حدید نیوز؛ ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۰، چمن کاخ سفید در واشنگتن. وزیر خارجه امارات و نخستوزیر اسرائیل، با حضور دونالد ترامپ، رئیسجمهور وقت آمریکا، «پیمان ابراهیم» را امضا کردند. امارات به این ترتیب پس از مصر (۱۹۷۹) و اردن (۱۹۹۴)، سومین کشور عربی بود که با اسرائیل روابط دیپلماتیک رسمی برقرار کرد. در آن روز، این «پیشرفت تاریخی صلح» به عنوان نقطه عطفی در آشتی غرب آسیا از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی معرفی شد.
اما شش سال بعد، رابطه امارات و رژیم صهیونیستی بسیار فراتر از «عادیسازی» رفته است: پیوند عمیق نظامی، ادغام اقتصادی گسترده، اشتراکگذاری فناوریهای نظارتی، و همراستایی راهبردی ژئوپلیتیک، امارات را به بازیگری تبدیل کرده که به طور فزایندهای «اسرائیل دوم» در غرب آسیا خوانده میشود.

محمدجواد ظریف، وزیر خارجه وقت ایران، به صراحت گفت امارات در تلاش است «به اسرائیلی دیگر تبدیل شود». یک تحلیلگر سعودی نیز آن را «اسب تروآی اسرائیل در جهان عرب» نامید.
پیمان ابراهیم: چرخشی راهبردی از پیش طراحیشده
پیمان ابراهیم به هیچوجه یک «ژست صلحطلبانه» ناگهانی نبود. این پیمان، اجماع دههها جهان عرب را شکست؛ اصلی که بر اساس آن، عادیسازی روابط با اسرائیل تنها پس از حل مناقشه فلسطین و تحقق «راهحل دو دولتی» مجاز بود.
امارات در ظاهر مدعی شد هدفش «تغییر الگوهای فکری منطقه و ترویج مدارا» است، اما در واقعیت، این چرخش راهبردی در سایه کاهش حضور آمریکا در منطقه و با هدف بازآرایی ائتلافها برای مقابله با ایران و محور مقاومت با مدیریت رژیم صهیونیستی و پشتیبانی آمریکا صورت گرفت.
پس از امضا، دو طرف به سرعت پیوندهای دیپلماتیک، تجاری و امنیتی برقرار کردند. با این حال، در متن این سند چهار صفحهای، واژه «صلح» ۴۸ بار تکرار شده، اما هسته اصلی آن صلح نبود، بلکه هموار کردن مسیر دستیابی امارات به فناوریهای پیشرفته نظامی و نظارتی رژیم صهیونیستی و در طرف مقابل، گسترش نفوذ و محکم کردن پای این رژیم در حاشیه جنوب خلیج فارس و استفاده گستردهتر از جغرافیای این کشور به منظور اقدام علیه امنیت ملی ایران بود.

جالب اینجاست که پیش از این پیمان نیز همکاریهای امنیتی پنهانی میان دو طرف وجود داشت: تنها در یک نمونه در سال ۲۰۱۳، امارات با شرکت جنگ سایبری اسرائیلی NSO قرارداد مجوز نرمافزار جاسوسی امضا کرده بود.
اگر همکاریهای نظامی امارات و رژیم صهیونیستی بین سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۳ به آموزشهای مشترک و اشتراک اطلاعات محدود میشد، جنگ ۲۰۲۶ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران این رابطه را به سطحی کاملاً جدید ارتقا داد.
یکپارچگی نظامی: از رزمایش مشترک تا استقرار عملیاتی «گنبد آهنین»
بنا بر ادعاهای Axios و فایننشال تایمز، اسرائیل سامانههای دفاع هوایی «گنبد آهنین» را به همراه دهها سرباز ارتش اسرائیل برای عملیاتی کردن آنها در امارات مستقر کرد. این نخستین بار بود که «گنبد آهنین» در خارج از خاک فلسطین اشغالی وارد نبرد واقعی میشد. (لازم به ذکر است که تاکنون تصاویری از این سامانهها در امارات منتشر نشده است)
اسرائیل همچنین سامانه رهگیر لیزری پرانرژی «پرتوی آهنین»، سامانه شناسایی پیشرفته «Spectro» با قابلیت کشف پهپادهای ایرانی از فاصله ۲۰ کیلومتری، و اطلاعات لحظهای پرتاب موشک را در اختیار امارات قرار داد. یک مقام ارشد اماراتی با اشاره به کمکهای رژیم صهیونیستی گفت: «این لحظهای بود که چشمان ما را باز کرد و فهمیدیم دوست واقعی کیست».

