حدیدنیوز: در تاریخ بازارهای مالی، لحظاتی وجود دارند که فراتر از نوسانات عادی، نشاندهنده یک تغییر پارادایم در نظم جهانی هستند. سقوط ۷۰۰ میلیارد دلاری ارزش بازار بورس نیویورک در یک روز و تبخیر بیش از ۲ تریلیون دلار سرمایه از آغاز درگیریها در ۲۸ فوریه، تنها یک «اصلاح بازار» نیست؛ بلکه بازتاب مستقیم ناتوانی ساختارهای امنیتی غرب در حفاظت از شریانهای حیاتی انرژی است.
تلاقی بحران انرژی و امنیت ملی
ریشه اصلی این سقوط در تغییر ماهیت جنگ از یک درگیری نظامی به یک «جنگ همهجانبه زیرساختی» نهفته است. حمله به فازهای ۳ تا ۶ پارس جنوبی و متعاقب آن، پاسخ متقارن ایران به تأسیسات الانجی قطر و پالایشگاههای کویت و امارات، مدل امنیتی «تضمین جریان انرژی» را که دههها توسط آمریکا در خلیجفارس اجرا میشد، به بنبست کشانده است.
وقتی نفت برنت از مرز ۱۱۲ دلار عبور میکند و گاز در اروپا جهشی ۳۰ درصدی را تجربه مینماید، بازار سهام با واقعیتی تلخ روبرو میشود: تورم هزینهمحور (Cost-Push Inflation) . این نوع تورم بر خلاف تورم ناشی از تقاضا، با ابزارهای سنتی بانک مرکزی قابل کنترل نیست و مستقیماً حاشیه سود شرکتهای بزرگ شاخص S&P 500 را میبلعد.
بنبست استراتژیک فدرال رزرو
یکی از محرکهای اصلی وحشت در والاستریت، فلج شدن «فدرال رزرو» است. تصمیم به حفظ نرخ بهره در محدوده ۳.۵ تا ۳.۷۵ درصد، نشاندهنده گیجی سیاستگذاران پولی است. فدرال رزرو در بدترین کابوس خود گرفتار شده است: «رکود تورمی» (Stagflation).
از یک سو، هزینههای بالای انرژی فشار تورمی را حفظ میکند و از سوی دیگر، ریزش بازار سهام و کاهش ثروت خانوارها (که به صندوقهای بازنشستگی متصل است)، تقاضای مصرفکننده را سرکوب مینماید. بازار اکنون درک کرده است که «چتر حمایتی فدرال رزرو» (Fed Put) دیگر وجود ندارد؛ چرا که بانک مرکزی نمیتواند همزمان با تورم ۱۱۰ دلاری نفت، سیاستهای انبساطی برای نجات بورس وضع کند.
سرایت جهانی و گسست زنجیره تأمین در آسیا
سقوط سنگین شاخصهای نیکی ژاپن و کاسپی کره جنوبی نشان داد که بحران خلیجفارس، قلب صنعتی آسیا را هدف قرار داده است. غولهای تراشهسازی مانند سامسونگ با تهدید دوگانه روبرو هستند: افزایش سرسامآور هزینه برق برای کارخانهها و کاهش تقاضای جهانی. انقباض بازارهای آسیایی به معنای کاهش صادرات و اختلال در زنجیره تأمین قطعات برای شرکتهای فناوری آمریکایی (Nasdaq) است که خود باعث تشدید روند نزولی در بورس نیویورک میشود.
این سقوط فراتر از نیکی ژاپن و کاسپی کره جنوبی، دامنگیر متحدان سرگردان منطقهای آمریکا شده است، عربستان سعودی در ۲۵ روز جنگ ۳۰۰ میلیارد دلار از ارزش بازار سهام خود را از دست داد و شاخص بورس این کشور در ۱۲ درصد سقوط کرد.
