>پايگاه خبری تحليلی حديد نيوز 12 مهر 1405 ساعت 19:13 http://www.hadidnews.com/news/47573/آواز-آزادی-اروپا-فقط-دور-خوش -------------------------------------------------- تحلیلی بر آزادی و دموکراسی در اروپا؛ عنوان : آواز آزادی اروپا فقط از دور خوش است! -------------------------------------------------- هر صدایی که از اروپا (این‌بار بخوانید فرانسه) مبنی بر آزادی، بلند می‌شود، چیزی جز آواز دهل نیست؛ همان آوازی که فقط از دور خوش است و برای به سلطه درآوردن دیگر کشورها نواخته می‌شود. متن : حدیدنیوز؛«بیایید این اروپا را که هرگز از سخن گفتن از انسان، باز نمی ایستد اما او را در هر گوشه از خیابان هایش و در هر گوشه ای از جهان قتل عام می کند، ترک کنیم.» این جمله ای از فرانتس فانون در پایان کتاب «دوزخیان روی زمین» است. کتابی که در نقد اروپایی که از انسان، آزادی و تمدن «فقط سخن» می گوید و تاریخ و رویه اش از اعمال دیگری روایت دارد، نوشته شده. حالا بیش از شش دهه می شود که از انتشار این کتاب گذشته است ولی با این حال بازهم می توانیم به همین جمله برگردیم و از آن استفاده کنیم. برای فهم این مهم، که چرا باید اروپا را ترک کنیم، اجازه دهید زاویه دیدمان را بر فرانسه قرن ۲۱ متمرکز کنیم. چندروزی است این کشور - که برای به دست آوردن آزادی، انقلاب های پیاپی را میزبانی و تن های آدمی را مهمان زندان هایی چون باستیل و سرها را نذر گیوتین کرد - در صدر اخبارهای بین الملل جا خوش کرده. تمام جریان های این چند روز در فرانسه - کشوری به مثابه «فقط لب و دهان آزادی» - از اعتراضات دانش آموزی آغاز شد. اعتراضاتی که در آن، دانش آموزان چندین درخواست از مقامات کشور خود در راستای بهبود روند آموزشی داشتند؛ از اصلاح فرسودگی ساختمان های مدارس و رفع نگرانی درباره آینده تحصیلی گرفته تا برطرف کردن مشکل نبود معلم. این روند اعتراضی ابتدا در پایتخت فرانسه آغاز شد و سپس به شهرهای دیگر این کشور سرایت کرد و اکنون، طبق آمار رسمی، نتیجه این اعتراضات بیش از پنج هزار بازداشتی است که ۸۵ درصد آن ها زیر سن قانونی هستند. بازداشت نوجوانان به جرم مطالبه گری درباره آینده شان، آن هم در کشوری مثل فرانسه که خود را مهد آزادی بیان می داند، به خوبی نشان می دهد که این ادعا تا کجا با واقعیت فاصله دارد. تمام سرکوب هایی که در این مدت برای ایجاد و برقراری نظم در فرانسه انجام شده، در حالی است که نه خبری از توییت های «کمک در راه» دشمن بود؛ همان آشوب و کشتاری که در زرورق آزادی پیچیده شد. نه اظهارات به خون دست شستگان صهیونیستی که با توییت های خود به وضوح اعتراف کردند از اعتراض مسالمت آمیز مردم به عنوان زمینه ای برای ایجاد آشوب و گسترش ناامنی استفاده کرده اند. این همان نقطه ای است که مقایسه فرانسه و ایران معنا پیدا می کند. اگر قرار باشد آزادی بیان و حق اعتراض، فارغ از مرز و جغرافیا، یک اصل پذیرفته شده باشد، چرا همان معیاری که امروز فرانسوی ها برای ایران تجویز می کنند، در قبال اتفاقات کشور خودشان به کار گرفته نمی شود؟ برای فهم این دوگانگی، بد نیست دوباره به زمستان مغموم و خونین ایران بازگردیم. زمستانی که، درست همان طور که نوشته شد، با اعتراضات به حق کسبه نسبت به گرانی دلار و نامعلوم بودن آینده اقتصاد ایران آغاز شد، اما در ادامه به زمینی برای پیش بردن اهداف کودک کشان این جهان تبدیل شد. در همین مسیر بود که ربع پهلوی، آن سوی مرزها، در حالی که خودش برای یک سخنرانی ساده پشت شیشه های ضدگلوله قرار می گیرد، مردم را به خیابان ها کشاند و به سمت دریدگان غرب دست گدایی اش را بالا برد تا با کمک آن ها بتواند در دریای ظلم و جور خود بیشتر غرق شود. نتیجه، زخمی بود که در دی ماه بر تن این مرزوبوم نشست؛ زخمی که تنها یک ماه و چند روز بعد، با سنگینی سایه جنگ بر سر کشور، ابعاد دیگری پیدا کرد. اینجا همان جایی است که دوباره می توان به رفتار فرانسه بازگشت؛ کشوری که در فاصله میان دی ماه تا نهم اسفندماه، بار دیگر سوزن و قیچی به دست گرفت تا لباس مندرس و قدیمی آزادی بیان را وصله پینه کند. اما آزادی بیانی که فرانسوی ها از آن سخن می گویند، امروز با تمامی جنایت هایی که رژیم های تروریستی آمریکا و صهیونیستی در جای جای جهان انجام