در چارچوب فرماندهی سنتکام و در کنار مسئله توافقات صلح ابراهیمی کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی، یک «ساختار امنیتی منطقهای» مخفیانه از سال ۲۰۲۲ شکل گرفته که اسرائیل، امارات، عربستان، بحرین، مصر و اردن را با هدف ایجاد شبکه دفاع هوایی مشترک علیه ایران گرد هم میآورد.
ادغام اقتصادی: از تعرفه صفر ۹۶ درصد کالاها تا «شریک رشد»
حوزه اقتصادی نیز گواه تعمیق پیوند امارات و رژیم صهیونیستی است. پس از امضای پیمان در ۲۰۲۰، امارات به سرعت تحریم اقتصادی علیه اسرائیل را به طور رسمی لغو کرد و اجازه ورود آزادانه کالاهای اسرائیلی را داد.
در سال ۲۰۲۲، دو کشور پیمان تجارت آزاد امضا کردند که نخستین توافق از این دست میان اسرائیل و یک کشور عربی بود و تعرفه ۹۶ درصد کالاها از جمله مواد غذایی، دارو، الماس، جواهرات و محصولات شیمیایی را حذف یا کاهش داد. تجارت دوجانبه از ۱.۲ میلیارد دلار در ۲۰۲۱ آغاز شد و در ۲۰۲۴ به ۳.۲۴ میلیارد دلار رسید که رشدی ۱۱ درصدی داشت.
تا ژانویه ۲۰۲۶، تجارت ماهانه به ۳۰۱.۹ میلیون دلار با رشد ۲۲ درصدی نسبت به مدت مشابه سال قبل رسید. امارات پیشبینی کرده که توافق مشارکت جامع اقتصادی، تجارت سالانه را ظرف پنج سال به ۱۰ میلیارد دلار برساند.

شرکتهای فناوری صهیونیستی در بازار جهانی ابوظبی مستقر شدهاند و نزدیک به ۱۰۰۰ شرکت اسرائیلی از طریق امارات به بازارهای منطقه غرب آسیا و فراتر از آن دسترسی پیدا کردهاند. سرمایه اماراتی نیز به طور گسترده وارد صنعت فناوری پیشرفته رژیم صهیونیستی شده و الگوی منافع متقابل عمیق «سرمایه در برابر فناوری، بازار در برابر متحد» را شکل داده است.
همکاری نظارتی و سایبری: «ائتلاف دیجیتال» پنهان
در کنار همکاریهای نظامی و اقتصادی، رشتهای پنهانتر از ابتدا در تار و پود رابطه امارات و رژیم صهیونیستی تنیده شده بود: همکاری عمیق در فناوریهای نظارتی و امنیت سایبری. بر اساس ایمیلهای فاششده، امارات در اوت ۲۰۱۳ با NSO قرارداد مجوز نرمافزار جاسوسی پگاسوس را امضا کرده بود. پس از عادیسازی، NSO یک شعبه اختصاصی خلیج فارس برای امارات ایجاد کرد که به سودآورترین بخش تجاری این شرکت تبدیل شد و سالانه صدها میلیون دلار درآمد داشت.
طبق برآورد لوموند، هزینه پنجساله امارات برای سیستم پگاسوس حدود ۲.۰۷ میلیارد یورو بوده است. این فناوریها نه برای مبارزه با تروریسم، بلکه به طور سیستماتیک علیه منتقدان، روزنامهنگاران و فعالان حقوق بشر به کار گرفته شد و ۳۶ خبرنگار الجزیره از جمله قربانیان آن بودند.