پالایشگاه رأس تنوره با ظرفیت ۵۵۰ هزار بشکه در روز به تعطیل شد. تولید نفت در سراسر خلیج فارس تا ۱۲ مارس به ۱۰ میلیون بشکه رسید.کسری بودجه که پیش از ۵.۸ درصد از تولید ناخالص داخلی پیشبینی شده بود، اکنون ممکن است به ۸ تا ۱۲ درصد افزایش یابد.
اقتصاد جنگ: برندگان و بازندگان راهبردی
در این میان، شکاف عمیقی میان «اقتصاد واقعی» و «صنعت نظامی-انرژی» ایجاد شده است. رشد ۵ تا ۶ درصدی سهام شرکتهایی مانند لاکهید مارتین و نورتروپ گرومن، گویای این واقعیت است که سرمایهگذاران تنها راه نجات را در تداوم و تشدید درگیریها میبینند.
اما این رشد، «رشد مخرب» محسوب میشود؛ زیرا ثروت از بخشهای مولد اقتصاد (تکنولوژی، تولید و خدمات) به بخشهای هزینهبر (تسلیحات) منتقل میشود. این جابهجایی سرمایه در بلندمدت منجر به تضعیف ساختار زیربنایی اقتصاد آمریکا خواهد شد.
پیامدهای ژئوپلیتیک برای ایران و جهان به ویژه آمریکا
از منظر راهبردی، سقوط بازارهای مالی ثابت کرد که ایران با تبدیل «پارس جنوبی» به خط قرمز و تثبیت توان تلافیجویانه در خلیجفارس، موازنه قدرت را تغییر داده و موفق شده است «هزینه تجاوز» را مستقیماً به سفره و پسانداز شهروندان غربی منتقل کند. در این میان، لفاظیهای تهاجمی ترامپ نه تنها بازار را آرام نکرد، بلکه به دلیل جدیتر شدن احتمال بسته شدن کامل تنگه هرمز، مانند «بنزین بر آتش» عمل کرد و وحشت از تورم جهانی را دوچندان ساخت.
در لایه داخلی آمریکا، جهش ۳۴.۸ درصدی قیمت بنزین و رسیدن آن به ۳.۹ دلار در کمتر از یک ماه، شعار انتخاباتی «سوخت ارزان» ترامپ را به بنبست کشانده و جنگ تحمیلی را به یک مسئولیت سنگین سیاسی برای دولت او تبدیل کرده است.
طبق نظرسنجی AP-NORC، اکنون ۴۵ درصد آمریکاییها به شدت نگران تأمین سوخت هستند و ۵۹ درصد نیز اقدامات نظامی واشنگتن را «بیش از حد» میدانند؛ این وضعیت نشان میدهد که برای دوسوم جامعه آمریکا، جلوگیری از فروپاشی معیشتی اکنون مهمترین اولویت سیاست خارجی است که مستقیماً با امنیت در خلیجفارس گره خورده است.
به گفته فارین افرز:آمریکا هیچ گزینه خوبی در ایران ندارد؛ ترامپ به یک راه خروج اضطراری نیاز دارد.
نتیجهگیری و چشمانداز
سقوط ۷۰۰ میلیارد دلاری والاستریت نقطه عطفی است که نشان میدهد قدرت نظامی بدون ثبات در بازارهای انرژی، فاقد کارایی است. اگر کسی جلوی جنون ترامپ را نگیرد و احتمال آتشبس طبق پیشبینی «پالیمارکت» در سطح ۷ درصد باقی بماند، باید منتظر نفت ۱۵۰ دلاری و سقوط شاخص S&P 500 به زیر ۶۰۰۰ واحد باشیم.
این بحران نشان داد که امنیت اقتصادی جهان به طور ناگستنی به ثبات در خلیجفارس گره خورده است و نادیده گرفتن منافع راهبردی ایران در حوزه انرژی، هزینهای معادل فروپاشی تدریجی بازارهای مالی غرب را به همراه خواهد داشت. والاستریت اکنون ترسانتر از هر زمان دیگری، منتظر جرقهای است که یا به مذاکره ختم شود یا به رکودی بزرگتر از ۲۰۰۸.