۱۸ ماهه از تعیین سفیر، نشان میدهد که واشنگتن روابط خود با کشورها را نه بر پایه اصول حقوق بینالملل، عرف دیپلماتیک و مناسبات دوستانه، بلکه بر اساس منطق سلطه و فشار تنظیم میکند. عراق نیز به دلیل تلاش برای حفظ استقلال ساختاری، توسعه تعاملات منطقهای و بینالمللی بر مبنای منافع ملی، حفظ گروههای مقاومت و تداوم روابط با ایران، در معرض خشم و فشار آمریکا قرار گرفته است.
اقدام آمریکا در معرفی نکردن سفیر و در مقابل، گماردن تام باراک با آن سابقه تاریک به عنوان نماینده ویژه، زنگ خطری جدی برای دولت جدید عراق به شمار میرود؛ هشداری که هوشیاری فراگیر در برابر آن را ضروری میسازد.
تجربههای تلخ گذشته، از جمله وضعیت نامطلوب برخی کشورهای عربی جنوب خلیج فارس که قربانی اعتماد به وعدههای آمریکا و اصل «اسرائیل اول» شدهاند، میتواند درسی مهم برای دولتمردان عراق درباره پیامدهای همسویی با واشنگتن باشد. در مقابل، رویکرد مستقل، اتکا به ظرفیتهای داخلی و گسترش همکاری با کشورهای مستقلی همچون ایران، روسیه، چین و دیگر بازیگران مستقل جهانی، میتواند ضمن تحقق اهداف اعلامی دولت الزیدی، زمینهساز ارتقای جایگاه منطقهای و بینالمللی عراق نیز باشد.
نورنیوز