پس از ۲۰۲۰، شرکتهای امنیت سایبری اسرائیلی به بازار خلیج فارس هجوم بردند و شرکت دفاعی رافائل اسرائیل کنسرسیومی از شرکتهای سایبری برای ورود به امارات تشکیل داد. دو کشور پلتفرم اشتراک اطلاعات تهدید «گوی بلورین» را بر بستر مایکروسافت راهاندازی کردند.
امارات همچنین ۶۰۰ میلیون دلار برای نصب سامانه نظارتی «چشم شاهین» اسرائیل هزینه کرد و مأموران سابق NSA را برای اجرای «پروژه کلاغ» و توسعه اپلیکیشن ToTok با قابلیتهای جاسوسی به کار گرفت.
هدف اصلی گسترش همکاریها: خدشهدار کردن امنیت ملی ایران
اگرچه امارات در ظاهر، همکاریهای نظامی و امنیتی خود با رژیم صهیونیستی را در چارچوب «دفاع مشروع» و «مقابله با تهدیدات منطقهای» توجیه میکند، اما بررسی ماهیت، گستره و زمانبندی این همکاریها آشکارا نشان میدهد که بخش عمدهای از آن، نه واکنشی تدافعی، بلکه کنشی تهاجمی با هدف خدشهدار کردن امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران بوده است.

استقرار سامانههای آفندی و پدافندی اسرائیل در خاک امارات، نه برای دفع تهدیدی فرضی، بلکه برای ایجاد سکوی عملیات علیه ایران صورت گرفته است. بر اساس گزارشهای اطلاعاتی تأییدشده، اسرائیل از پایگاههای نظامی در خاک امارات برای عملیاتهای شناسایی، جمعآوری سیگنالهای الکترونیک (SIGINT)، و حتی هدایت حملات پهپادی به عمق خاک ایران استفاده کرده است. این اقدامات، امارات را از یک کشور بیطرف به شریک مستقیم در اقدامات خصمانه علیه ایران تبدیل کرده است.
الف) قرارگاه جاسوسی علیه ایران در قلب خلیج فارس
فراتر از همکاریهای نظامی آشکار، امارات به پایگاه اصلی جاسوسی اسرائیل علیه ایران در منطقه خلیج فارس تبدیل شده است. بر اساس اسناد فاششده توسط گروه هکری «دیدهبان عدالت» در سال ۲۰۲۵، موساد با همکاری کامل سرویس اطلاعاتی امارات (SSI)، شبکهای از ایستگاههای شنود الکترونیک در جزایر مصنوعی امارات، مناطق ساحلی و حتی مناطق آزاد تجاری مستقر کرده است.
این شبکه برای رهگیری ارتباطات نظامی و غیرنظامی ایران، شناسایی تحرکات سپاه پاسداران در آبهای خلیج فارس، و جمعآوری اطلاعات درباره برنامه موشکی و پهپادی ایران طراحی شده است. یک مقام سابق اطلاعاتی ایران در گفتوگو با پرستیوی تصریح کرد: «امارات اساساً به یک ایستگاه شنود بزرگ برای اسرائیل تبدیل شده؛ آنها هر آنچه را که از ایران میشنوند، مستقیماً به تلآویو مخابره میکنند».

نرمافزار پگاسوس که پیشتر به آن اشاره شد نیز تنها یک ابزار نظارتی داخلی نبوده است. بر اساس گزارش گروه تحقیقاتی سیتیزنلب، از میان ۳۶ خبرنگار الجزیره که هدف جاسوسی قرار گرفتند، تعدادی مسئولیت پوشش خبری برنامه هستهای و توانمندیهای دفاعی ایران را بر عهده داشتند. هدف، نفوذ به شبکههای اطلاعاتی مرتبط با ایران از طریق رخنه در دستگاههای تلفن همراه روزنامهنگارانی بود که به منابع حساس در داخل ایران دسترسی داشتند.
ب) امارات در جنگ ۲۰۲۶: از بیطرفی تا مشارکت فعال و رسیدن زمان تسویه حساب
با آغاز جنگ ۲۰۲۶ میان ایران از یک سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر، امارات نمایش بیطرفی خود را به کلی کنار گذاشت و عملاً به پایگاه لجستیک و عملیاتی جبهه ضدایرانی تبدیل شد. بر اساس گزارشهای میدانی تأییدشده توسط خبرگزاریهای بینالمللی، امارات نه تنها اجازه استفاده از پایگاه هوایی الظفره را برای پرواز هواپیماهای نظامی آمریکا صادر کرد، بلکه به عوامل و سرویسهای جاسوسی رژیم صهیونیستی اجازه استقرار در خاک خود به منظور طراحی اقدامات خرابکارانه، امنیتی و نظامی علیه ایران را داد.
ایران در فاصله ۲۸ فوریه تا ۸ آوریل ۲۰۲۶، بیش از ۵۵۰ موشک بالستیک و کروز و بیش از ۲۲۰۰ پهپاد به سمت امارات شلیک کرد. این حجم از حملات ایران به نقاط مختلف در امارات، تصادفی نبود. ایران صریحاً اعلام کرده بود که هر کشوری که خاک خود را در اختیار اقدامات خصمانه علیه جمهوری اسلامی قرار دهد، به عنوان بخشی از جبهه دشمن تلقی خواهد شد و با آن به مثابه خاک دشمن رفتار میشود. امارات با انتخاب آگاهانه خود، دقیقاً در این موقعیت قرار گرفت.

