به گزارش حدیدنیوز؛ ایران با بهکارگیری پهپادها و موشکهای ارزانقیمت در برابر پدافندهای گرانقیمت، راهبردی را پیش گرفته که مؤسسه «جینسا» آن را «فرسودگی سپر»(منظور در اینجا فرسودگی سپر بازدارندگی اسرائیل و آمریکاست) مینامد. به گفته «جینسا» ایران از این طریق توانسته با تحمیل هزینههای سنگین، کارایی دفاع هوایی دشمنانش را بهشدت کاهش دهد.
تحول توان موشکی ایران؛ از بازدارندگی تا فرسایش پدافند دشمن
توسعه توان موشکی ایران که با موشک «شهاب-۳» و هدفگیری عمق استراتژیک اسرائیل آغاز شد، اکنون به مرحلهای از تکامل رسیده که موازنه قدرت در منطقه را بازتعریف میکند. شکست حملات آمریکا و اسرائیل به یمن در سال ۲۰۲۴ و مسدود شدن بابالمندب، گواهی بر سرمایهگذاری هوشمندانه محور مقاومت بر سلاحهای آفندی بود؛ تا جایی که مؤسسه «هادسون» بودجه نظامی انصارالله را فراتر از برآوردهای واشنگتن ارزیابی کرد.
نقطه عطف این تقابل، تجربیات حاصل از جنگ ۱۲ روزه بود. ایران با درک هدف آمریکا و اسرائیل مبنی بر نابودی «شهرهای موشکی»، ظرف تنها ۹ ماه نه تنها ذخایر خود را دو برابر کرد، بلکه در جنگ اخیر از شگفتانههای جدیدی برای واشنگتن و تلآویو رونمایی کرد؛ از جمله راهبرد «فرسودهسازی زرادخانههای پدافندی». شلیک متراکم موشکهای بالستیک، کارایی سامانههایی نظیر «آرو» را بهشدت کاهش داد و واشنگتن را ناچار به استقرار اضطراری سامانه «تاد» نمود.
برگ برنده اصلی ایران در این نبرد، بهرهگیری از کلاهکهای خوشهای است. این تسلیحات با رهاسازی دهها مهمات فرعی در ارتفاع بالا، سامانههای فرا-جو را با چالشی جدی مواجه کرده و شانس اصابت را حتی پس از رهگیری اولیه حفظ میکنند. طبق آمارهای رسمی، نرخ عبور موشکهای ایرانی در دو هفته نخست نبرد جاری، افزایشی ۹ برابری را نسبت به جنگ ۱۲ روزه تجربه کرده است.
در نهایت، فرسایش ۸۷ درصدی ذخایر موشکهای پاتریوت در منطقه، نشاندهنده ناکارآمدی چتر حمایتی غرب در برابر حجم آتش ایران است. این واقعیت نوین ثابت میکند که راهبرد «اشباع پدافند» و ارتقای تکنولوژیک کلاهکها، برتری میدان را بهطور قطعی به سود ایران تغییر داده است.
پهپادهای ایرانی.. از دردسر تا حاکمیت بر آسمان
تحولات نظامی سالهای اخیر، بهویژه نبردهای سال ۲۰۲۴ و ۲۰۲۶، پرده از واقعیتی نوین در عرصه توازن قدرت برداشت: «حاکمیت آسمان دیگر در انحصار تکنولوژی نظامی آمریکا نیست»، آنچه رسانههای غربی نظیر نیویورک تایمز و رویترز از آن به عنوان «دردسر پهپادهای ایرانی» یاد میکنند، اکنون به یک تغییر پارادایم راهبردی در جنگهای مدرن تبدیل شده است.
نقطه عطف این نبرد، «شکاف عمیق هزینهای» است. اعتراف مقامات پنتاگون به صرف موشکهای ۳ تا ۴ میلیون دلاری برای سرنگونی پهپادهای ۵۰ هزار دلاری، نشاندهنده یک «معادله باخت-باخت» و فرسایش سریع بودجههای نظامی واشنگتن و تلآویو است. در واقع، با هزینه تنها یک موشک پدافندی، ایران قادر به تولید بیش از ۱۰۰ پهپاد انتحاری است؛ ظرفیتی که با تولید انبوه (تا ۱۰ هزار فروند در ماه)، هرگونه شبکه پدافندی کلاسیک را به زانو درمیآورد.
راهبرد ایران، جایگزینی «کیفیتِ هزینهبر» با «کمیتِ هوشمندانه» است. برخلاف جنگندههای فوقپیشرفته که نیازمند بودجههای کلان و خلبانان خبره هستند، پهپادهای یکبارمصرف بدون ریسک جانی، موازنه راهبردی را به نفع «بازدارندگی فعال» تغییر دادهاند. مصرف ۵.۷ میلیارد دلار موشک رهگیر تنها در چهار روز نخست نبرد، گواهی بر این پیروزیِ «اقتصاد جنگ» است.
این بنبست راهبردی برای جبهه مقابل، ثابت کرد که ایران با اتکا بر توان بومی، نه تنها چتر حمایتی غرب را متزلزل کرده، بلکه آینده نیروی هوایی جهان را نیز از نو تعریف نموده است. تا زمان ظهور فناوریهای نوین پدافندی، برتری با منطق «کمیتِ اقتصادی» ایران است که قواعد سنتی قدرت را در لایههای جوی برهم زده است.
اثربخشی راهبرد نظامی ایران؛ فرسایش پدافند آمریکا و اسرائیل
گزارشهای تخصصی (نظیر جینسا) نشان میدهند راهبرد چندلایهی ایران با موفقیت توانسته زیرساختهای پدافندی آمریکا و اسرائیل را دچار اختلال کند. این موفقیت بر سه محور استوار است:
- نخست، انهدام شبکههای راداری و پیوندهای ارتباطی که منجر به تضعیف سیستم شناسایی شده است؛
- دوم، اشباع فضای نبرد با پهپادهای ارزانقیمت که به دلیل دشواری در ردیابی، نرخ اصابتی دو برابرِ موشکهای بالستیک داشتهاند
- و سوم، بهرهگیری از موشکهای خوشهای که علاوه بر ضربات زیرساختی، با ایجاد ناامنی در مسیرهای ترانزیت انرژی، هزینههای اقتصادی سنگینی را تحمیل کردهاند.
در نتیجه، نشانههای فرسایش در ذخایر موشکی پدافند آمریکا و اسرائیل نه تنها آشکار شده، بلکه به سطح بحرانی رسیده است. ناتوانی متحدان در جبران این کمبودها، ثابت میکند که تداوم این تقابل، هزینههایی غیرقابلتحملی را بر واشنگتن و تلآویو تحمیل کرده و موازنه قدرت را به سود ایران تغییر داده است.