می دهند، لباسی بدقواره و کهنه بر تن دارد؛ تن پوشی که هرچند وقت یک بار، اروپاییان سوزن و قیچی به دست می گیرند و به جای آن که واقعاً قدمی برای درست کردن آن لباس کهنه بردارند، همان قیچی و سوزن را در تن بی نوای آزادی فرو می کنند و بعد هم کمی عقب می روند و با همان خصوصیت خودبینانه شان، به به و چه چهی سر می دهند! باری، از اینجا می توان به اصل ماجرا رسید. خروس خواندن موسیوهای فرانسوی از همان جایی آغاز شد که امانوئل مکرون در توییتی درباره اتفاقات دی ماه، با همان ماسک معروف تئاترهای فرانسوی، با ناراحتی درخواست کرد تا آزادی بیان در ایران رعایت شود! بله، درست است؛ همان آزادی بیانی که چند سطر بالاتر درباره اش خواندیم. همان آزادی بیانی که بازیچه ای از سوی غرب نشینان عالم برای به زیرسلطه درآوردن کشورهای مشرق و اجرای اهداف شوم خودشان است؛ اهدافی که از دیرباز شامل استعمار و به زنجیر کشیدن ملت های دیگر بوده است. کمی بعد از آن نیز ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در ۱۴ ژانویه گفت فرانسه برخورد با معترضان، که همان آشوبگران بودند، را «غیرقابل تحمل و غیرانسانی» می داند. در ۲۸ ژانویه نیز، چون دید سبد صید سیاست خارجی اش خالی است، از آب گل آلود ماهی گرفت و اعلام کرد فرانسه همراه با شرکای اروپایی خود برای تحریم اقدام خواهد کرد. البته بیشتر از این هم از موسیوهای فرانسوی انتظار نمی رفت! چراکه حقیقت را به راحتی می توان «ندید»؛ درست مثل همین فرانسوی ها که با وجود آن که حقیقت را می دانستند، خود را به «ندیدن» زدند. مسئله اینجاست که وقتی ادعای دخالت خارجی در حوادث ایران مطرح می شود، تنها با یک ادعای بی پشتوانه روبه رو نیستیم؛ بلکه مواردی وجود دارد که به ادعای دخالت و نقش آفرینی خارجی در این اتفاقات اشاره می کند. از جمله آن که همکاران پرونده اپستین، آزادی بیان را در وهله اول بهانه کردند و سپس، با اقرار خودشان، پرده از حقیقت برداشتند؛ درست همان طور که ترامپ در ۵ آوریل ۲۰۲۶ در مصاحبه ای با فاکس نیوز اعتراف کرد که در دی ماه، برای مسلح کردن نیروهای تجزیه طلب و گسترش آشوب و ناامنی در ایران، اسلحه فرستاده است. در نمونه ای دیگر، حساب فارسی زبان موساد در توییتر نوشت نیروهای موساد در میدان حضور دارند تا خیابان ها را به خون بکشند، بی گناهان را به قتل برسانند و نیروهای امنیتی را تکه تکه کنند. با این حال، موسیوهای فرانسوی خود را به کوری زدند و در کاخ ورسای، جام هایشان را با خون انسان های بی گناه پر کردند و نوشیدند تا خود را فارغ از حقیقت بدانند. اما حقیقت، حتی اگر دیده نشود، از میان نمی رود. نابینایی و بی اعتنایی موسیوهای فرانسوی نمی تواند آنچه را رخ داده از پیش چشمان جهان دور نگه دارد. و اما حالا که خودشان با اعتراضات دانش آموزان مواجه شده اند، عنان از کف داده اند و در خیابان های شهر با تانک ها به استقبال نوجوانان می روند؛ آن هم در شرایطی که این معترضان خیال تکه تکه کردن پلیس، براندازی نظام و کودتا را در سر نمی پروراند یا با نیروهای کشورهایی که به دنبال قتل عام و برهم زدن آرامش کشور هستند، همکاری نمی کنند! اما اکنون همین مقامات فرانسوی که آزادی را به عروسک خیمه شب بازی فقط برای اجرای سیاست های خود در آن سوی مرزهایشان تبدیل کرده اند و خودشان کمترین اهمیت را به اصل آزادی نمی دهند، نوجوانان را دستگیر و مورد ضرب وشتم قرار می دهند! بله، این هم درست است که «همیشه مرغ همسایه غاز است»؛ کشوری که در ذهنمان آن را مهد آزادی بیان و کشوری پیشرو در برچیدن سلطنت می دانستیم، حالا برخوردشان با نوجوانان نشان می دهد که فاصله زیادی با تصویری که از خودش به جهان می فروشد، دارد. و در آخر باید به همان حرف فانون برگردیم؛ حرفی که از همه گویاتر است؛ چرا که، ایران زمین و بسیاری از کشورهایی که در سال های گذشته از سوی ابرقدرت های جهان آسیب دیده اند، به خوبی می دانند که هر صدایی که از اروپا مبنی بر آزادی، بلند شود، چیزی جز «آواز دهل» نیست؛ همان آوازی که فقط از دور خوش است و برای به زیر سلطه درآوردن دیگر کشورها نواخته می شود و هنگامی که به آن آواز نزدیک می شوی، آنچه که می شنوی چیزی جز ادعاهای پوچ و توخالی نیست که انسان را از همزاد بود خود با آن ها پشیمان می کند.