حدیدنیوز؛«دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا، که در دورهی اول ریاست جمهوری اش از گرفتار شدن در باتلاق جنگهای بیپایان در خاورمیانه اجتناب کرده بود، در دورهی دوم اجارهنشینیاش در کاخ سفید بالأخره با طناب پوسیدهی «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر رژیم صهیونیستی، در این چاه عمیق فرو رفت و اکنون راه آبرومندانهای برای خروج از جنگ با ایران پیدا نمیکند.
اکنون مثل روز روشن است که جنگ با ایران نهتنها نمیتواند، چنانکه ترامپ دلش میخواست، با «تسلیم بیقیدوشرط» جمهوری اسلامی به پایان برسد، بلکه روزبهروز بیشتر به نشانهی جدیدی از افول امپراتوری آمریکا و مخصوصاً عامل نابودی میراث ریاستجمهوری ترامپ شباهت پیدا میکند.
روزنامهی آمریکایی نیویورکتایمز طی یادداشتی تحت عنوان «ترامپ در یک تلهی سیاست خارجی آشنای آمریکایی افتاده
[۱]» به قلم «راس دودت» ستوننویس باسابقهی این روزنامه، در همینباره توضیح داده است.
آنچه در ادامه میخوانید، ترجمهی یادداشت نیویورکتایمز است.

«دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا، در دورهی اول ریاستجمهوریاش به نظر میرسید از شکستهای گذشتهی آمریکا در خاورمیانه درس گرفته باشد، و حتی در آخرین سند «راهبرد امنیت ملی» دولتش نیز تأکید کرده بود که خواص سیاسی آمریکا در گذشته با ورود به جنگهای بیپایان مرتکب اشتباه شدهاند. با این حال، بلندپروازی، غرور کاذب و اتکای بیشازحد بر توان نظامی باعث شد خودش جنگ با ایران را آغاز کند که اکنون میتواند ریاستجمهوری او را نیز، مانند رؤسایجمهوری که بارها آنها را ملامت کرده بود، به نابودی بکشاند. به نظر میآید رؤسایجمهور آمریکا از درس گرفتن از شکستهای گذشته در خاورمیانه ناتوان هستند.
دونالد ترامپ با تندرویهای کلامی و تهدیدهایش به سبک «پادشاه دیوانه
[۲]»، هر بحرانی را شبیه به لحظات پایانی
[۳] یک امپراتوری
[۴] و نقطهی فروپاشی قدرت آمریکا در جهان جلوه میدهد.
جنگ در ایران جدیدترین نمونه از این دست است؛ جایی که سایهی نابودی آخرالزمانیِ امپریالیسم آمریکایی بر تلاشهای متزلزل ترامپ برای حل بحرانی سنگینی میکند که خود او با قمار نظامیاش آفریده است. شاید آمریکایِ ترامپ، همان بریتانیای سال ۱۹۵۶ در بحران سوئز باشد که پی به ناتوانی خود میبرد و درمییابد که خورشید امپراتوریاش غروب کرده است. شاید خودِ ترامپ، همان «کرزوس
[۵]» پادشاه لیدیه، باشد که با تشویق یک غیبگو به [امپراتوری] پارس حمله کرد و تازه وقتی فهمید امپراتوریای که پیشگویی شده بود با این حمله نابود میشود، در واقع امپراتوری خودِ اوست، که دیگر خیلی دیر شده بود.

«یک تمدن کامل امشب خواهد مرد، و هرگز قرار نیست دوباره احیا شود. من نمیخواهم این اتفاق بیفتد، اما احتمالاً خواهد افتاد. با این حال، اکنون که ما «تغییر رژیم کامل و مطلق» داشتهایم و ذهنهای متفاوت، باهوشتر، و کمتر رادیکال [در ایران] غلبه پیدا کردهاند، شاید اتفاقی بتواند رخ دهد که به طرز انقلابیای شگفتانگیز باشد؛ «چه کسی میداند؟» امشب خواهیم فهمید؛ یکی از مهمترین لحظات در تاریخ طولانی و پیچیدهی جهان. ۴۷ سال اخاذی، فساد، و مرگ بالأخره پایان خواهد یافت. خداوند مردم گرانقدر ایران را حفظ کند!» پیام عجیب «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا، ساعاتی پیش از پایان بهاصطلاح ضربالاجلش برای باز شدن تنگهی هرمز توسط ایران. این پیام که در شبکهی اجتماعی «تروثسوشال» متعلق به خود ترامپ، منتشر شد و عملاً به معنای تهدید صریح به ارتکاب نسلکشی و جنایت جنگی بود، انتقادات زیادی را برانگیخت؛ تا جایی که حتی پاپ لئوی چهاردهم، رهبر کاتولیکهای جهان، نیز چنین تهدیدی را کاملاً «غیرقابلقبول» توصیف کرد. به علاوه، ترامپ که زمانی از نابودی تمدن ایران سخن میگفت، اکنون با نابودی امپراتوری آمریکا و میراث ریاستجمهوری خودش روبهروست.
