حدیدنیوز؛در پس همه بهانههای مبتذل، واهی و کذب که شبکه جهانی صهیونیزم با عاملیت ترامپ-نتانیاهو برای حمله به ایران و فروپاشی نظام و کشور «ایران» تراشیده و در امپراتوری رسانهای فاسد خود تکرار میکند، دلایل بسیار عمیقتر و راهبردیتری نهفته است که گاه مورد توجه تحلیلگران و نظریهپردازان مستقل جهان قرار میگیرد.
خانم «الن براون»، وکیل، نویسنده و تحلیلگر آمریکایی که سالها برای اصلاح نظام مالی جهانی و کاستن از نفوذ الیگارشی زرسالاران جهانی (عمدتاً صهیونی) مبارزه کرده، در مقالهای فنی برای وبگاه کانادایی «گلوبال ریسرچ»، یکی از دلایل بنیادین دشمنی نظام سلطه (لیبرال-سرمایهداری) با جمهوری اسلامی ایران را فاش میکند.

تمام تحلیل زیر برگرفته از مقاله «همه جنگها جنگهای بانکداران است: ایران و پایانبازی بانکداران» نوشته الن براون، منتشر شده در پایگاه Global Research در تاریخ ۱۳ آوریل ۲۰۲۶ است.
این مقاله یکی از مهمترین و نادرترین تحلیلهای موجود درباره پیوند میان جنگهای غرب آسیا، نظام مالی جهانی مبتنی بر بهره، و نقش منحصربهفرد ایران در فروپاشی این نظام است.
ما در ادامه، گزارشی از این مقاله را با لحنی سادهتر و توضیحات الحاقی به مخاطبان مشرق ارائه میدهیم.
پیشزمینه: نظام «بردهداری ربوی جهانی» چیست؟
پیش از آنکه به نقش ایران بپردازیم، باید ماهیت نظامی را که الن براون آن را هدف نهایی «تصاحبگران» میداند، به زبان ساده توضیح دهیم.
تصور کنید یک هرم عظیم از بدهی و قمار مالی روی کل جهان سایه انداخته است. در قاعده این هرم، پول سپردهگذاران عادی، صندوقهای بازنشستگی، و سرمایهگذاران خرد قرار دارد. در رأس آن، چند بانک بزرگ مانند جیپی مورگان، گلدمن ساکس و سیتیگروپ نشستهاند. این بانکها چیزی به نام «مشتقات مالی» را اختراع کردهاند که در ظاهر ابزاری برای مدیریت ریسک است، اما در واقع یک ماشین عظیم قمار است. ارزش اسمی این بازار امروز به ۸۴۶ تریلیون دلار رسیده، هفت برابر کل اقتصاد جهان!

مشتقات» ابزارهای مالی هستند که ارزششان از یک دارایی پایه دیگر «مشتق» میشود. این دارایی پایه میتواند هر چیزی باشد: نفت، طلا، ارز، اوراق قرضه دولتی، نرخ بهره، و حتی بیمهنامه یا خطر جنگ.
به زبان خیلی ساده، «مشتقات» شبیه شرطبندی روی آینده هستند. مثلاً شما شرط میبندید که قیمت نفت تا سه ماه دیگر بالا میرود یا پایین. اگر درست حدس بزنید، پول میبرید؛ اگر غلط، پول میبازید. تفاوتش با قمار معمولی در این است که این شرطبندیها در قالب قراردادهای به ظاهر «مالی» و «حقوقی» میشوند و در بازارهای رسمی معامله میگردند.
لازم به ذکر است که درست همین چند روز اخیر، که بحث «بازشدن کامل تنگه هرمز» بابت اشتباه در تفسیر توئیت یکی از مسوولان و البته معرکهگیری کذب و دجالگونهی ترامپ، سر زبانها افتاد، گزارش شد که اعضای خانواده و نزدیکان ترامپ، دهها میلیون دلار روی پایینآمدن قیمت نفت شرطبندی کردند و سود کردند!
جدای از این، مشکل از اینجا شروع میشود که این ماشین قمار بر یک اصل ساده استوار است:
بهره یا ربا. پول باید از خود پول تولید شود، بدون اینکه فعالیت واقعی اقتصادی در کار باشد. این دقیقاً همان چیزی است که ارسطو دو هزار و چهارصد سال پیش آن را «منفورترین شکل کسبدرآمد» نامید.
{لازم به یادآوری است که «ربا» یکی از منفورترین حرامهای الهی نزد رسول گرامی اسلام(ص) و ائمه هدی(سلام الله علیهم اجمعین) بوده و احادیث و روایات بسیار عتابآلود و شدیدا هشداردهندهای از آن بزرگواران در حرمت و شناعت ربا ثبت شده است. در یکی از معروفترین احادیث در این باب، رسول خدا فرمود: ربا، هفتاد و سه در دارد که کوچکترین آن، مثل این است که انسان با مادر خود هم بستر شود. }

«ربا»، سلاحی مرگبار در دست صهیونیزم جهانی برای به بردگیکشیدن ملتها
اما نکته تاریکتر این است که قوانین در چند دهه اخیر به گونهای تغییر داده شده که در صورت ورشکستگی، طلبکاران مشتقات (همان بانکهای بزرگ)
اولویت فوقالعاده دارند. یعنی اگر هرم فرو بریزد، آنها میآیند و تمام داراییهایی را که به عنوان وثیقه گذاشته شده بود، تصاحب میکنند.
این همان تصاحب بزرگ (The Great Taking) است که دیوید راجرز وب در کتاب خود شرح داده. سپردهگذار عادی فکر میکند پولش مال خودش است، اما در واقع فقط یک «طلبکار بدون وثیقه» است که در صف آخر میایستد.