با توجه به تحولات جاری منطقه، تداوم اشغالگری و جنایات رژیم صهیونیستی در فلسطین، لبنان و سوریه و حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به زیرساختهای ایران، تردیدی وجود ندارد که جمهوری اسلامی ایران و متحدانش در محور مقاومت، حساب ویژهای برای امارات باز کردهاند. نهادهای نظامی و امنیتی ایران به صراحت هشدار داده اند که «امارات با اقدامات خود خط قرمزهای ایران را رد کرده و این موضوع بدون پاسخ نخواهد ماند».
اکنون به نظر میرسد که آن روز بسیار نزدیکتر از چیزی است که حاکمان ابوظبی تصور میکردند. حزبالله لبنان، انصارالله یمن و حشد شعبی عراق – که همگی در صف مقدم مبارزه با اسرائیل و آمریکا قرار دارند – بارها هشدار دادهاند که امارات بهای سنگینی برای نقش خود در این جنگ خواهد پرداخت.
یحیی سریع، سخنگوی نیروهای مسلح یمن، در بیانیهای که موجی از نگرانی را در محافل اماراتی برانگیخت، گفت: «اگر امارات به مشارکت در تجاوز علیه ایران و یمن ادامه دهد، ما از تمام توانمندیهای موشکی و پهپادی خود برای هدف قرار دادن عمق امارات استفاده خواهیم کرد. برجهای شیشهای دبی و ابوظبی در برابر اراده ملتهای آزاده منطقه فرو خواهند ریخت».
چالش «اسرائیل دوم» و تنشهای درونی؛ پایان بازی برای پناهگاه امن صهیونیسم
نزدیکی عمیق امارات به رژیم صهیونیستی، واکنشهای شدیدی را در جهان عرب برانگیخته است. اسناد محرمانه نظامی آمریکا که در سال ۲۰۲۵ فاش شد، نشان داد که شش کشور کلیدی عربی (از جمله امارات) همزمان با محکومیت لفظی عملیات نظامی رژیم صهیونیستی در غزه، در خفا به گسترش همکاریهای نظامی خود با اسرائیل ادامه میدهند. یک تحلیلگر سعودی تصریح کرد که امارات «خود را در آغوش صهیونیسم انداخته» و به «اسب تروآی» اسرائیل در جهان عرب تبدیل شده است.
در داخل امارات نیز مخالفتها رو به افزایش است: نظرسنجیها نشان میدهد ۸۹ درصد افکار عمومی عرب با به رسمیت شناختن اسرائیل مخالفند و ۹۶ درصد سعودیها از قطع تمام روابط با اسرائیل حمایت میکنند. برای سرکوب مخالفتها، دولت امارات فشار بر فعالان ضدعادیسازی را افزایش داده و شماری از شهروندان و مقیمان خارجی را بازداشت کرده است.

امارات متحده عربی با این تصور که میتواند همزمان هم شریک راهبردی اسرائیل باشد و هم از عواقب سیاستهای تجاوزکارانه خود بر علیه امنیت ملی ایران در امان بماند، مرتکب یک اشتباه محاسباتی مرگبار شده است.
امنیتسازی برای رژیم صهیونیستی در خلیج فارس، مشارکت در جاسوسی علیه ایران، فراهم کردن بستر لجستیک برای حملات به خاک ایران، و تلاش برای عادیسازی حضور نظامی صهیونیستها در همسایگی ایران، همه و همه مصادیق بارز «شرارت» و «خصومت» است که دیر یا زود پاسخی درخور دریافت خواهد کرد.
سران ابوظبی باید بدانند که همانطور که با کمک آنها، نتانیاهو ابوظبی را به یک پناهگاه امن برای خود تبدیل کرده، ایران نیز ابوظبی را به جهنمی برای او تبدیل خواهد کرد. اماراتیها باید بدانند که پایان خوشی در انتظار این همراهی نیست.
مشرق