با این حال، این احتمال نیز وجود دارد که جنگ ایران، بیش از آنکه یک گسست نهایی [و نشانهی فروپاشی نهایی امپراتوری ایالات متحده] باشد، بازگشتی به الگوهای آشنای سیاست خارجی آمریکا به سبک آشفتهی ترامپی باشد.
هرچه باشد، مگر اولین بار است که واشینگتن تلاش میکند ارادهاش را بر خاورمیانه، یا در مقیاس وسیعتر جهان اسلام، تحمیل کند و در این راه شکست میخورد؟ یا اولین مرتبه است که جستوجوی ما به دنبال یک «توافق بزرگ»، در عوض، منجر به درگیری میان سنی و شیعه، یا اسرائیلیها و اعراب میشود؟ یا اولین دفعه است که قدرت نظامی آمریکا در سطح تاکتیکی موفق عمل میکند، اما به جایش چشمانداز راهبردی پیش روی ما تیره و تار میگردد؟
قطعاً اینطور نیست. این همان داستان تکراری قرن بیستویکم است: کارنامهای طولانی از شکستهای آمریکا که قدمت آن به فروپاشی مذاکرات کمپ دیوید میان ایهود باراک و یاسر عرفات در سال ۲۰۰۰ برمیگردد.
بخشی از سیاههی این شکستها عبارت است از: تلاشهای محکومبهفنای چندین رئیسجمهور برای احیای فرآیند صلح اسرائیل و فلسطین؛ فاجعهی تهاجم جورج دابلیو. بوش به عراق و ظهور داعش؛ تصمیم نسنجیدهی باراک اوباما به سرنگونی دیکتاتور لیبی در جریان بهار عربی؛ و شکست مداوم سیاست ما در قبال ایران، چه با رویکرد تهاجمی و چه آشتیجویانه، برای رام کردن یا سرنگونی رژیم روحانیون. اگر دایرهی دیدمان را به آسیای مرکزی گسترش دهیم، آنگاه دو دهه جنگ در افغانستان نیز در این فهرست جای میگیرد.

تصاویری از خروج آخرین آمریکاییها و متحدانشان از سفارت واشینگتن در «سایگون» پایتخت ویتنام جنوبی، در سال ۱۹۷۵ (چپ) و خروج آخرین آمریکاییها و متحدانشان از سفارت واشینگتن در «کابل» پایتخت افغانستان در سال ۲۰۲۱. عقبنشینی مفتضحانهی آمریکا از افغانستان یکی از بدترین روزهای دورهی ریاستجمهوری «جو بایدن» رئیسجمهور سابق آمریکا، بود. «دونالد ترامپ» رئیسجمهور فعلی ایالات متحده، یکی از بزرگترین منتقدان عقبنشینی آمریکا از افغانستان بود، اما اکنون به نظر میآید عقبنشینی خودش از جنگ با ایران لحظهای مفتضحانهتر را برای امپراتوری آمریکا در خاورمیانه رقم خواهد زد.
در میان این «میراث خاکستر»، دورهی اول ترامپ به عنوان دورانی متمایز بود که در آن محدود شدن جاهطلبیهای آمریکا، موفقیتهایی را به همراه داشت: شکست داعش؛ ضربات کاری علیه ایران بدون اینکه هرگز به جنگ ختم شود؛ و اهداف کوچکتر اما پایدارتر در «پیمانهای ابراهیمی».
این در حالی است که ماجراجویی اخیر ترامپ در قبال ایران، بازگشتی به جاهطلبیهای بزرگ رؤسایجمهور قبل از اوست. در گذشته، آن جاهطلبیها در بازسازی منطقه شکست خورده بودند، اما ظاهراً ترامپ امیدوار بود که اینبار تفاوت داشته باشد؛ گمان میکرد رؤسایجمهور قبل از او بیرحمی لازم را نداشتهاند، و اتحاد قدرت نظامی آمریکا و اسرائیل میتواند تحولی سریع را از بالا رقم بزند [و با هدف قرار دادن رأس حکومت ایران، آن را سرنگون کند]. اما صدافسوس که تا به اینجای کار، اینبار هم اصلاً متفاوت از دفعات قبلی به نظر نمیرسد.

