حدیدنیوز؛ جنگ خودخواستهی ترامپ علیه ایران اکنون تبدیل به یک بنبست کامل برای او و دولتش شده است. ترامپ اگرچه عادت دارد دائماً بگوید «همهچیز خیلی خوب پیش خواهد رفت»، اما واقعیت این است که حتی گزینههای افراطی مانند «حمله به زیرساختهای ایران» نیز نمیتوانند او را از باتلاقی که خودش، خودش را در آن گرفتار کرده رها نمیکنند، بلکه او را بیشتر در این باتلاق فرو خواهند برد.
آنچه مسلم است، مسئلهی ایران با عملیات نظامی قابلحل نیست و در نهایت آمریکا مجبور است با جمهوری اسلامی به توافق برسد؛ توافقی که هر روز بیشتر به نظر میرسد به برجامی شباهت خواهد داشت که ترامپ بارها آن را «بدترین توافق تاریخ» توصیف کرده است.
پایگاه خبری «المانیتور» مستقر در واشینگتن، که به طور خاص روی خاورمیانه تمرکز دارد، طی گزارشی تحت عنوان «ترامپِ مستأصل دارد میفهمد برگ برندهای مقابل ایران ندارد توضیح میدهد که چگونه رئیسجمهور آمریکا ادعا میکند ابزارهای لازم برای پیروزی مقابل ایران را در اختیار دارد، اما خودش هم کمکم میفهمد که دستش خالی است.
آنچه در ادامه میخوانید، ترجمهی گزارش المانیتور است. لازم به ذکر است این مقاله قبل از سفر ترامپ به چین نگاشته شده است.
مردم از کنار بیلبوردی در تهران با طرح تمسخرآمیز دربارهی «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا، و تنگهی هرمز عبور میکنند. مقامات آمریکایی یکی از اولویتهای خود را باز کردن تنگهی هرمز قرار دادهاند که تا پیش از جنگ، باز و رایگان در اختیار تمام کشتیهای عبوری بود.
لازم به ذکر است که مشرق صرفاً جهت اطلاع نخبگان و تصمیمگیران عرصه سیاسی کشور از رویکردها و دیدگاههای محافل رسانهای-اندیشکدهای بینالمللی این گزارش را منتشر میکند و دیدگاهها، ادعاها و القائات این گزارش لزوماً مورد تأیید مشرق نیست.
یکی از استعارههای مورد علاقهی رئیسجمهور دونالد ترامپ این است که اوست که برگهای برنده را در اختیار دارد؛ به این معنا که وی به واسطهی قدرت ایالات متحده و ذکاوت خودش، میتواند بر هر دشمنی غلبه کند. اما این کازینودار سابق، در مورد ایران کمکم دارد میفهمد که از قضا آنقدرها هم که فکر میکرد دستش پر [از برگهای برنده] نیست. ترامپ این هفته در حالی راهی سفر به چین میشود (سفری که پیشاپیش یک بار به دلیل جنگش با ایران به تأخیر افتاده) که نه در قامت یک فاتح مقتدر، بلکه در قد و قوارهی یک رهبر تحت فشار ظاهر خواهد شد؛ فشاری که هم ناشی از پافشاری ایران بر نپذیرفتنِ توافق مطابق با شرایط ترامپ است، و هم ناشی از کاهش محبوبیت رئیسجمهور آمریکا در میان آمریکاییهایی که از این درگیری حمایت نکردند و اکنون هزینهی بیشتری را هم در پمپبنزینها میپردازند.
فردی، ۱۰ مارس ۲۰۲۶، در بحبوحهی جنگ با ایران، در یک پمپ بنزین در نیویورک، سوختگیری میکند. اگرچه دولت آمریکا، و بهویژه شخص «دونالد ترامپ» رئیسجمهور این کشور، بارها ادعا کرده بزرگترین تولیدکنندهی نفت در جهان است و ترامپ حتی گفته بود چهبسا افزایش قیمت نفت در نتیجهی جنگ ایران به سود آمریکا هم باشد، اما در نهایت، افزایش قیمت سوخت در آمریکا در اثر بسته شدن تنگهی هرمز به یکی از اهرمهای فشار علیه ترامپ تبدیل شد. ایران با این ابتکار توانست بهنوعی پیامدهای جنگ را به طور مستقیم متوجه مردم آمریکا کند. از آن مهمتر، اکنون همه میدانند تهدید ایران به بستن تنگهی هرمز یک تهدید پوچ نیست و ایرانیها هر زمان اراده کنند میتوانند اقتصاد جهان را مختل کنند.
