تحلیلهای منتشرشده در والاستریتژورنال و فارنافرز، بحرانی را نشان می دهد که ریشه در اشتباه محاسباتی ترامپ و مشاوران امنیتی او داشت؛ ترامپ بر این باور بود که جمهوری اسلامی ایران، در برابر تهدید نظامی آمریکا و اسرائیل، عقبنشینی خواهد کرد و پیش از آنکه بخواهد تنگه هرمز را ببندد، تن به مذاکره یا تسلیم خواهد داد. این تخمین نهتنها نادرست از آب درآمد بلکه به عاملی برای فرو رفتن آمریکا در یک بنبست راهبردی بدل شد.
طبق گزارش والاستریتژورنال، ژنرال «دن کین» رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا پیش از آغاز تجاوز نظامی هشدار داده بود که هرگونه اقدام علیه تهران میتواند با واکنش مستقیم ایران در تنگه هرمز همراه شود اما ترامپ، متأثر از برداشت سادهانگارانه، گمان میکرد که «نمایش قدرت» کافی است تا تهران را از مقابله بازدارد.
نتیجه، دقیقاً برعکس بود؛ موشکها، پهپادهای ایران توانستند مسیر نفتی جهان را در رده بالای ناامنی راهبردی قرار دهند.آنچه در عمل روی داد، شکافی عمیق میان محاسبه نظامی آمریکا و واقعیت میدانی ایجاد کرد. تنگه هرمز نهتنها بسته نشد بلکه به «نماد بازدارندگی فعال» ایران تبدیل شد و آمریکا و اسرائیل دریافتند که در هر نوع مواجهه مستقیم، زیرساختهای انرژی، حمل و نقل و فناوریشان آسیبپذیرتر از همیشه است.
شکست محاسباتی و راهبردی ترامپ ناشی از سه خطای بنیادین بود؛ نخست، نادیدهگرفتن عمق راهبردی و قدرت تصمیم ایران در استفاده از ابزارهای ژئواکونومیک چون تنگه هرمز. دوم، بیتوجهی به قدرت ترکیبی ملت بزرگ ایران در «همبستگی ملی» و سوم نادیده گرفتن «توان نظامی هوشمند ایران».
اکنون جنگِ شروعشده با تصور «تسلیم سریع تهران» به این واقعیت تبدیل شده که ایران در جایگاه تعیینکنندهتری نسبت به پیش قرار دارد، آمریکا در صحنه منطقهای دچار فرسایش اراده سیاسی شده و تنگه هرمز به متن اصلی نبرد قدرتهای قرن بیستویکم بدل گشته است.
کریس مورفی، سناتور دموکرات آمریکایی نیز با بیان اینکه ترامپ معتقد بود که ایران تنگه هرمز را نخواهد بست، گفته است: ترامپ فکر میکرد میتواند همه موشکها و پهپادهای ایران را نابود کند اما فهمید که این غیرممکن است.وی همچنین می گوید که ترامپ فکر نمیکرد یک جنگ منطقهای با این گستردگی ایجاد شود.
مورفی گفته است: ترامپ نمیتواند هیچ پایانی برای جنگ ایجاد کند و ایران قادر به حمله نامحدود است.ترامپ خواست ایران را در تنگنا قرار دهد، اما ایران اسلامی او را در تنگنای استراتژیک حبس کرد. ایران شریان حیاتی انرژی جهان را در کنترل خود قرار داد و واشنگتن در میانه خلیج فارس، بیهدف و بیراه خروج مانده است.
ترامپ عملاً میان «شکست نظامی» و «فروپاشی اقتصادی» گرفتار شد.رسانه فارنافرز این وضعیت را «دام راهبردی خودساخته» نامید؛ دامِ تصمیمی شتابزده که آمریکا را در همان تلهای انداخت که روزی در افغانستان و عراق تجربه کرده بود. اکنون، هر اقدام متقابل واشنگتن بهجای احیای هیبت، نشانه فرسایش توان و بیاعتمادی متحدانش است.
اهرم تنگه هرمز واشنگتن و متحدانش را به انفعال برده است. ترامپ روزی از برخی کشورها برای باز کردن تنگه هرمز کمک می خواهد و روزی خود را کنار می کشد و اذعان می کند که به او مربوط نیست.در خلیج فارس، دیگر ناوهای آمریکایی با غرور حرکت نمیکنند بلکه با بیم از موشکها و پهپادهای ایرانی، از ایران اسلامی فاصله گرفته اند. امروز، خلیج فارس نمادی از محدودیت دوران هژمونی و آغاز عصر جدیدی از موازنه هوشمند قدرت است.