>>پايگاه خبری تحليلی حديد نيوز 6 مرداد 1405 ساعت 11:34 http://www.hadidnews.com/news/46563/خاطرات-رهبر-شهید-رسالتی-امام-ره-دوش-ایشان-نهادند -------------------------------------------------- عنوان : خاطرات رهبر شهید از رسالتی که امام (ره) بر دوش ایشان نهادند -------------------------------------------------- هبر شهید انقلاب اسلامی خاطره جالبی را از ایفای رسالتی که امام خمینی (ره) بر دوش ایشان نهادند، نقل می‌کنند. متن : زیست پربار و الهام بخش رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله العظمی سیدعلی خامنه ای(ره) سرشار از لحظه ها و رخدادهای ژرف و شگرفی است که تأمل در آنها انسان را به معرفت تازه ای درباره آن حکیم شهید، رهنمون می سازد، در این راستا بازخوانی خاطره ها و تاریخ شفاهی زندگی امام شهید امّت، حائز نقش و اهمیت بسزایی است. رهبر شهید انقلاب اسلامی در بخشی از خاطرات خود، روایت جالبی را از ایفای رسالتی که امام خمینی (ره) بر دوش ایشان نهادند، نقل می کنند و در این باره می گویند:مبارزات ما به تدریج در سال 41 شروع شد. خب با آن سابقه ذهنی طبعاً ما جزو اولین افرادی بودیم که به این خیل مبارزان پیوستیم. سال 42 بعد از جریان مدرسه فیضیه بود که امام به کلیه شهرهای ایران به علمای معروف و موجّه این شهرها پیغام داده بودند که محرم را به صورت یک فصلی برای شورش عمومی مردم علیه نظام حکومتی تبدیل کنند. قرار بر این بود که روز هفتم محرم در سراسر کشور همه منبری ها و گویندگان مذهبی و روز نهم محرم علاوه بر آنها همه دسته جات مذهبی به جای شعارهای معمولی و حرف های معمولی و روضه خوانی های معمولی راجع به مدرسه فیضیه و حمله کماندوها به طلاب و جنایات و فجایع شاه و دستگاه دولت و راجع به این ها حرف بزنند. امام من را به مشهد فرستادند، یعنی شاید خودم داشتم می رفتم به من این مأموریت را دادند، حالا دقیقاً یادم نیست که به خصوص برای این فرستادند یا اینکه من داشتم می رفتم به من گفتند این کار را بکن. به هر حال حامل رسالتی شدم از طرف امام برای مرحوم آیت الله میلانی و بقیه علمای مشهد که این کار باید انجام بگیرد. این پیام چند نکته داشت، یکی همین مسئله بود که باید منبری ها در روز هفتم بحث های مربوط به سیاست را پیش بکشند و روی منبرها مطرح کنند. مطلب دوم یک نوع هشداری بود در مقابل هجوم اقتصادی و سیاسی اسرائیل به ما، امام اصرار داشتند که اسرائیل دارد بر همه شئون ما تسلط پیدا می کند و شاه و دستگاه حکومت تحت تأثیر اسرائیل هستند. این مسئله ای بود که کمتر مورد توجه قرار می گرفت و به بسیاری که این نکته را گوشزد می کردیم، توجهی به آن نمی کردند... بعدها ما روشن شد که واقعا چگونه اسرائیل بر همه شئون ما در آن روزها تسلط داشته است. نکته سوم هم این بود که اگر همه آقایان علما و مردم با همدیگر هم دست باشند، دستگاه نمی تواند در مقابل آنها اقدامی انجام دهد و شکست خواهد خورد و مجبور به عقب نشینی خواهد شد. شهید خامنه ای (ره) خاطره خودرا از ایفای رسالتی که امام خمینی (ره) بر دوش ایشان نهاده بودند را این گونه تکمیل می کنند:من مشهد رفتم و این رسالت را ادا کردم، به مرحوم آیت الله میلانی گفتم، حالا تفصیلاتی دارد که چگونه گفتم و ایشان چگونه جواب فرمودند و آقایان دیگر چه گفتند و چگونه عمل شد، لکن به هر حال من پیام را رساندم و خودم برای سخنرانی به بیرجند رفتم ... آنجا هم با مرحوم آیت الله تهامی که از علمای بزرگ زمان خودش و در حد مراجع تقلید بود ارتباط برقرار کردم و از تصمیم خود به او گفتم. او باور نمی کرد که این اتفاق در شهری مثل بیرجند امکان وقوع داشته باشد و یک قدری هم واهمه داشت که مبادا در حوزه زندگی ایشان مثلاً ماها شلوغ کنیم و اشکالی پیش بیاید و دامن ایشان را هم بگیرد. می خواست من را به بلوچستان بفرستد اما استقامت کردم و ماندم و از روز هفتم شروع کردم و هیچ کس در بیرجند نبود. بیرجند به دلیل اینکه عَلَم آن روز نخست وزیر بود، بیرجند هم پایتخت علم و استراحتگاه شاه بود. ما این منطقه را به همین دلایل انتخاب کرده بودیم. آنجا من شروع کردم، تا روز نهم ادامه دادم، بعد من را بازداشت کردند، این اولین بازداشت من بود. از آنجا دیگر مبارزات سیاسی ام وارد مرحله دیگری شد. انتهای پیام/ منبع:خبرگزاری تسنیم