«هیچ توافقی با ایران در کار نخواهد بود، جز «تسلیم بیقیدوشرط!» پس از آن، و انتخاب رهبر(ان) عالی و قابلقبول، ما، و بسیاری از متحدان و شرکای شگفتانگیز و بسیار شجاعمان، خستگیناپذیر کار خواهیم کرد تا ایران را از ورطهی نابودی به عقب بازگردانیم، و آن را از نظر اقتصادی بزرگتر، بهتر و قدرتمندتر از هر زمان دیگری کنیم. «ایران آیندهای عالی خواهد داشت.» «ایران را دوباره عالی کنیم (میگا!)» [اشاره به شعار ترامپ، «آمریکا را دوباره عالی کنیم» (ماگا).] از توجه شما به این موضوع متشکرم! رئیسجمهور دونالد جِی. ترامپ»؛ پیام «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا، ۶ مارس ۲۰۲۶، در روزهای ابتدایی هفتهی دوم جنگ با ایران، در شبکهی اجتماعی متعلق به خودش موسوم به «تروثسوشال». ترامپ که میگفت باید در تعیین رهبر بعدی ایران نقش داشته باشد، تصور میکرد جایی که رؤسایجمهور قبلی آمریکا شکست خوردهاند، او میتواند موفق شود. این در حالی است که اکنون از دستور «تسلیم بیقیدوشرط» ایران به التماس مذاکره و توافق با جمهوری اسلامی رسیده است.
با این وجود، اکنون پرسش اینجاست که آیا این فصل جدید از شکست، واقعاً نسبت به موارد پیشین خیلی تضعیفکنندهتر است یا نه؟ آیا بدتر از مداخلههای نظامی ما در عراق، لیبی یا افغانستان است یا خیر؟ و آیا آنقدر بد هست که توصیفاتی چون «بریتانیا در سوئز» یا فروپاشی امپراتوری را توجیه کند یا نه؟ میتوان چنین استدلالهایی را مطرح کرد. میتوان گفت فاجعهی جنگ عراق از آنجایی قابلجبران بود که آمریکا در آن مورد با رقبای جدیای در سطح قدرتهای بزرگ روبهرو نبود، در حالی که شکست مفتضحانهی آمریکا در مورد کنونی [جنگ ایران] میتواند آینده را تقدیم چین و روسیه کند.
میتوان استدلال کرد که نمایش «مرد دیوانه
[۶]»ی ترامپ، اعتبار آمریکا را به گونهای نابود میکند که هزینههای آن بسیار فراتر از یکجانبهگرایی بوش یا زوال ناشی از کهولت سن جو بایدن است. همچنین میتوان اشاره کرد که این بحران هنوز به پایان نرسیده و سبک خاص ترامپ در «انحطاط امپراتوری» هنوز سالها فرصت دارد تا اوضاع را حتی از این هم بدتر کند.

«سقوط: چگونه دونالد ترامپ امپراتوری آمریکا را نابود کرد»؛ تصویر روی جلد هفتهنامهی بریتانیایی «نیو استیتسمن». جنگ ایران بسیار شبیه به جنگهای قبلیای است که آمریکا با شکست در آنها در مسیر نابودی امپراتوریاش گام برمیدارد. البته تفاوت جنگ ایران با جنگهایی مانند افغانستان و عراق در این است که به نظر میآید «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا، به این نتیجه رسیده که این جنگ را باید در سریعترین زمان ممکن پایان داد.
در عین حال، برخی ملاحظات مهم نیز وجود دارد. جنگی که در آن بخش بزرگی از توان نظامی ایران را با موفقیت نابود کردهایم، به هیچ عنوان شبیه به شکست مفتضحانهی فرانسویها در «دینبینفو» یا فاجعهی عقبنشینی ناپلئون از مسکو نیست.
همچنین وضعیت کنونی آمریکا شباهتی به بحران سوئز ندارد که در آن، ایالات متحده به عنوان یک ابرقدرت نوظهور از جایگاه برتر خود استفاده کرد و ناتوانی بریتانیا را آشکار ساخت. در حال حاضر هیچ ابرقدرت رقیبی مانع از تنشآفرینی ترامپ نمیشود، بلکه بزرگترین مانع در برابر جنگطلبی آمریکا، صرفاً افکار عمومی خودِ این کشور است که بهدرستی ترجیح میدهد برای چند دستاورد مبهم، متحمل تلفات انسانی یا افزایش سرسامآور قیمت بنزین نشود.