«مونا یعقوبیان» مدیر برنامهی خاورمیانه در [اندیشکدهی آمریکایی] «مرکز مطالعات راهبردی و بینالملل» میگوید: «به نظر من نمیرسد که رئیسجمهور در این مقطع زمانی، برگهای خوب زیادی برای بازی داشته باشد؛ اگر اصلاً برگی داشته باشد.» ترامپ ۲۸ فوریه در کنار اسرائیل دست به حملات نظامی به ایران زد؛ حملاتی که بهسرعت منجر به کشته شدن آیتالله علی خامنهای، رهبر عالی و دیرینهی این کشور، و بسیاری دیگر از مقامات ارشد ایران شد. با این وجود، ایران بهسرعت با اعمال کنترل بر تنگهی هرمز (گذرگاه باریکی که زمانی یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکرد) واکنش نشان داد و بارانی از موشکها و پهپادها را بر سر پادشاهیهای عرب خلیج [فارس] که متحد آمریکا هستند، نازل کرد، و شهرت این کشورهای نفتخیز به برخورداری از امنیت را، که بهسختی برای خودشان دستوپا کرده بودند، در هم شکست.
یک کشتی باری، حامل خودرو، ۲۲ مارس ۲۰۲۶، در جریان جنگ تحمیلی آمریکایی-اسرائیلی علیه ایران، از خلیج فارس به سمت تنگهی هرمز حرکت میکند. اگرچه تمرکز زیادی روی اهمیت تنگهی هرمز برای بازارهای انرژی جهان میشود، اما اهمیت این تنگه صرفاً منحصر به موضوع انرژی نیست و دامنهی تأثیر اقدام ایران به اِعمال کنترل بر تنگهی هرمز خیلی زود به بازارها و حوزههای دیگر نیز سرایت کرد. در صورت ضرورت، ایران با هدف قرار دادن فقط یک نفتکش یا کشتی باری به فاصلهی چند روز، میتواند جریان عبور انرژی و کالا از تنگهی هرمز را کاملاً متوقف کند. بعد از جنگ کنونی، این ادعا دیگر صرفاً یک تهدید نیست، بلکه یک واقعیت آزموده است.
یعقوبیان میگوید آمریکا برای بیرون راندن ایران از تنگهی هرمز به نیروی نظامی عظیمی نیاز دارد که استفاده از آن باعث ایجاد هرجومرج بزرگ و جدیدی در بازارهای جهانی و ظهور تهدیدات تازه علیه اعراب خلیج [فارس] خواهد شد. حکومت تحت رهبری روحانیون ایران، اعتراضات ماه ژانویه [دی ماه] را بیرحمانه سرکوب کرد و اکنون تحت تسلط سپاه پاسداران است که تمایل کمتری به سازش با آمریکا دارد.
یعقوبیان میافزاید: «فکر میکنم دولت [آمریکا] اساساً در مورد شخصیت و رویکرد رژیم تهران دچار اشتباه محاسباتی شده است.»
«وقتی [رسانههای] اخبار جعلی میگویند دشمنِ ایرانی از نظر نظامی دارد مقابل ما خوب عمل میکند [و حالش خوب است]، عملاً مصداق خیانت است، چون چنین حرفی واقعاً دروغین، و اصلاً مسخره، است. اینها دارند به دشمن کمک و با آن همدستی میکنند! تنها نتیجهی کارشان دادن امید دروغین به ایران است، در حالی که چنین امیدی اصلاً نباید وجود داتشه باشد. اینها [رسانهها] ترسوهای آمریکاییای هستند که علیه کشور ما [از ایران] حمایت میکنند. ایران ۱۵۹ کشتی در نیروی دریاییاش داشت؛ تکتک آنها اکنون کف دریا آرمیدهاند. [ایرانیها] هیچ نیروی دریاییای ندارند؛ نیروی هوایی آنها از بین رفته؛ تمام فناوری آنها ازبین رفته؛ «رهبران» آنها دیگر در بین ما نیستند؛ و این کشور [گرفتار] یک فاجعهی اقتصادی است. فقط بازندهها، ناسپاسها، و نادانها میتوانند علیه آمریکا موضع بگیرند! رئیسجمهور دونالد جِی. ترامپ» پیام «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا، در شبکهی اجتماعی شخصیاش موسوم به «تروثسوشال» خطاب به رسانههایی مانند واشینگتنپست و نیویورکتایمز که اذعان کردهاند ایران حدود ۷۰ درصد از تواناییهای نظامی خود پیش از جنگ، از جمله دسترسی به ۳۰ زرادخانه از ۳۳ زرادخانهاش در امتداد تنگهی هرمز، را همچنان در اختیار دارد و ترامپ دربارهی نابودی نیروی نظامی ایران دروغ میگوید.
«بسیار مستأصل»
ترامپ ۸ آوریل اعلام آتشبس کرد و آن را تا زمانی نامشخص تمدید کرده است، حتی با وجود اینکه پس از امتناع ایران از حضور در مذاکرات، دو بار مجبور شد سفرهای مقامات ارشد آمریکایی برای مذاکره در پاکستان را لغو کند.
رئیسجمهور آمریکا هفتهی گذشته از «پروژهی آزادی» رونمایی کرد که به موجب آن قرار بود نیروهای آمریکایی به کشتیها برای عبور از تنگهی هرمز کمک کنند. با این حال، دو روز بعد، در پی نگرانی اعراب خلیج [فارس] از قرار گرفتن در معرض حملات جدید، این عملیات را به حالت تعلیق درآورد.