مدیران عامل هفت بانک اصلی رباخوار دنیا
این نظام را «بردهداری ربوی» مینامند برای اینکه اکثریت مردم ناآگاهانه در آن کار میکنند، بدهکار می شوند، بهره میپردازند، و تمام عمر در خدمت ماشینی هستند که برای سود چند بانک طراحی شده است.
ایران: تنها نقطه بیرون از این نظام
الن براون در مقاله خود به یک حقیقت ساده اما انقلابی اشاره میکند: ایران از سال ۱۹۸۳، با قانون عملیات بانکی بدون ربا، تنها نظام بانکی کاملاً بدون بهره جهان را اجرا کرده است. در این نظام، خبری از «پول از خود پول درآوردن» نیست. بانکها از طریق مشارکت در سود و زیان، اجاره، و تأمین مالی با حاشیه سود کار میکنند. پول در خدمت اقتصاد واقعی است، نه برعکس.
{ذکر این توضیح لازم است که میان قوانین بالادستی و موضوعه کشور ما و عملکرد واقعی، ممکن است به واسطهی اثرگذاری دلایل متعدد، اختلافاتی وجود داشته باشد و حتی برخی عملکردهای بانگی در کشور، حتی با قوانین رسمی کشور، انطباق حداکثری نداشته باشد، اما منظور این است که ارادهی کلی نظام در حالت مطلوب است که در قانون هر کشوری متبلور می شود و روزی که «عملکرد» ها بر «قوانین» منطبق شوند، حالت ایدهآل برقرار می گردد. با این حال، در پیوند با موضوع این مقاله، بحث اصلی الن براون این است که ایران تنها کشوری است که در قوانین آن هیچ روزنهای برای «ربا» باز نیست. }

نماد «گوساله سامری» در قلب مالیهی جهانی(وال استریت در نیویورک)

تابلویی از مواجههی حضرت موسی(ع) با شرکورزی قوم خود و پرستش گوساله سامری
این یعنی ایران یک
الگوی زنده و موفق از یک نظام مالی جایگزین است. و این دقیقاً همان چیزی است که «تصاحبگران» از آن میترسند. چرا؟ چون اگر مردم جهان ببینند که میشود بدون ربا زندگی کرد، بدون اینکه داراییهایشان در تله وثیقه و بازفرضتعهد گرفتار شود، آنگاه سرمایهها از بازارهای غرب فرار خواهند کرد. ایران تبدیل میشود به یک «منطقه امن مالی» که قوانین بازی را تغییر میدهد.
به همین دلیل است که ایران در طرح محرمانه پنتاگون (که ژنرال وسلی کلارک در سال ۲۰۰۷ فاش کرد) به عنوان
آخرین و مهمترین هدف از هفت کشور تعیین شده بود. شش کشور دیگر (عراق، سوریه، لبنان، لیبی، سومالی، سودان) یا نابود شدند یا دچار تغییر رژیم گشتند. ایران باقی ماند. نه به خاطر هستهای، که به خاطر نظام بانکی «بدون بهره».
مکانیسم فروپاشی: چگونه پیروزی ایران ماشین ربوی را متوقف میکند؟
اِلن براون به طور مستقیم سناریوی پیروزی ایران را ترسیم نکرده، اما تمام مؤلفههای لازم برای ترسیم آن را فراهم کرده است. مساله را گام به گام بررسی می کنیم.
گام اول: شکست نظامی و فروپاشی طرح «هفت کشور»
فرض کنیم ایران نه تنها حملات را دفع کند، بلکه با پیروزی کامل، بازدارندگی خود را به سطحی برساند که هیچ قدرت خارجی دیگر نتواند به فکر حمله باشد. این به معنای پایان رویای تسلط بیچالش بر غرب آسیا و مسیرهای انرژی است. «تصاحبگران»، یا همان «رباخواران اصلی دنیا»، ابزار اصلی خود برای اعمال فشار بر ایران را از دست میدهند ...جنگافروزی دیگر یک گزینه نیست.
گام دوم: تثبیت ایران به عنوان الگوی جایگزین و قابل مشاهده
پیروزی در جنگ، ایران را در چشم جهانیان نه به عنوان یک کشور تحریمشده و محاصرهشده، بلکه به عنوان
یک قدرت پیروز و مقاوم معرفی میکند. این موفقیت، توجه کشورهای دیگر، به ویژه در جنوب جهانی، را به نظام بانکی بدون ربا جلب میکند. کشورهایی که از فشارهای صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی خسته شدهاند، اکنون یک الگوی واقعی و عملیاتی میبینند.
گام سوم: آغاز فرار سرمایه از غرب به سمت بلوک بدون ربا
این نقطه حساس ماجراست. حباب عظیم ۸۴۶ تریلیون دلاری مشتقات به نقدینگی و وثیقه ثابت نیاز دارد. این نقدینگی از سپردههای مردم عادی، صندوقهای بازنشستگی، و سرمایهگذاران نهادی تأمین میشود. وقتی این سرمایهگذاران متوجه شوند که:
-داراییهایشان در غرب در واقع مال خودشان نیست و در صورت بحران تصاحب میشود.