در همین حین، متحدان مختلف ما، چه اروپاییها و چه اعراب، ممکن است باز هم از دایرهی نفوذ ما دورتر خواهند شد، هرچند بعید است به سمت ایرانی بروند که ارتشش بهتازگی در هم شکسته (اگرچه رژیمش همچنان مقاومت میکند)، یا روسیهای که به نوبهی خودش در باتلاق بیپایان اوکراین گرفتار شده است. به علاوه، با وجود اینکه ایران توانایی زیادی در تهدید بازارهای جهانی به دست آورده، اما اقتصاد ما حتی نسبت به یک دهه قبلتر هم در برابر اختلالات انرژی بسیار مقاومتر شده است، چه برسد به دههی ۱۹۷۰.

شماری از سربازان ارتش آمریکا، ۷ مارس ۲۰۲۶، در پایگاه هوایی «دوور» در شهری به همین نام در ایالت دلاور، در جریان مراسم «بازگشت قربانیان»، تابوت گروهبان «دکلن کودی» جوان بیستسالهی اهل شهر «وست دِه موین» ایالت آیووا، را مقابل «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا، و «ملانیا ترامپ» بانوی اول این کشور، حمل میکنند. (رئیسجمهور و بانوی اول آمریکا در تصویر مشاهده نمیشوند.) کودی و شماری دیگر از اعضای ارتش آمریکا، پس از حملهی این کشور و رژیم صهیونیستی به ایران، در حملهی پهپادی ایران به یک مقر فرماندهی در کویت کشته شدند. دونالد ترامپ با تن دادن به آرزوی چندین دههای «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر اسرائیل، جان انسانهای بسیاری را قربانی جاهطلبیهای زیادهخواهانهی صهیونیستها کرد.
واضح است که عدم موفقیت آمریکا در جنگ، فرصتهای جدیدی را به چین هدیه میدهد، ایران را با یک سلاح اقتصادی و مسیری به سوی هستهای شدن به حال خود رها میکند، و تمرکز رهبران ما را از چالش بزرگ هوش مصنوعی منحرف میسازد، اما اگر یک آتشبس نامطلوب [هرچند ناقص]، برخی غرورهای کاذب را سرکوب کند، و ما را مجبور نماید به موضع «ترامپِ نسخهی ۱.۰» [دولت اول ترامپ] بازگردیم (یعنی به خاورمیانه به عنوان قلمرویی مملو از مشکلات بنگریم که باید مدیریت شوند، نه لزوماً برای همیشه حلوفصل شوند)، آنگاه میتوانیم امیدوار باشیم که سرنوشتی کمی بهتر از «پادشاه کرزوس» داشته باشیم و سقوط امپراتوریمان را به تعویق بیندازیم.
«تنگهی هرمز» چگونه از یکی از پررونقترین گذرگاههای آبی جهان به آبراه اشباح تبدیل شد. اگرچه آمریکاییها ادعا میکنند نیازی به تنگه هرمز و باز کردن آن ندارند، اما عصبانیت «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا، افزایش قیمت سوخت در این کشور، و برخی شواهد دیگر نشان میدهد ایران با بستن این تنگه عملاً یک سلاح هستهای را آزمایش کرده است.
[۱] Trump Has Fallen Into a Familiar U.S. Foreign Policy Trap Link
[۲] «پادشاه دیوانه» در افسانهها و تاریخ اصطلاحی برای اشاره به حاکمان یا سیاستمدارانی است که قدرت مطلق دارند، اما تعادل روانی ندارند و عمدتاً تصمیمات بیمنطق میگیرند و بعضاً موجب فروپاشی ساختار حکومتیای میشوند که در رأس آن قرار دارند.
[۳] How Great Powers Lose Wars They're Winning Link
[۴] The end of the American empire Link
[۵] کرزوس لینک
[۶] منظور از «مرد دیوانه» فردی است که ادای دیوانگان را درمیآورد تا خشمگین، بیقیدوبند، یا غیرقابلپیشبینی به نظر بیاید و از این طریق از طرف مقابل امتیاز بگیرد. در مورد ترامپ، تهدید به تخریب زیرساختها و «تمدن» ایران را میتوان مصداق این ترفند دانست.
منبع: مشرق