سپس آخر هفته[ی تقویم میلادی] را صرف مقدمهچینی برای دریافت نوعی پاسخ از سوی ایران [به طرح پیشنهاد آمریکاییها] کرد، اما در نهایت روز دوشنبه اعلام کرد پیشنهاد متقابل تهران «آشغال» است.
«دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا، ۱۵ مارس ۲۰۲۶، در میانهی جنگ با ایران، پس از ورود به کاخ سفید در محوطهی چمن جنوبی قدم میزند. ترامپ با شعار «آمریکا را دوباره عالی کنیم» تبلیغات انتخاباتی کرد و روی کار آمد؛ با این حال، اشتباه محاسباتی، خوردن فریب «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر رژیم صهیونیستی، و آغاز جنگ با ایران اکنون میتواند بهاصطلاح «میراث» ریاستجمهوری او را به جای عظمت آمریکا تبدیل به تضعیف ایالات متحده کند.
«برایان کاتولیس» پژوهشگر ارشد «مؤسسهی خاورمیانه»، معتقد است: «اقدامات ترامپ در ماه گذشته نشاندهندهی رهبری است که برای پایان دادن به این درگیری بسیار مستأصل است، اما همچنان تهدید میکند که اگر آنچه را میخواهد به دست نیاورد، درگیریهای بیشتری ایجاد خواهد کرد.»
به گفتهی کاتولیس «این نشان میدهد که او اصلاً نمیداند چگونه به توافق بهتری دست یابد. پیش از شروع جنگ میتوانست توافق بهتری داشته باشد.» ترامپ همین سال گذشته، [در سند راهبرد امنیت ملی دولتش] رهبران پیشین آمریکا را به دلیل مداخلهجویی در خاورمیانه به باد انتقاد گرفته و چین را چالش اصلی پیش روی ایالات متحده دانسته بود
این در حالی است که کاتولیس اعتقاد دارد خود او اکنون در «موضعی بسیار ضعیفتر» به چین سفر میکند: «ارتش آمریکا بخش زیادی از تسلیحات و جنگافزارهای خود را تنها در عرض یک ماه و نیم مصرف کرده است و چین این را میداند.»
تمایل به عبور از این فصل
ترامپ و دستیاران ارشدش هفتهی گذشته گفتند دستکم بخش تهاجمی جنگ به پایان رسیده است، زیرا در غیر این صورت دولت به مجوز کنگره نیاز خواهد داشت. اما بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در مصاحبهای که روز یکشنبه از برنامهی «۶۰ دقیقه»ی شبکهی سیبیاس پخش شد، گفت جنگ تمام نشده است، زیرا همچنان نیاز به حذف اورانیوم از [خاک ایران و] برنامهی هستهای مورد مناقشهی تهران وجود دارد.
«گَرِت مارتین» کارشناس سیاست خارجی در دانشگاه «امریکن»، میگوید تنها راه خروج ترامپ میتواند برگزاری مذاکره و دستیابی به یک توافق باشد؛ توافقی که ممکن است در نهایت سختگیری کمتری نسبت به توافقی داشته باشد که سال ۲۰۱۵ بدون جنگ توسط باراک اوباما، رئیسجمهور سابق، به دست آمد و در عین حال، ترامپ آن را به عنوان «بدترین توافق تاریخ» مورد انتقاد قرار داده بود.
تأثیر نهایی [جنگ ایران و دستیابی به چنین توافقی] بر وجههی آمریکا دقیقاً برعکس حادثهی ماه ژانویه خواهد بود؛ زمانی که ترامپ فرمان حمله به ونزوئلا را صادر کرد. این حمله بهسرعت منجر به برکناری و بازداشت نیکولاس مادورو، رهبر چپگرای ونزوئلا، و انتصاب یک جانشین مطیع آمریکا به جای او شد. ترامپ سپس در ونزوئلا اعلام پیروزی کرد.
مارتین تصریح میکند: «هیچکس در این شک ندارد که ارتش آمریکا قدرتمندتر و قویتر از ارتش ایران است. اما وقتی حریف شما در حال نبردی است که آن را یک درگیری موجودیتی [مرگ و زندگی] برای خود میبیند، این قدرت [ارتش آمریکا] بهتنهایی کافی نیست.»
تصاویر ماهوارهای که ایران از خسارات واردشده به پایگاههای آمریکایی در منطقه منتشر کرده است. از راست به چپ و از بالا به پایین: فرودگاه بینالمللی اربیل، پایگاه هوایی الرفاع، پایگاه هوایی عیسی، مقر پشتیبانی دریایی بحرین، کمپ بورینگ، کمپ عریفجان، پایگاه هوایی علی السالم، پایگاه هوایی حریر، پایگاه هوایی الظفره، پایگاه هوایی شاهزاده سلطان، پایگاه هوایی العدید، و بندر شعیبه. واشینگتنپست اذعان میکند در بررسیهایش به هیچ نشانهای از دستکاری تصاویر ماهوارهای توسط ایران برخورد نکرده است. از قضا، تصاویر ماهوارهای دیگری نیز به دست آمدهاند که در میان تصاویر ایرانی وجود نداشتهاند.