-یک جایگزین امن به نام نظام بدون ربا در ایران وجود دارد که پیروزی نظامی خود را نیز اثبات کرده است.
آنگاه یک حرکت جمعی برای خروج سرمایه آغاز میشود. این حرکت نیازی به اکثریت ندارد؛ حتی یک خروج نسبی برای لطمه زدن به حباب کافی است.
گام چهارم: ترکیدن کنترلنشده حباب مشتقات
«تصاحبگران» برنامه خود را بر این گذاشته بودند که خودشان با ایجاد یک بحران کنترلشده (مانند بحران هرمز)، «سنجاق» را به حباب بزنند و سپس در فضای ورشکستگی، اولویت فوقالعاده خود را اعمال کرده و همه چیز را تصاحب کنند. اما اگر سرمایه پیش از آنکه آنان سنجاق را بزنند، فرار کند، حباب به شکلی
کنترلنشده و
خودبهخود میترکد. در این سناریو، حتی اولویت فوقالعاده هم کمکی نمیکند، چون وثیقهای برای تصاحب باقی نمانده است. ماشین ربوی از درون فرو میپاشد.
گام پنجم: تولد نظام مالی جهانی جدید
با فروپاشی سلطه نظام ربوی، فضای خالی ایجاد میشود. ایران به همراه متحدان خود (روسیه، چین، و سایر کشورهای مخالف نظام تکقطبی) میتوانند یک
نظام مالی موازی مبتنی بر مشارکت، عدم رباخواری، و مالکیت واقعی داراییها ایجاد کنند. این نظام دیگر نیازی به سوئیفت، بانک تسویه حسابهای بینالمللی (BIS)، یا قوانین غربی ندارد. قوانین خودش را مینویسد.
چرا مقاله الن براون این سناریو را به صراحت نگفته است؟
این سوال مهمی است که چرا خانم براون سناریوی پیروزی ایران را در مقاله به طور آشکار بررسی نکرده است. الن براون یک تحلیلگر غربی است که در بستر رسانههای غربی مینویسد. اگر او مستقیماً بنویسد «پیروزی ایران به معنای آزادی جهان از سلطه ربوی است»، مقالهاش هرگز منتشر نمیشد. به همین دلیل او مجبور است از زاویه «هشدار» وارد شود: بگوید که جنگ را سریع تمام کنید، وگرنه تصاحبگران همه چیز را میبرند. اما هر خواننده دقیقی میتواند پشت این هشدار،
نقشه راه معکوس را ببیند. همان مؤلفههایی که او به عنوان ابزار تصاحب معرفی میکند (حق بیمه آشوب، سنجاق حباب، حذف الگوی جایگزین) دقیقاً همان مؤلفههایی هستند که در صورت پیروزی ایران، علیه خود تصاحبگران عمل خواهند کرد.
نتیجه نهایی: پیروزی ایران، شکست بردهداری ربوی
اگر بخواهیم در یک جمله خلاصه کنیم: نظام ربوی جهانی مانند یک خونآشام است که برای زنده ماندن به سرمایههای مردم نیاز دارد. ایران تنها کشوری است که نشان داده میتوان بدون این خونآشام زندگی کرد و حتی پیروز شد. پیروزی نظامی ایران، این پیام را به تمام جهان میفرستد که نه فقط میتوان بدون ربا زیست، بلکه میتوان در برابر کسانی که میخواهند ربا را به زور حاکم کنند، ایستاد و پیروز شد.
در آن لحظه، دو اتفاق میافتد. اول، سرمایه از نظام ربوی فرار میکند و حباب مشتقات فرو میپاشد. دوم، ملتها و دولتهای دیگر الگوی ایران را کپی میکنند. ماشین «پول از خود پول درآوردن» خاموش میشود. و برای اولین بار در قرنها، جهانی بدون «بردهداری ربوی» شکل میگیرد.
این همان چیزی است که الن براون در لایههای پنهان مقاله خود به آن اشاره میکند. و به همین دلیل است که این مقاله، با وجود ظاهر فنی و پیچیدهاش، در حقیقت یک
سند استراتژیک برای درک اهمیت تاریخی پیروزی ایران است.